پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون
چهارشنبه 1 دی 1389 11:48 AMهشت بستان را كجا هرگز تواني يافتن
جز به حب حيدر و شبير و شبر داشتن 4
او بر اين باور بود كه براي سخن گفتن از حسنين(ع)، بايد حال و خلق و خوي حسيني داشت.
چند گويي زحال خير كه قال
قال بيحال عار باشد و شين
چون سنايي ز خود نه منقطعي
چه حكايت كني ز حال حسنين5
سنايي بر اين نظر اعتقاد داشت كه مدعي پيروي از اهل بيت بايد از هر جهت خود را آماده كند تابه اخلاق نيكو متخلق شود.
دعوي ايمان كني و نفس را فرمان بري
با علي بيعت كني و زهر پاشي بر حسن6
سنايي به حدي نسبت به يزيد و دار و دستهاش ابراز احساس بيزاري ميكند كه بيعت كنندگان با يزيد را يزيدي ديگر ميخواند و الا انسان داراي وجدان سالم هرگز حاضر نمي شود با يزيد بيعت كند چه رسد به انسان مؤمن.
دين حسين توست، آز و آرزو، خوك و سگ است
تشنه اين را ميكشي و آن هر دو را ميپروري
بر يزيد و شمر ملعون چون همي لعنت كني
چون حسين خويش را «شمر» و «يزيد» ديگري...
گرد جعفر گرد، گر دينجعفري خواهي همي
زانكه نبود هر دو: هم دينار و هم دينجعفري7