پاسخ به:براندازی
شنبه 27 آذر 1389 12:40 PM
من دوستان قبل از انقلاب را جمع کردم و پس از سر و سامان دادن محل کارمان ، آنها را برای آمارگیری به مرکز فحشا فرستادم . هزار و 120 خانۀ یک طبقه و دو طبقه و در مسافتی برابر با 80 هزار متر مربع در آنجا وجود داشت . خانه ها همه کلنگی بود و مالک شخصی داشت . گرچه آن افراد خانه های خود را دراختیار فساد و فحشا قرار داده بودند ، این معصیت بزرگ ، مالکیت آنها را باطل نمی کرد و مصادره جایز نبود ؛ از این روی در روزنامه اطلاعیه دادیم و در محل نیز اعلام کردیم که همۀ مالکان محل مذکور ، با سند رسمی به دایرۀ مبارزه با منکرات مراجعه کنند .
آقای قدوسی برای خرید تمام خانه ها به من وکالت دادند . همۀ مالکان مراجعه کردند . برخی از آنها صاحب چند خانه بودند . دوستانه و خیر خواهانه با آنها صحبت کردیم و همه را راضی کردیم که خانه هایشان را به مرکز بفروشند . جملگی حاضر شدند و خیلی سریع کارشناسی شد ، گرانترین خانه 50 هزار تومان بود . در محضری ، واقع در راه آهن ، کل اسناد به ما واگذار شد و صاحبان خانه ها پول خود را به طور نقد دریافت کردند . این کار با رضایت همۀ مالکان و در حالی که از خطای گذشتۀ خود اشک می ریختند ، به نحو احسن پایان پذیرفت . بعضی نیز سند را به نام ما زدند و اصلا پولی نگرفتند و گفتند ما می خواهیم در این امر خیر سهمی داشته باشیم تا بلکه خداوند از سر تقصیرات ما در گذرد .
پس از آن ، موقعی که دیگر تمام خانه ها در اختیار ما قرار گرفته بود ، با اعلامیه ای همۀ زنان آنجا را فرا خواندیم ؛ البته آنها سه دستۀ جوان ، میانسال و سالمند بودند .
برای سالمندان مقرری تعیین کردیم که ماهانه به آن پرداخت میشد . میانسالها و بعضی از جوانان را با آماده سازی و توبه دادن ، به خانواده هایشان تحویل دادیم . شماری از زنان جوان را نیز شوهر دادیم که در این بین ، چند نفر به عقد کارمندان دایرۀ منکرات درآمده و زندگی سالم و پاکی را تشکیل دادند و اکنون نیز صاحب فرزندانی هستند که گاهی هم پای منبر من می آیند .
بدین ترتیب کل منطقه از فحشا و منکر و مواد مخدر پاکسازی شد . فورا با چند بلدوزر ، منطقه را با خاک یکسان کردیم ؛ بخشی به بیمارستان فارابی واگذار شد و بخش اعظم دیگر برای احداث پارک و مرکز تفریحی برای همشهریان اختصاص یافت .
در صورت تمایل پیام بدید