یه روزم عقبه ماشینه ژیانه دبیره مثلثاتمونوبهمراه تنی چندازهمکلاسیهای همیشه همراه بلندکردیم گذاشتیم وسطه خیابون ،بنده خدابابیخیالی اومدسوارشدککشم نگزید.خخخخ