0

براندازی

 
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:براندازی
شنبه 27 آذر 1389  12:43 PM

کار دیگر دایرۀ مبارزه با منکرات ، تعطیلی کاباره ها بود . بعد از پیروزی انقلاب برنامه های آن مراکز همچنان ادامه داشت و مجالس رقص و آواز و عیش و نوش بر پا بود .
همۀ صاحبان کاباره ها را احضار کردیم و دستور دادیم آن شغل را ترک کرده ، به شغل دیگری روی آورندو به زودی در آن مراکز ، کارهای مفید اجتماعی راه اندازی شد .
روزی خبر رسید که یک کامیون فیلم مفتضح در لاله زار وجود دارد . افرادی را فرستادیم که آنها را کشف و ضبط کردند . با بچه های اداره ، آتش روشن کردیم و همۀ فیلمها را سوزاندیم . همچینین کارهای دیگری از این قبیل در طول نه ماه فعالیت در دایرۀ مبارزه با منکرات انجام شد . من از طرف آیت الله گیلانی وکالت تام داشتم و مورد اطمینان و اعتماد ایشان بودم. با این وجود ، برای انجام هر کاری با ارسال نامه ای با ایشان هماهنگی می کردم .
پس از چندی روزنامه های فرانسوی نوشتند : « در تهران اداره ای است به نام دایرۀ مبارز با منکرات ، که شهر را از هر گونه فسادی پاکسازی کرده است ؛ به تهران که وارد می شوی نه دیگر کاباره ای می بینی ، نه فاحشه خانه ای و نه مغازه های آنچنانی . »
افرادی که با من همکاری می کردند عبارت بودند از : آقای اصفهانیان ، که قبلا نیز در همین امر فعالیت کرده بود ؛ آقای شیخ محمد گلابچی ؛ آقای معین شیرازی ، که اکنون در یکی از مساجد تهران امام جماعت است ؛ حاج حسین عطری نژاد ؛ حاج محمد راسین ، که عکس او در کتابهای ابتدایی بعد از انقلاب بود که داشت مجسمۀ ، شاه را با هفت تیر می زد ، یکی از محافظان آیت الله گیلانی و دو برادر به نام تقوی ، که بعدا با امضای خود من به دفتر رهبری راه پیدا کردند و هم اکنون در آنجا مشغول خدمت هستند .
حاج حسین عطری نژاد ، رییس صنف نقاشان ساختمانی تهران بود و علاوه بر آن حدود 40 سال بود که در جلسات مذهبی تهران منبر می رفت و برای مردم فقه و مسایل شرعی می گفت و از این بابت هیچ ولی نمیگرفت . من از دوران بچگی با او آشنا بودم. حاج حسین در دایرۀ مبارزه با منکرات ، معاون بود . او که مردی متدین و با وقار و پر حوصله بود ، از بیان خوبی برخوردار بود و به قول معروف ، زبان چرب و نرمی داشت .
او در این امر نقش بسیار خوبی ایفا کرد . آدرس زنان و دخترهای مذکور را چه در تهران و چه در شهرستانها به دست می آوردیم و به او می دادیم . او می رفت و خیلی هنرمندانه و با گفتاری محبت برانگیز خانوادۀ آنان را راضی و متقاعد می کرد تا پذیرای دختر خود شوند .
حاج محمد ارسین نیز انسان پرشوری بود که در این امر کمک بسیاری به ما کرد . او پول زیادی از صنف خودش – فرش فروشی – جمع آوری کرده ، برای ما می آورد . با کمک آن پولها 40 عدد چرخ خیاطی برای زنانی که در شمیران و در خانۀ ثابت پاسال اسکان داده بودیم ، تهیه کردیم . اسم آنجا را « کانون تربیت اسلامی » گذاشته بودیم . آن زنان حدود ده سال در آنجا ماندگار شدند و زندگی سالم و پاکی داشتند .
مکان دایرۀ مبارزه با منکرات ، نزدیک خیابان منوچهری بود . با پایان یافتن کارهای عمدۀ پاکسازی ، طی نامه ای خطاب به آقای قدوسی نوشتم که مایل هستم به سر کارهای خودم – منبر و تالیف – برگردم . او موافقت کرد و پست من به فردی روحانی واگذار شد ؛ اما او به دست منافقین تررو شد و پس چندی دایره به کل تعطیل گردید .
با همۀ دقتی که در کارها داشتم ، پس چندی که از ماجرا گذشت ، در درونم احساس نگرانی پیش آمد که مبادا در آن گیرودارها حق الناسی ضایع شده باشد و من فردای قیامت مسئول باشم . برای آیت الله گیلانی نامه نوشتم و نگرانی ام را اظهار کردم . او در جواب نوشت : « من کل کارهای شما را خدمت حضرت امام عرض کردم و ایشان فرمودند که ثواب کار شما از کلیۀ دعاهای کمیل و سخنرانیهایی که برای مردم داشته اید و مردم به واسطۀ آنها هدایت شده اند ، بیشتر است . شما در این زمینه هیچ گونه نگرانی نداشته باشید . »

 

گوشی های ایرانی جی ال ایکس را با تخفیف بخرید

در صورت تمایل پیام بدید

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها