تا كه نامت بر زبان آمد ، زبان آتش گرفت
سوختم چندان كه مغز استخوان آتش گرفت

حیدر آمدخاك همچون باد ، گرم گریه شد
خواست تا غسلت دهد ، آب روان آتش گرفت