0

خاطرات خوش راسخونی

 
sayyed13737373
sayyed13737373
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1392 
تعداد پست ها : 6674
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:خاطرات خوش راسخونی
سه شنبه 9 دی 1393  10:59 AM

یادش بخیر اولین باری که آقای منتظمی بهم زنگ زد خیلی شوکه شدم (حاجی یادتون هستش؟) چند ثانیه ای مکث کردم

یه بارم آقای نجاران تماس گرفتند با آقای منتظمی اشتباه گرفتمشون بعدش ایشونم چیزی نگفتند منم نگفتم که متوجه شدم.

یه بار داشتم کاتالوگ و بوگیر های راسخون رو بین دوستام پخش می کردم و در مورد راسخون توضیح می دادم وسط توضیح داداش فرزاد تماس گرفت منم توضیحو بی خیال شدم رفتم باهاش صحبت کردم فکر کنم یه 40 دقیقه ای شد.برگرشتم دوستام نبودند

یادش بخیر روز تولدم بودش و همراه اولیک روز تماس رایگان  داخل شبکه بهم هدیه داد منم زنگ زدم به یحیی و 1.30 ساعت با هم صحبت کردیم آخراش گوشم داشت صوت می کشید تازه بعدش به فرزاد زنگ زدم و با اونم حدود نیم ساعتی صحبت کردم

*هر وقت که سرت به درد آید    نالان شوی و سوی من آیی

چون درد سرت شفا بدادم    یاغی شوی و دگر نیایی*

*پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب    تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم*

تشکرات از این پست
ali_kamali farshon borkhar salma57 nazaninfatemeh amirhossein1392 tachberdee nezarat_ravabet shayesteh2000 moradi92 khodaeem1 ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها