نيك مي‌دانيم كه مستبدان و طاغوت‌ها در هر عصري، آدميان را از هر دو نوع آزادي - دروني و بيروني- محروم مي‌كنند. قيام عاشورا هم زمينه دستيابي آدميان بر اين دو نوع آزادي را فراهم كرد و تا ابد به آدميان درس داد كه بر وجود هيچ استبدادي رضايت ندهند و هيچ طاغوتي را برنتابند. حسين(ع) تا ابد با استبداد مبارزه خواهد كرد مستبدان را از صحنه روزگار محو خواهد كرد، البته در صورتي كه ملت‌ها درس نيكو بگيرند وآن را به كار بندند.

تا قيـامـت قـطع اسـتبـداد كـرد

موج خون او چمن ايجاد كرد

بهر حق در خاك و خون غلطيده است

پس بنـاي لا اله گـرديـده اسـت74

او اميدوار بود كه بتواند چون حسين(ع) قيام كند و موجب براندازي حكام فاسد روزگار گردد و انسانهاي خفته را بيدار نمايد.

تير و سنان و خنجر و شمشيرم آرزوست

با من ميا كه مسلك شبيرم آرزوست75

هر چند نتيجه عملي حريت بخشي قيام عاشورا در عرصه اجتماع نيز ظاهر مي شود، ولي اقبال دستيابي به حكومت را، فلسفه اصلي قيام عاشورا نمي داند و مدعيان چنين فلسفه‌اي را به باد انتقاد مي گيرد.

از نظر اقبال قيام امام حسين(ع) باعث شد تا پرچم توحيد در عالم بر افراشته شود تا موحدان و عارفان بتوانند دور آن فراهم گردند.

بهر حق در خاك و خون گرديده است

پس بناي لا اله گرديده است76