پاسخ به:پاورچین...پاورچین...
سه شنبه 19 اسفند 1393 10:16 AM
مشک را که پــُر آب کــرد ، از خوشحالی حتــی حواسش نبــود ،
دستانــش را قطع کرده انــد !
بعد از ریختــه شدن آب هم آنقدر ناراحت بــود که باز فرصت نــکرد
سراغی بگیــرد از بازوانــش !
فقط وقتـی امـام حسیــن علیه السلام آمد بــالای سرش
می خواست دست بــه سینــه سلام دهد که تازه فهمیــد
دستانش نیستنــد . . .♥•٠
تشکرات از این پست
f3080h517