تا خیمه‌ي تقرّب تو پر کشیده ایم

تو نور محض و ما ز تبار سپیده ایم

 

 

خود را چو ز نسل نور می نامیدند

رفتند و به کوی دوست آرامیدند

سیراب شدند زآن که در اوج عطش

آن حادثه را به شوق آشامیدند

آن روز که آن حادثه را دید غروب
چون خون حسین (ع)،  سرخ جوشید غروب
آن روز که آسمان به خاک آمده بود
هفتاد و دو بار کرد خورشید غروب