داغ نخلستان / صديقه سليماني
شنبه 27 آذر 1389 3:45 AM
داغ نخلستان
حس مي كنم بايد سرت را پس بگيرم
از آسمان بال و پرت را پس بگيرم
يك روز هم از داغ نخلستان بي سر
آن سايه ي سرتاسرت را پس بگيرم
از كوچه هاي رفت بي برگشت باران
بايد نگاه دخترت را پس بگيرم
روياي اسماعيل من از مروه برگرد !
تا رد پاي هاجرت را پس بگيرم
هر صبح مي سوزم كمي استپند و كندر
تا پاره هاي پيكرتت را پس بگيرم
اصلا قبول اين حرف من حرف كمي نيست
تا از خدا انگشترت را پس بگيرم
من آيم از «طور» غريب چشم هايم
من آيم از "طور" غريب چشم هايم
تا پا برهنه سنگرت را پس بگيرم
وقتي كبوتر مي شدي بال و پرت سوخت
مي خواهم از آتش پرت را پس بگيرم
منبع: كتاب "امواج ارغواني "
به كوشش : سيد ضياء الدين شفيعي
برگزيده آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس
ناشر: بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس