پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون
چهارشنبه 1 دی 1389 12:29 PM9) عمان ساماني و عاشورا، مدرسه عشق و عرفان
از جمله كساني كه به صحنه عاشورا از منظر عرفان نظر كرده است، عمان ساماني (1322 هـ.ق) است.عمان در نگاه عرفاني خود به واقعه جانسوز كربلا، از تجلي حضرت حق در هستي و ظهور عشق و عرضه آن بر موجودات و پذيرش آن از سوي انسان و بدنبال آن صفبندي سعادتمندان و شقاوتپيشگان در طول تاريخ انسان، تصويري منسجم و يكپارچه ميپردازد كه كربلا مركز به اوج رسيدن عشق رباني ماندگارترين صحنه آن بشمار ميآيد.
او عاشورا را ميداني ميداند كه سالكان در آن سلوك ميكنند تا به مراد و مقصود خود برسند. در اين ميدان امام حسين(ع)، قطب عرفان و مرشد سالكان است و اصحاب او مريدان و رهپويان وصالاند. حسين(ع) در اين مسلخ، در صدد آزمايش دانستههاي عرفاني خود است و آنها را در بوته تجربه و آزمايش قرار داده است؛ به تعبيري ديگر، بايد گفت كه از نظر عمان ساماني مسير مدينه تا كربلا هفت شهر عشق است كه امام و همراهانش بايد واديهاي طريقت را يكي پس از ديگري پشت سر بگذارند تا به سيمرغ عشق دست يابند. گويي كه كربلا آخرين گردنهاي است كه كاروان اباعبدالله بايد آن را پشت سر نهد تا بر فراز شهادت به ديدار عنقاي قافنشين نايل آيد. كربلا و شهادت نقطه كمال اين حركت است؛ چه «در عشق دو ركعت (نماز) است كه وضوي آن جز به خون راست نايد.» و امام(ع) و يارانش در روز عاشورا از خون خود وضو ساختند و در صحراي كربلا بر مسلخ رفتند و نماز خونين به پا كردند در واقع ورود به صحنه عاشورا ورود به دارالوصال بوده است.
تا بدانند آن امام خوش خصال
پا چهسان هشت اندر آن دارالوصال88
امام وتجلي صفات الهي در او
عارفان، آفرينش را براساس عشق حق به جمال خويش و جلوه ازلي اين جمال در هستي تفسير كردهاند. اين اصل كه زير بناي جهان بيني عرفاني است، خود مبتني بر حديث قدسي معروفي است كه بر طبق آن خداوند بزرگ، در پاسخ به سئوال حضرت داود(ع) از علت و انگيزه آفرينش، چنين مي فرمايد: «كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف، فخلقت الخلق لكلي اعرف.»
عمان بخش نخست مثنوي خود را با استناد به اين حديث آغاز مي كند و تجلي حضرت حق در هستي و طلوع عشق رباني با آشكار شدن جمال بيمثال خداوندي در آينه ماسوا را در تصويري شاعرانه در قالب 22بيت ميپردازد، كه پارهاي از آن بدين قرار است:
لاجرم آن شاهد بـالا و پسـت
با كمـال دلـربايـي در الـست
جلوهاش گرمي بازاري نداشت
يوسف حسنش خريداري نداشت
غمزهاش را قابـل تـيري نبود
لايق پيكانش نخجـيري نبود
عشوهاش هر جا كمندانداز گشت
گردني لايق نـيامد، بـازگشت
ماسوا آييـنـه آن رو شـدند
مظـهر آن طلـعت دلجو شدند
پس جمال خويش در آيينه ديد
روي زيبا ديد و عشق آمد پديد89
از نظر عمان ساماني، امام كسي است كه صفات الهي را در خود متجلي ساخته و بر اثر عبادات و رياضتهايي كه متحمل شده به مرحله خداگونگي رسيده است. از اين منظر، امام حسين(ع) مصداق بارز آموزه «تخلقوا باخلاقالله» بوده و بر اثر اين تخلق، جلوهگاه اوصاف خداوند شده است. عمان ساماني در اينباره از زبان امام حسين(ع) چنين سروده است:
من همه حق و شما باطل همه
از حلي من شده باطله همه90