0

مردمان روزگار ما

 
sina67
sina67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 486
محل سکونت : اصفهان

مردمان روزگار ما
شنبه 27 آذر 1389  2:54 AM

 

 

 

 

پیرمرد بر صندلی اش روی ایوان نشسته بود و پیپ می کشید. سوار خسته، لبه کلاهش را بالا داد و از پیرمرد پرسید:
«هی! پیری! مردم اینجا چه جور آدمهایی اند؟»

پیرمرد پرسید:
«مردم شهر تو چه جوری هستند؟»

سوار گفت :
«مزخرف!»

پیرمرد گفت :
«اینجا هم همین طور»

چند ساعت گذشت. سوار دیگری رسید و همان سوال را از پیرمرد پرسید. و باز پیرمرد گفت :
« مردم شهر تو چه جوری هستند؟»

سوار گفت :
«خوب! ... مهربان هستند»

پیرمرد گفت :
« اینجا هم همینطور!»


نویسنده: جرج هایشمن

کاش یه روز بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت

با نمیشه، با نمیخوام، با نشد، با نداره

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها