0

هندوئیسم

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

هندوئیسم
سه شنبه 13 آبان 1393  2:04 PM


هندوئیسم


هندوئیسم

آيين هندو در قديم دين برهمايى خوانده مى شد كه به برهما ، خداى هندوان گفته مى شد. هندوئيسم شكل تكامل يافته آنيميسم است و به همين دليل بنيانگذار آن شناخته شده نيست . اين آيين گونه اى فرهنگ ، آداب و سنن اجتماعى است كه با تهذيب نفس و رياضت همراه شده و در تمدن و حيات فردى و جمعى مردم هندوستان نقش بزرگى داشته است .

مردم هند پیش از هجوم آریائیها :
پيش از مهاجرت آرياييها به ايران و هند ، مردم اين سرزمينها قومى كوتاه قامت و سياه چرده  بودند كه فرهنگ و دين و مراسم مخصوص خود را داشتند و تمدن آنان در سطح تمدن بين النهرين بود. اين قوم در ايران تقريباً به طور كامل از ميان رفتند، ولى در هندوستان به طرف جنوب آن كشور رانده شدند و اكنون به نام قوم دراويدى (Dravidians) شناخته مى شوند و گروه بزرگى از اينها به نام نجسها (Untouchables) معروفند كه درباره ايشان سخن خواهيم گفت . حفاريهاى باستان شناسان در منطقه اى به نام موهنجودارو در كرانه رود سند (پاكستان) ، آثار عظيمى از تمدن آنان را نشان داده است . از اين كشفيات بر مى آيد كه برخى از خدايان آيين هندو قبل از ورود آريايي ها در هندوستان وجود داشته اند.

اصول دین هندو :
اصول دين هندو عبارت است از اعتقاد و احترام به كتابهاى باستانى و سنتهاى دينى برهمنان و پرستش خدايانى كه به ظهور آنها در دوره هاى قديم عقيده دارند. اعتقاد به تناسخ و رعايت مقررات طبقات اجتماعى در معاشرت و ازدواج ، همچنين احترام به موجودات زنده ، مخصوصاً گاو از اصول آن دين است . لفظ ام (Om) به معناى آمين براى هندوان بسيار تقدس دارد و از سويى اسم اعظم الهى به شمار مى رود و از اين نظر به اسم اعظم يهوه در دين يهود شباهت دارد.

خدایان ودایی :
هندوان به عده بى شمارى از خدايان آسمانى و زمينى با اسما و صفات عجيب و غريب معتقدند و به آنها كرنش مى كنند و براى هر يك بتخانه هاى با شكوهى مى سازند. اين خدايان با هم خويشاوندى سببى و نسبى دارند و ويژگيهاى جسمى و روحى هر يك به تفصيل و با ذكر جزئيات در كتب مقدس و فرهنگ دينى هندوان آمده است . اعتقاد به جلوه گرى خدايان به شكل انسان و حيوان در ادوار مختلف نيز بسيار جلب نظر مى كند . دسته بندى خدايان در ارتباط با طبقات اجتماعى نيز معهود است . برخى از معروف ترين خدايان هندو عبارتند از :
اگنى (Agni) يعنى آتش ؛
وارونا (Varuna) يعنى آسمان ؛
ايشوار (Isvara) يعنى قادر متعال ؛
رودرا (Rurdra) يعنى وحشتناك ؛
راما (Rama) يعنى دلپذير؛
كريشنا (Krishna) يعنى آبى پر رنگ ؛
ياما (Yama) يعنى ارابه ران كه خداى حاكم بر ارواح مردگان است ؛
اشوين (Asvin) يعنى اسب سوار عنوان دو تن از فرشتگان آيين هندو است .
هندوان معتقدند كه اين پزشكان آسمانى براى انسان تندرستى ، نيكبختى و دارايى به ارمغان مى آورند. پرستندگان بت مؤنث زشت و بد تركيب كالى (Kali) به معناى سياه معتقدند هداياى ويژه اين بت را بايد از طريق راهزنى به دست آورد و تقديم بتخانه كرد. البته بايد توجه داشت كه معمولاً بتان را بسيار زيبا مى سازند تا آنجا كه بت در شعر فارسى كنايه از محبوب زيبا است .

کتاب های مقدس :
ادعيه و آيينهاى هندوان در مجموعه اى به نام وداها (Vedas) به معناى دانش به زبان سانسكريت گرد آمده است و به آن شروتى  (Sruti)يعنى وحى و الهام و علوم مقدس موروثى لقب مى دهند.  پژوهشگران تاريخ تصنيف وداها را بين 1000 تا 1400 ق .م .  مى دانند و بر اين اساس سالهاى 800- 1500 ق .م . را دوره ودايى مى خوانند.
چهار ودا وجود دارد ، به اين شرح  :
 ريگ ودا  (veda-Rig)يعنى وداى ستايش ؛
 يجور ودا(veda-Yajur)  يعنى وداى قربانى ؛
 سام ودا(veda-Sama)  يعنى وداى سرودها؛
 اتهرو ودا(veda-Atharva)  يعنى وداى اتهروان (نام نويسنده اين ودا) .

در زمانهاى بعد برهمنان شرح و تفسيرهايى بر بوداها نوشتند؛ از اين رو هر يك از وداها داراى دو بخش است  :
نخست : منتزها (Mantaras) كه عبارت است از متن اورادى در ستايش آتش ، خورشيد و ساير مظاهر طبيعت و دعاهايى براى فراخى روزى ، بارورى ، بخشايش گناهان و غيره .
دوم : براهمناها  (Brahmanas)كه مناسبتهاى آن اوراد را تعيين مى كند.
پژوهشگران سالهاى 800-500 ق .م . را دوره برهمنى مى نامند. كتابهاى دينى ، فلسفى ، عرفانى و ادبى بى شمارى در ميراث فرهنگى هندوستان وجود دارد كه به زبانهاى مختلف ترجمه شده و از جمله آنها معروف كليله و دمنه است كه در سانسكريت پنچاتنتر(tantra -Panca)  يعنى پنج بخش خوانده مى شود. كتابهاى مهابهاراتا (bharata -Maha) و رامايانا(Ramayana)  با محتواى اساطيرى رزمى و بزمى از احترام ويژه اى برخوردارند. كتب دينى و ادبى ياد شده به همه زبانهاى زنده جهان (و از جمله فارسى) ترجمه شده اند.
كتاب بسيار معروف و جذاب بهگودگيتا (gita -Bhagavad) يعنى سرود (خداى) مجيد در بخشى از مهابهاراتاست كه مستقلاً مورد توجه قرار گرفته است . اين كتاب گاهى به تخفيف گيتا ناميده مى شود، در باب اخلاص (Bhakti) سخن مى گويد .
اين رساله مكالمات كريشنا با شاهزاده اى به نام آرجونا (Arjuna) يعنى روشن را در بر دارد. رساله ياد شده ظاهراً در قرن اول ميلادى در روزنامه بزرگ مهابهاراتا گنجانيده شده است و نزد هندوان از هر كتاب دينى و عقلى ديگر محبوبتر و محترمتر به شمار مى رود. نظم آن كتاب يك دست نيست ، ولى نيروى ذوق و شوقى كه در طى كلمات آن نوشته اعجاب انگيز وجود دارد، هزاران تن را دلباخته و فريفته خود ساخته است.
راز موفقيت گيتا در اين است كه مى كوشد اثبات كند راه حقيقى نجات و رستگارى در طريقه اخلاص قرار دارد و براى بيان اين امر از داستانى كمك مى گيرد.
آرجونا سوار بر ارابه سلطنتى براى جنگيدن با عموزادگان خود به سوى ميدان مى رود و راننده ارابه كه خداى پهلوانى يعنى كريشنا است و در كنار او نشسته است ، وى را به رزم و نبرد تشويق مى كند. شاهزاده دل به جنگ با خويشاوندان خود نمى دهد. در حالى كه سرداران سپاه خصم يعنى عموزادگان او در شيپور جنگ مى دمند، به راننده فرمان مى دهد كه ارابه او را در وسط رزمگاه در محلى قرار دهد كه بتواند كوشش ‍ و رزم آورى هر دو سپاه را به درستى مشاهده كند، ولى همين كه خويشان و عموزادگان و بزرگان قوم را در حال پيكار و خونريزى مى بيند، دل او از پشيمانى و اندوه لبريز مى گردد. وى درد و رنج خود را با كريشنا راننده ارابه در ميان مى گذارد و از گرانى اندوه ، تير و كمان را از دست بر زمين مى افكند.
كريشنا او را بر اين كم دلى سرزنش مى كند و دوباره وى را بر جنگ و نبرد برمى انگيزاند. در اين هنگام بين آن دو يك سلسله مكالمات رد و بدل مى شود. در مرحله اول كريشنا او را به انجام وظايفى كه در برابر صنف و طبقه خود دارد متوجه مى سازد و به او خاطر نشان مى كند كه انجام فرائض اجتماعى بر هر كارى مقدم است و نتايج و عواقب آن هر چه باشد، بايد آنها را به عمل آورد و نبايد پاداش و سزايى توقع داشت . ارجونا وظيفه خود را به ياد مى آورد كه بايد به عنوان يك شاهزاده از افراد طبقه كشاتريا جنگجويى و رزم آورى پيشه كند. آنگاه وى پاى به ميدان نبرد مى گذارد و اعتراف مى كند كه تهاون و سستى در انجام اين واجب صنفى و فريضه مذهبى گناهى بزرگ است . از سوى ديگر اگر به جنگ بپردازد و كشته شود روان او رستگارى يافته ، به آسمان صعود خواهد كرد، و اگر پيروز گردد، بر تخت پادشاهى خواهد نشست . علاوه بر اين ميدان جنگ جاى تأسف و غم خوردن براى كشتگان و قربانيان نبرد نيست ، زيرا اگر چه جسم آنان هلاك مى شود، ولى روحشان جاويدان باقى و برقرار است .
در يكى از قطعات گيتا سخنان زير آمده كه تعاليم اوپانيشادها را در مسأله وحدت الوهيت بيان مى كند و از اين نظر قابل توجه است . كريشنا مى گويد:
من برهما هستم ، همان خداى واحد ازلى ...
قربانى منم ، دعا و نماز منم
طعام خيرات مردگان منم
اين جهان بى پايان منم
پدر و مادر و نياكان و نگاهبانان و منتهاى معرفت همه منم
آنچه در زلالى آب و روشنايى آفتاب تصفيه مى شود،آن كلمه « ام » منم
و منم كتابهاى ريگ ودا ، سام ودا ، يجور ودا ، طريقت ، شريعت ، مربى ، خداوندگار و قاضى ، شاهد ، صومعه و پناهگاه ، دوست و دشمن ، سرچشمه حيات و درياى زندگانى .هر آنچه بر مى آيد و هر آنچه فرو مى رود ، بذر و برزگر و فصول و درو همه منم .مرگ منم و زندگانى منم.
اى ارجونا، حيات اين جهان كه مى بينى و حيات آن جهان كه نمى بينى ، همه منم و بس ...


فرهنگ و تربیت ودایی  :
حدود قرن 6 ق .م . در اوج اقتدار روحانيان هندو كه برهمن (Brahmana) ناميده مى شوند، نظام طبقاتى شديدى پذيرفته شد كه مدت 2500 سال سايه سهمگين خود را بر كشور پهناور هندوستان افكنده بود و هنوز هم بقاياى آن وجود دارد. پژوهشگران طبقات اجتماعى را كاشت (Caste) مى خوانند كه واژه اى پرتغالى و به معناى نژاد است . در اين نظام چهار كاشت اصلى وجود داشت :
1. برهمان (Brahmanas)، طبقه روحانيون ؛
2. كشاترياها (Kshatrias)، طبقه شاهان ، شاهزادگان و جنگاوران ؛
3. ويشياها (Vaisyas)، طبقه بازرگان و دهقانان ؛
4. شودراها (Sudras)، طبقه كارگران .

معاشرت افراد يك طبقه با طبقه ديگر شرعاً و عرفاً ممنوع بود، به خصوص طبقه اخير كه هر گونه تماس ، حتى نگاه كردن افراد طبقات بالا به اين گروه ، گناه كبيره شمرده مى شد. فروتر از اين چهار طبقه ، گروهى از بوميان غيرآريايى هندوستان بودند كه نجسها (Untouchables) ناميده مى شدند. افراد اين طبقه به هيچ وجه حق نداشتند در محله هاى آن طبقات چهارگانه تردد كنند و هر گاه از باب ضرورت براى حمل زباله و كناسى به اماكن آنان مى رفتند، موظف بودند با صداى بلند حضور خود را اعلام كنند كه مبادا نگاه افراد طبقات بالا به اين گروه بيفتد. در اين صورت ، بيننده بايد با غسل خود را طاهر كند . داد و ستد نيز از راه دور ، با گذاشتن پول در مكانى و تقاضاى متاع با فرياد و اختفاى كامل انجام مى گرفت ...
گوش دادن به تلاوت كتابهاى مقدس نيز بر آنان حرام بود و اگر فردى از ايشان در اين مورد استراق سمع مى كرد، براى مجازات ، سرب مذاب در گوش او مى ريختند. عجيب تر اينكه افراد طبقه نجسها به اين وضع خو گرفته ، آن را حق مى پنداشتند و باور داشتند كه اين تيره بختى زاييده بدكردارى آنان در زندگانى پيشين است كه از طريق تناسخ آن را دريافت كرده اند. هر گونه اقدامى براى كم كردن فاصله طبقات چهارگانه (و حدود 2000 طبقه فرعى كه به تدريج در ضمن آن چهار طبقه پديد آمده ) و دفاع از نجسها، خلاف شرع و غيرمقبول بود. البته اين سنت اجتماعى در سال 1955 رسما لغو شد و تنها جلوه هايى از آن باقى است .
رود خروشان و پر بركت گنگ (Ganga) به معناى تندرو كه در بخش بزرگى از هندوستان جريان دارد، از تقدس بالايى برخوردار است و غسل كردن در آن ، به خصوص درشهر بنارس (Benares)، عبادتى مهم شمرده مى شود. نيلوفر (Padma) نيز بسيار مقدس است .
قربانى و بويژه قربانى اسب (medha - Asva) كه قبلاً به عنوان يك عمل عبادى ميان آنان معمول بود، بعدا به منظور برآورده شدن حاجات انجام مى گرفت .
اهينسا (hinsa - A) به معناى پرهيز از آزار جانداران اصل مهمى است كه در زمانهاى بعد، تحت تعاليم مهاويرا مورد توجه قرار گرفت و تاكنون به شدت رعايت مى شود. اين آموزه خوردن گوشت حيوانات را عملى غير اخلاقى مى داند و اين مسأله اثر عجيبى بر شيوه زندگى هندوان باقى گذاشته است .
هندوان جسد مردگان خود را مى سوزانند و خاكستر آن را بر روى گنگ بر باد مى دهند. قبلاً سنت مذهبى اين بود كه هنگام سوزاندن جسد مرد متوفى ، همسر وى نيز به نشانه وفادارى ميان توده هاى هيزم مى خوابيد و همراه شوهر مى سوخت و براى تشويق زنان به اين امر به وى لقب ستى (Sati) به معناى بانوى وفادار و بافضيلت عطا مى شد. (اين واژه سانسكريت در فارسى و عربى براى تجليل از بانوان بسيار برجسته به كار مى رود.) اگر احياناً زنى تاب و تحمل اين فداكارى را در خود نمى يافت پس از مرگ شوهر موى سر خود را مى تراشيد و جلاى وطن مى كرد. زنده سوزاندن زوجه را انگليسيها پس از استعمار هندوستان در سال 1829 م . ممنوع كردند و از اين منع كمتر تخلف شده است . صائب تبريزى در اشاره به اين سنت مى گويد:
چون زن  هندو کسی در عاشقی مردانه نیست
سوختن بر شمع خفته کار هر پروانه نیست

خدایان سه گانه :
آرياييان هندوستان مانند ساير مشركان به خداى حقيقى جهان نيز معتقد بودند و او را برهما (Brahman) به معناى قائم بالذات و ازلى و ابدى مى ناميدند. آنان در آغاز بت و بتخانه نداشتند و مراسم عبادى خويش را در فضاى باز برگزار می کردند و به خدايانى مذكر كه معمولاً نماد اجرام آسمانى بودند، عقيده داشتند. در دورانهاى بعد بتهايى بى شمار و بتخانه هايى باشكوه و گوناگون ساختند و خدايانى مانند الهه مادر، الهه زمين ، مار كبرا و غيره را به مجموعه خدايان خود مى افزودند.
خدايان تثليث هندو (Trimurti Hindu) عبارتند از :
 برهما (Brahman)، خداى ايجاد كننده (كه قبلاً اشاره شد) ؛
 شيوا (Siva) خداى فانى كننده كه مجسمه چهار دست و در حال رقص ‍ او فراوان است . رقص شيوا نقش او را در ايجاد و انهدام نشان مى دهد ؛
 ويشنو (Vishnu) خداى حفظ كننده . جلوه هاى دهگانه اين خدا براى مردم در طول تاريخ عبارت است از : ماهى ، لاك پشت ، گراز ، موجود نيمه آدم و نيمه شير ، كوتوله ، رامای تبر به دست  (Rama)، راما ، كريشنا  (Krishna)، بودا (Buddha) و كلكى (Kalki).
آيين هندو فرقه هاى بى شمارى دارد كه با يكديگر در صلح و صفا به سر مى برند. پيروان هر يك از اين فرقه ها بر جنبه خاصى از دين تأكيد مى كنند و معمولاً به يكى از خدايان روى مى آورند.  طرفداران هر يك از شيوا و ويشنو جمعيت بزرگى را تشكيل مى دهند.
از جمله 12 بتخانه بزرگ و باشكوه كه به افتخار لينگا و براى پرستش آن بنا كرده بودند، معبد سومنات (Somanatba) است . ثروت هنگفت و خيال انگيز آن بتخانه كه چهارده گنبد طلا داشت ، سلطان محمود غزنوى را تحريك كرد تا به سال 416 هجرى قمرى به سوى آن لشكر كشد و خزائن انباشته از زر و سيم و گوهرهاى گرانبهاى آن را كه طى قرنها گرد آمده بود، تاراج كند. هندوان حمله هاى سابق وى به بتخانه هاى ديگر را به علت خشم گرفتن بت معبد سومنات به آن معبد توجيه مى كردند. سلطان محمود با سپاهى انبوه به عنوان بت شكنى به سومنات حمله كرد و پس از كشتن گروهى بى شمار از هندوان ، گرزگران خود را بر فرق مجسمه لينگا كوبيد. وى براى نشان دادن فتح نمايان خود قطعه اى از آن را به مكه معظمه و بغداد و بلاد اسلامى ديگر فرستاد.
افرادى از شيوا پرستان ، به نام لينگاوات (vat - Linga) يعنى حاملان لينگا كه مسلكشان در قرن دوازدهم ميلادى پايه گذارى شده است ، پيوسته مجسمه اى از لينگا را كه داخل كيف كوچكى است به گردن آويخته دارند. چيزهايى شگفت آورى مانند قربانى انسان و نوشيدن شراب در كاسه سر مردگان به برخى از فرقه هاى شيوايى نسبت داده مى شود. فرقه هاى شكتى (Sakti) به معناى نيرو، معتقدند قوه الهى در جنس لطيف قرار دارد. از اينجاست كه در معابد شكتى زنانى جوان مى رقصند. برخى از اين فرقه ها رقصهاى وحشيانه ، آوازهاى گوش خراش و حركات جنون آميز را براى تكامل روحى لازم مى دانند.

نظریه تناسخ و تصور کارما :
بر اساس قانون كارما (Karman) به معناى كردار ، آدمى نتيجه اعمال خود را در دوره هاى بازگشت مجدد خود در اين جهان مى بيند . كسانى كه كار نيك انجام داده اند ، در مرحله بعد زندگى مرفه و خوشى دارند و آنان كه كار بد مى كنند، در بازگشت با بينوايى و بدبختى دست به گريبان خواهند بود و چه بسا به شكل حيوان بازگشت كنند. به عقيده برخى تناسخيان ، بازگشت انسانها ممكن است به يكى از چهار صورت زير باشد كه تصادفاً به ترتيب الفبا از جمادات تا انسانها را شامل مى شود:
1. رسخ ، يعنى حلول شخص متوفى در جمادات ؛
2. فسخ ، يعنى حلول شخص متوفى در نباتات ؛
3. مسخ ، يعنى حلول شخص متوفى در حيوانات ؛
4. نسخ ، يعنى حلول شخص متوفى در انسانها (تناسخ )

سمسارا (Samsara) به معناى تناسخ در بسيارى از اديان و مذاهب جهان (حتى نزد برخى فرقه هاى انحرافى جهان اسلام ) با عناوين گوناگون وجود داشته و دارد . اما اين عقيده در آيين هندو از اهميت بيشترى برخوردار است . هندوان معتقدند آدمى همواره در گردونه تناسخ و تولدهاى مكرر در جهان پر رنج گرفتار است  . تنها راه رهايى انسان از گردونه تناسخ و تولدهاى مكرر در جهان پر درد و بلا پيوستن به نيروانا (Nirvana) است . اين كلمه در لغت به خاموشى و آرامش و در اصطلاح به « فناى فى الله » دلالت مى كند. نيروانا مورد توجه بوداييان واقع شده است


فلسفه  یوگی یا روش جوکیان :
به عقيده هندوان ، دستيابى به حقيقت يا اتحاد با خداى توانا از طريق يوگا (Yoga) يعنى يوغ نهادن حاصل مى شود. يوگا به رياضتهاى سخت و طاقت فرسا دلالت مى كند و معمولاً با نشستن آرام و پيوسته به شكل چهار زانو و همراه با تأمل انجام مى گيرد، اما شيوه هايى ديگر نيز معمول است ، مانند ايستادن ، وارونه ايستادن ، خم شدن و آويختن دستها و زيستن بر روى تختى كه در سراسر آن ميخهاى تيزى سر بر آورده است . اين عمليات چه بسا براى دهها سال ادامه يابد و با مشقتهايى ديگر مانند در پيش رو نهادن آب و تشنه به سر بردن همراه باشد.
با آنكه هدف از رياضت وصول به حقيقت است ، گاهى كشف و كراماتى را پديد مى آورد. يوگى (Yogin) معمولاً آن امور را مانع كمال خود مى داند و بسيار مى شود كه به آن خوارق عادت ابداً توجهى نكند و از اظهار آن روى بگرداند. حبس دم به گونه اى است كه بر اثر تمرينهاى سخت تنفس كاهش مى يابد و يوگى در طول سال به چند نفس بسنده مى كند. همچنين ضربان نبض و ساير كارهاى بدن را مى توان با يوگا در اختيار گرفت . در همه اين حالات بدن شيوه هاى نوى را بر مى گزيند و زنده مى ماند. چه بسا يك يوگى را به مدت شش ماه دفن كنند و پس از اين مدت قبر او را بشكافند و او را بيرون آورند و وى با يك بار تنفس زندگى را از سر گيرد. توانايي هاى ديگرى نيز براى برخى از آنان ميسر مى گردد، مانند رهايى از جاذبه زمين ، متوقف كردن قطار ، به جوش آوردن آب با يك نگاه و غيره .
دانشمندان مغرب زمين به تكرار ، آزمايشهاى علمى گوناگونى روى يوگيان انجام داده و واقعى بودن اين حالات را به اثبات رسانده اند. از جمله يك هيأت علمى فرانسوى به رهبرى دكتر بروس (Brosse) در 1936 تحقيقات و آزمايشهايى در باب يوگيان انجام داد و دستاوردهاى خود را منتشر كرد .

 

 


ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها