بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

حمد و سپاس بی‌نهایت نثار حضرت محبوب باد که از مظاهر جمال و جلالش، گردش لیل و نهار و تحوّل فصول و اعوام نمود تا جان‌ها به طراوت و نشاط گراید، و در حرکت و تکاپوی به سمت جمال مطلق و حیات سرمدی با شوق و صفای فزون‌تری طیّ طریق گردد. و درود پیاپی بر آخرین فرستاده‌اش از خیل رسولان و پیامبران که با حضورش شمع محفل عالَمین گردید و وجود ناسوتی‌اش جمع دو نقطۀ شهود و غیب آمد، و با دستورات و مبانی رصین و متینش قلّۀ کمالات و فضایل اخلاق را فتح نمود و پرچم «بُعِثتُ لأُتمِّمَ مکارمَ الأخلاق» ‏[1] را بر فراز عالی‌ترین مراتب حیات انسانی برافراشت، و شریعت تامّ و اتمّش نسخ شرایع گذشته نمود، و سنن و سیرت عُلیایش قلم محو و بطلان بر سنن و سیرت‌های جاهلی نهاد، و روح و روان متعالی آدمی را از حضیض توهّمات و تخیّلات، به قلل رفیعۀ کرامت و جاودانگی رهنمون گردید؛ و بر اولاد و اهل بیت بزرگوارش که قافله‌سالاران قرون و اعصارِ سلسلۀ بشریت به سوی مبدأ حیات و سرچشمۀ نور و بهاء بوده، آنان را به حرکت و تکاپو درآورده‌اند، و راه را از چاه و جاده را از بیراهه و صحرا را از درّه‌ها و بیغوله‌ها بازشناسانده‌اند؛ آنان که پیروی از مرام و منهاجشان سعادت و فلاح ابدی، و دوری از سیر و ممشایشان خسران و بوار اخروی را در پی خواهد داشت؛ خصوصاً بر آخرین اختر آسمان ولایت، خورشید عالم‌آرای عالم وجود و گردانندۀ دایرۀ هستی، حضرت حجة بن الحسن المهدی عجّل الله تعالی فرجه الشّریف باد که عرصۀ هستی را در وصول به مراتب فعلیّت، علّت و دلیل است و قافلۀ انسانی را در وفود به حریم قدس، سالار و راهبر. و درود بر عارفان واصل و عالمان بالله و بأمر الله که با تبیین مبانی مکتب اهل بیت و تفسیر سیره و سنّت لواداران دین حنیف، راه حق و مسیر صدق را به متابعین و دنبال‌کنندگان و تشنگان مدرسۀ معصومین علیهم السّلام می‌نمایانند.

رعایت مبانی اخلاق، اصل غیر قابل تردید تمامی مکاتب الهی

در تمامی مکاتب الهی و ادیان سماوی علی‌الخصوص شریعت مقدّس اسلام، رعایت مبانی اخلاق به عنوان یک اصل غیر قابل تردید در تربیت و تزکیۀ نفوس مورد توجّه قرار گرفته است؛ چنانچه رسول خدا فرمود: «بُعِثتُ لِأُتَّ‍مِمَ مَکارِمَ الأخلاق.»[2] و بزرگان دین چه حضرات معصومین علیهم السّلام و یا عرفای الهی و علمای حقیقی در زمینۀ تبیین مسائل اخلاقی، جدای از احکام و تکالیف مفروضۀ شرعی، سعی بلیغ و جهد وسیعی را مبذول داشته‌اند.

ادامه دارد ...


[1]. مکارم الأخلاق، ص 8.

[2]. رسالۀ سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم، ص 121، تعلیقه:

«در کتاب المعجم المفهرس لألفاظ الحدیث النبوی، در مادّۀ ”خ ل ق“ و در مادّۀ ”ب ع ث“، از مُوطّأ مالک، در باب حسن الخُلق، ص 8 روایت کرده است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: ”بُعِثتُ لأُتمّم مَکارِمَ الاخلاق.“

و در احیاء العلوم، ج 3، ص 43؛ و ج 2، ص 313 و ص 138 از قول رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم گوید: ”إنَّما بُعِثتُ لأُتمّم مَکارِمَ الاخلاقِ.“ و در تعلیقه گوید: ”رواه احمد و الحاکم فی المستدرک و البیهقی.“

ولی این روایت را به عین این عبارت در جوامع و اصول شیعه نیافتم؛ بلی فقط در مکارم الاخلاق، طبرسی، ص 2 مرسلاً فرموده است:

قال صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”بُعِثتُ لأُتمّم مکارِمَ الاخلاق.“

و در ج 6 از جزء نبوّت کتاب بحار الأنوار، ص 146 و 147 مرحوم مجلسی (ره) در تفسیر قول ^ ^ خدای تعالی ﮋﮛ ﮜ ﮝ ﮞﮊ، بیاناتی دارد تا آنکه می‏فرماید:

سُمِّیَ خُلقُهُ عَظیمًا لإجتِماعِ مَکارِم الاخلاقِ فیهِ، و یَعضُدُهُ ما رُوِیَ عَنهُ صلّی الله علیه و آله و سلّم إنَّهُ قالَ: ”إنَّما بُعِثتُ لِأُتِمم مَکارِمَ الاخلاقِ.“ و قالَ: ”أدَّبَنی ربّی فَأحسَنَ تَأدیبی.“

و نیز در سفینة البحار، ج 1، ص 410 می‏گوید:

و قال صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”بُعِثتُ لِأُتِمم مَکارِمَ الاخلاقِ.“

و لیکن در أمالی، شیخ طوسی، در ج 2، ص 209 با اسناد متّصل خود از حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام از یکایک آباء خود از أمیرالمؤمنین علیهم السّلام روایت کرده است که فرمود:

سَمِعتُ النَّبِیَّ صلَّی الله علیه و آله و سَلَّم یَقولُ: ”بُعِثتُ بِمَکارِمِ الاخلاق و محاسِنها.“

و عین این حدیث را در بحار الأنوار، ج 6، ص 163 از امالی، شیخ طوسی، روایت کرده است.

و نیز در أمالی، طوسی، در ج 2، ص 92 با اسناد متّصل خود از حضرت رضا علیه السّلام از یک یک پدرانشان از أمیر المؤمنین علیهم السّلام روایت کرده‏اند که قال:

قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”عَلَیکُم بِمَکارِمِ الاخلاقِ، فَإنَّ اللهَ عَزَّ و جَلَّ بَعَثَنی بِها؛ و إنَّ مِن مَکارِمِ الاخلاقِ أن یَعفُوَ الرَّجُلُ عَمَّن ظلمه و یُعطِیَ مَن حَرَمَهُ و یَصِلُ مَن قَطَعَهُ و أن یَعودَ مَن لا یَعُودُه.“

و در بحار الأنوار، ج 15، جزء اخلاق، ص 216 این روایت را نیز از أمالی، طوسی، نقل کرده است.

و نیز در معانی الاخبار، ص 191 با اسناد متّصل خود از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده است که قال:

إنَّ الله تبارک و تَعالَی خَصَّ رَسولَ اللهِ صَلَّی الله عَلَیه و آله و سلّم بِمَکارِمِ الاخلاقِ؛ فَامْتَحِنُوا أنفُسَکُم، فان کانَت فِیکُم فَاحْمَدُوا اللهَ عَزَّ و جَلَّ و ارْغَبُوا إلَیهِ فِی الزِیادَةِ مِنها. فَذَکَرَها عَشَرَةً: الَیقِینُ و القَناعَةُ و الصَّبرُ و الشُّکرُ و الرِّضا و حُسنُ الخُلقِ و السَّخاءُ و الغَیرَةُ و الشَّجاعَةُ و المُروءَةُ.

و مثل این روایت را در اصول کافی، ج 2، ص 56 از حضرت صادق علیه السّلام آورده است، البته با مختصر تفاوتی در لفظ؛ و لکن به‌جای ”خَصَّ رَسولَ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم“، ”خَصَّ رُسُلَه“ به صیغۀ جمع روایت کرده است.

و نیز در همین صفحه روایت دیگری با اسناد متّصل خود از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده است که آن حضرت فرمود:           ^

^ إنّا لنحِبُّ مَن کانَ عاقِلًا فَهِمًا فَقیهًا حَلیمًا مُدارِیًا صَبورًا صَدوقًا وَفِیًّا؛ إنَّ اللهَ عَزَّ و جَلَّ خَصَّ الانبیاء بِمَکارِمِ الاخلاقِ، فَمَن کانَت فِیهِ فَلیَحمِدِ اللهَ عَلَی ذَلِکَ و مَن لَم تَکُن فِیهِ فَلیَتَضَرَّع إلَی الله عَزَّ و جَلَّ و لیَسألُهُ ایّاها.

قالَ: قُلتُ: جُعِلتُ فِداکَ، و ما هُنَّ؟ قالَ: هُنَّ الوَرَعُ و القَناعَةُ و الصَّبرُ و الشُّکرُ و الحِلمُ و الحَیاءُ و السَّخاءُ و الشَّجاعَةُ و الغَیرَةُ و البِرُّ و صِدقُ الحدِیث و أداءُ الأمانة.

و در کنوز الحقائق، للمناوی، که در هامش جامع الصغیر سیوطی طبع شده است، در جلد اوّل، ص 99 از ”ق و حم“ ـ که منظور: بخاری و مسلم و مُسند احمد حنبل است ـ از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت کرده است که: ”بُعِثتُ لِأتمِّمَ صالِحَ الاخلاق.“»