اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

 

صدف چشم من از داغ تو گوهر بارست
چه کنم؟! کار علی بی تو به عالم، زارست!


اشتیاق تو مرا می‏کشد از خانه برون
ور نه از خانه برون آمدنم، دشوارست!


موقع آمد و شد، فاطمه جان! می‏بینم
دیده‏ی زینب تو مات در و دیوارست!


به گواهی شب و، زمزمه‏ی مرغ سحر
 اهل یثرب همه خوابند و، علی بیدارست


روز در خانه، پرستار حسین و حسنم
 کمکم کن! که نگهداری شان دشوارست!


یاد آن روز که با زینب تو می‏گفتم:
دخترم! گریه مکن! مادرتان بیمارست!


چاه داند که به من، عمر چه ِسان می‏گذرد
 قصه، کوتاه کنم ور نه سخن بسیارست


بشنو از شاعر (ژولیده)، تو راز دل من
 صدف چشم من از داغ تو، گوهر بارست