پاسخ به:لطیفه
شنبه 27 آذر 1389 10:30 AM
عابدى شب و روز به عبادت خدا مشغول بود اما او را كشفى حاصل نمىشد و حالى دست نمىداد. او ريشى بزرگ داشت كه گاهگاهى آن را شانه مىكرد. روزى موسى را در راه ديد و حديث خود را با او بازگفت و از او خواست تا از حق تعالى بپرسد كه چرا او را گشايشى حاصل نمىشود. چون موسى به كوه طور شد، اين سؤال را با حضرت حق در ميان گذاشت، خطاب آمد كه: او از وصل ما محروم مانده است زيرا همواره مشغول ريش خويش است!
گویی این روزها آدم ها
به دست هم پیر می شوند نه به پای هم...