در بیابان اشتیاق
جمعه 17 بهمن 1393 10:01 PMدر بیابان اشتیاق
سالهای سال در جستجوی سایه ساری که پناه سرگردانیهایم شود جای جای هستی را کاویده ام.
هیچ تکه ای از هستی، این پرستوی آواره را در خلوت آرامشی مهمان نکرد.!
همه از تو گفتند:
گفتند تو هستی، گفتند تو پناه همه سرگردانیها می شوی، و من آمدم، سراسیمه؛
خوانده ام که هر کسی شیرینی محبتت را بچشد جز تو نخواهد گزید.
سالهاست که با پاهای برهنه ارادتم، بیابان های شوق را می دوم تا مگر قطره ای از آن زلال حیات آفرین در جان شیفته ام بچکد و رویش معرفت را در ترک بیابان های بایر روحم حس کنم.
می آیی و فوج کبوترها از چشم هایت بال می گیرند
خواهد شد، آری آسمان آنروز از وسعت پروازها سرشار