مقدمه و اهداف
آموزگاران يکي از استفاده کنندگان حرفه اي از صدا هستند و به همين دليل در معرض خطر ابتلا به اختلالات صوتي قرار دارند. با توجه به شيوع بالاي اختلالات صوتي ميان آموزگاران، آشنايي با چگونگي ايجاد اين اختلالات مي تواند عامل مهمي در پيشگيري از آنها باشد. در پژوهش حاضر رابطه بين بسامد پايه واکه ها و تغييرات همراه با آن، بر صداي آموزگاران زن شاغل در مقطع ابتدايي مورد بررسي قرار گرفته تا در نهايت به يک پارامتر تشخيصي ساده جهت جلوگيري از آسيبهاي بعدي دست يابيم.
مواد و روش ها
در اين پژوهش که در آن از روش پيمايشي از نوع مقطعي استفاده شده، نود نفر آموزگار زن شاغل در مقطع ابتدايي مدارس دخترانه با ميانگين سني 42.2 سال (گروه مورد) با نود نفر زن خانه دار (گروه شاهد) با ميانگين سني 42.6 سال (گروه شاهد) مقايسه شدند. اطلاعات زمينه اي از طريق مصاحبه و معاينه حنجره از طريق استروبوسکوپي توسط پزشک گردآوري و سپس آزمون توليد واکه ها گرفته شد. در مرحله بعدي اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار Dr.Speech و برنامه Real Analysis مورد بررسي قرار گرفت. در نهايت ميانگين بسامد پايه دو گروه مورد و شاهد مقايسه شد.
يافته ها
يافته ها نشان داد که تفاوت معناداري بين ميانگين بسامد پايه گروه مورد و گروه شاهد وجود دارد (p<0.001). ميانگين بسامد پايه در گروه مورد (210.03 هرتز با انحراف معيار 25.65) بزرگتر از گروه شاهد (194.11 هرتز با انحراف معيار 20.81) بود (p<0.001). همچنين در گروه آموزگاران با افزايش سن و سابقه شغلي ميزان بسامد پايه کاهش يافت (p<0.001).
نتيجه گيري
يافته هاي حاصل از اين پژوهش نشان مي دهند که مدت زمان اشتغال آموزگاران بر بسامد پايه صداي آنها تاثير مي گذارد. يعني با افزايش مدت زمان اشتغال آموزگاران، بسامد پايه صوت آنها کاهش مي يابد. بنابراين، مي توان گفت آگاهي از اطلاعات حاصل از اين پژوهش مي تواند پيش زمينه اقدامات پيشگيرانه اي نظير رعايت بهداشت صوتي و آموزش نحوه استفاده صحيح از صدا باشد.