تیغ کافیست، ترنج از سر راهم بردار
مات یوسف شدن انگشت بریدن دارد

 

راضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن
صید تو ظرفیت درد کشیدن دارد

 

یاد آور لحظه‌های دردند عمو

شبهای اسیری‌ام، چه سردند عمو

دیشب سر نی، فقط سرت را دیدم

آغوش تو را چه‌ کار کردند عمو ؟