نيکو صورت
پنج شنبه 22 آبان 1393 7:30 PM
پسر کوچک نصرالدين از خانه بيرون آمد. يکي از دوستان سراغ نصرالدین را گرفت و گفت: پدرت کجاست؟ پسر جواب داد: در خانه است و به خدا دروغ مي گويد. پرسيد: مگر چه مي گويد؟ پسر گفت: راستش پدرم از صبح تا حالا آينه در دست گرفته است و در آن صورت خود را مي بيند و مي گويد: خدايا شکرت که سيرت و صورت مرا نيکو آفريدي!
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.