0

شیخ رجب علی خیاط

 
fatemexry
fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5428
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شیخ رجب علی خیاط
پنج شنبه 4 دی 1393  4:30 PM

 کرامات

خداي عيب پوش

يكي ازدوستان شيخ

به قصد زيارت شيخ از منزل خارج مي شود .

در بين راه انديشه گناهي به سرش مي زند .

به منزل شيخ كه مي رسد و مي نشيند ،

شيخ مي گويد :فلاني ! در چهره توچه چيزي مي بينم ؟

دردل مي گويد:// يا ستار العيوب !//

شيخ مي خندد و مي پرسد :

چه كار كردي آنچه مي ديدم محو و ناپديد شد.؟

 

 كاسه سبز

فردي از شيخ تقاضا مي كند ،

فرزندش كه تا جندي ديگر به دنيا مي آيد ،

صالح و با ايمان باشد .

شيخ برايش دعا مي كند و مي گويد :

خداو ند به تو پسري عطا مي فرمايد

نامش را مهدي بگذار .

سپس دستور مي دهد عده اي از فقيران را اطعام كند .

وي اين سفره را مي اندازد و نزد شيخ را مي رود

 تا جريان اطعام را بيان نمايد .

قبل از آن كه شروع كند ،

شيخ تمام خصوصيات مجلس و وضع افراد را مي فرمايد

 و مي گويد :

در آن هنگام كه كاسه سبز در دست داشتي

و ميان سفره آب مي دادي ،

حضرت اباعبدالله الحسين (ع)كنار منبر حسينيه شما

 نشسته بودند و دعا مي كردند

و انشاءالله ، سفره شما مورد قبول واقع شده است .

چندي بعد خداوند پسري به وي عطا مي كند ونامش را مهدي مي گذارد.

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

تشکرات از این پست
moradi92 gharibeh
دسترسی سریع به انجمن ها