0

اینجا «گور» با تو سخن می‌گوید + تصاویر

 
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:اینجا «گور» با تو سخن می‌گوید + تصاویر
سه شنبه 22 مهر 1393  6:31 PM

* در ضلع شمالی آرامگاه، مزار "ابراهیم ناهید" قرار گرفته است. سنگ سیاهرنگی که رویش نوشته "مدیر روزنامه ناهید"؛ از آن سنگ‌هایی که اتفاقی می‌توان پیدایش کرد.

 

جزئیاتی از زندگی میرزا ابراهیم ناهید شیرازی منتشر نشده است. تنها در همین اندازه که او در 1300 شمسی روزنامه "ناهید" را در تهران تاسیس و منتشر کرد که اولین روزنامه کاریکاتوریستی و انتقادی - اجتماعی بوده که از 22 فروردین 1300 تا 20 اردیبهشت 1312 با وقفه‌هایی در تهران منتشر می‌شده است. از آنجا که مقالات آن به زبان ساده عوام‌فهم نوشته می‌شد، مورد استقبال عموم مردم قرار می‌گرفت.

 

 


مزار مدیر روزنامه ناهید

 

 

نخست ارگان طنزآمیز هواداران سردار سپه بود و با مخالفان او در می‌افتاد و به آنان ناسزا می‌نوشت، اما در طول عمر ده - دوازده ساله‌اش با مخالفان همراه گشت و بارها توقیف شد و عاقبت اداره روزنامه‌اش را به آتش کشیدند و به عمرش پایان دادند.

 

باستانی پاریزی در کتاب «نای هفت‌بند» درباره این روزنامه ‌نوشته است: ناهید (ستاره صبح) مهم‌ترین روزنامه فکاهی است که بعد از کودتا به مدیریت میرزا ابراهیم ناهید منتشر می‌شد. ... اثر این روزنامه و کاریکاتورهای جالب آن در جامعۀ آن روز کاملاً آشکار است و بسیاری هنوز هستند که از آن خاطراتی دارند و مبارزات و زدوخوردهای او مشهور است.

 

اینکه باستانی نام "ستاره صبح" را می‌آورد، به این دلیل است که ناهید هر گاه توقیف می‌شد، به نام‌های دیگری، از جمله "ستاره صبح"، منتشر می‌شد.

دفتر روزنامه ابتدا در خیابان چراغ‌برق، کوچه عظیمی قرار داشت، ولی بعدها محل آن به خیابان لاله‌زار انتقال یافت و در همین محل بود که آن را به آتش کشیدند.

 

یک سال پس از انتشار این شماره در اثر حریق ناگهانی اداره روزنامه ناهید با خاک یکسان شد. بعضی حریق را عمدی دانسته و به تیمورتاش، وزیر دربار وقت، نسبت داده‌اند.

 

میرزا ابراهیم سرانجام در تهران درگذشت.

 

* از مزار مرشد چلویی که سراغ می گیرم، جایی در ضلع شمالی آرامگاه را نشان می‌دهند. محل دفن او در ردیف‌های نزدیک به ضلع شمالی این آرامگاه و در محدوده صحن امام‌زاده هادی قرار گرفته است که به واسطه قرار گرفتن در ارتفاع بالاتر از محدوده ابن بابویه متمایز می‌شود.

 

 


مزار حاج مرشد چلویی

 

 

حاج میرزا احمد عابد نهاوندی، مشهور به مرشد چلویی، یکی از عرفای بنامی بود که در بازار تهران جنب مسجد جامع، طباخی داشت و برای عموم سخنرانی‌های هفتگی برپا می‌کرد. چون با مردم با زبان شعر و پند و اندرز برخورد می‌کرد به "حاج مرشد" معروف بود. تنها نسخه دیوان اشعار عرفانی ساعی در زمان خود در آتش‌سوزی مغازه‌اش سوخت؛ از این رو پس از تدوین اشعار به جا مانده به «دیوان سوخته» مشهور شد. او اجازه چاپ اشعار خود را نمی‌داد، پس از درگذشتش تا کنون چندبار چاپ شده‌ است.

 

حاج مرشد از دوستان نزدیک شیخ رجبعلی خیاط و حاج اسماعیل دولابی بود.

 

وی سال 1357 و در 90 سالگی در تهران درگذشت. قبر وی در امامزاده هادی در جنب ابن بابویه قرار گرفته است.

 

* در این آرامگاه مزار رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی اذان‌گوی مشهور ایران و جهان اسلام در مقایسه با سایر قبوررنگ تازگی دارد. "حی علی الصلوه" بر دیوار طراحی شده‌ای که در جوار این مزار قرار گرفته نشان از مدفن پدر و پسری دارد که هر دو از اذان‌گویان مشهور ایران بوده‌اند. رحیم موذن‌زاده اردبیلی در 1304 در اردبیل متولد شد. او در آواز بیات ترک و در گوشه روح‌الارواح اذان سر می‌داده است. این اذان در سال 1334 در استودیو یک رادیو ضبط شد. سال 1387 اذان رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی اثر ملی معنوی شناخته شد. اذان‌هایی که توسط او خوانده شده‌، هنوز به عنوان زیباترین اذان‌های موجود در رسانه‌های صوتی و تصویری ایران پخش می‌شود.

 

 


مزار مؤذن‌زاده اردبیلی

 

 

در جایی گفته بود اذان‌گویی در خانواده آنها، 150 سال قدمت دارد و نام فامیل آنها به‌همین دلیل مؤذن شده است.

 

مؤذن‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا درباره اجرای یکی از اذان‌های خود گفته بود :"یک روزی تصمیم گرفتم تا یک اذان یادگاری بگویم. در استودیوی 6 صدا و سیما، هر گوشه‌ای انداختم، نشد تا اینکه آن را در روح‌الارواح آواز بیات ترک به این شکل که بیش از 50 سال پخش می‌شود گفتم. ما ایرانی هستیم و اذان ما باید برخاسته از خودمان باشد."

 

او سال 84 در پی ابتلا به بیماری سرطان در بیمارستان مدائن تهران بستری شد و در بهار همان سال از دنیا رفت.

 

* غرب بقعه شیخ صدوق، آرامگاه خانوادگی خاندان فروغی قرار گرفته است. چند سنگ در کنار هم که همه نام فروغی را بر خود دارند. سرشناس ترینشان «محمدعلی فروغی» مشهور به «ذکاءالملک» است که اولین نخست‌وزیر رضا شاه و پسرش بود.

 

محمدعلی فروغی در کنار پدرش، محمدحسین فروغی (ذکاء الملک اول) که از ادیبان دوره قاجار بود دفن شده است و پسران او نیز بعدها در این آرامگاه خانوادگی به خاک سپرده شده‌اند.

 

 


مزار محمدعلی فروغی

 

 

او مترجم، ادیب، فلسفه‌نگار، روزنامه‌نگار، سیاست‌مدار و دیپلمات بود و نمایندگی مجلس را هم در کارنامه خود دارد.

 

فروغی شرح زندگی فلاسفه غرب را به فارسی ترجمه کرد. یادداشت‌های او کتابی با عنوان "سیر حکمت در اروپا" شد. او کتابهای دیگری در حوزه تاریخ و حقوق نیز به فارسی ترجمه کرده است.

 

فروغی در نقاشی شاگرد کمال‌الملک بود و به جای آن به وی زبان فرانسه می‌آموخت.

 

او در زمان نخست‌وزیری‌اش اقدامات زیادی در حوزه‌های فرهنگی، ادبی و علمی انجام داده است.

 

در این آرامگاه خانوادگی، سنگی نیز متعلق به محسن فروغی فرزند محمدعلی است. او استاد معماری و رییس سابق دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. او از بنیان‌گذاران و استادان دانشکده معماری دانشگاه تهران بود که 15 سال ریاست دانشکده را بر عهده داشت.

 

وی پس از مدتی تبرئه شد و خود عضوی از مجلس سنا شد. در خلال سال‌های 1345 تا 1357 وی در حدود سه ماه و در کابینه‌های جعفر شریف امامی و غلامرضا ازهاری، سمت وزیر فرهنگ و علوم را عهده‌دار بود.

 

فروغی پس از انقلاب اسلامی و در 12 فروردین 1358 دستگیر شد و مجموعه اشیا و آثار هنری شخصی وی ضبط و به موزه ایران باستان تهران منتقل شد. وی در ششم دیماه 1361 از زندان آزاد شد و 10 ماه بعد درگذشت.

 

اشرف‌الدین حسینی گیلانی (نسیم شمال) نیز در این آرامگاه دفن شده است. به فاصله چند قدم از در ورودی آستان شیخ صدوق سنگ سفیدش را می توانی ببینی، با همان عنوان نسیم شمال که البته چند شکاف بزرگ هم برداشته است.

 

بر اساس آنچه اشرف‌الدین گیلانی نوشته او در 1288 ه‍.ق در قزوین دیده به جهان گشود. گیلانی شاعر و نویسنده روزنامه «نسیم شمال» بود که بعدها با همین عنوان معروف شد؛ نشریه‌ای اجتماعی، سیاسی و طنزآمیز که در دوران جنبش مشروطه ایران ابتدا در رشت و سپس در تهران منتشر می‌شد. او در قزوین و تبریز تحصیل کرد، در 26 سالگی به رشت مهاجرت کرد. آشنایی با رهبران مشروطیت در گیلان زندگی اش را متحول کرد. پس از آن او به انتشار هفتگی "نسیم شمال" پرداخت.

 

نزدیکی وی به برخی از اعیان بانفوذ گیلان چون فتح‌الله‌خان اکبر (سپهدار رشتی)، سردار معتمد و سپهسالار محمدولی خان تنکابنی، سبب درگیری و مشاجرات قلمی نسیم شمال با برخی روزنامه‌نگاران گیلانی شد. او پس از بمباران و انحلال مجلس، از بیم ماموران محمدعلی شاه با لباس مبدل از طریق روستاهای گیلان و قزوین به اشتهارد گریخت و روزنامه نسیم شمال نیز هفت ماه توقیف شد.

 

در پی اولتیماتوم روس‌ها و انحلال مجلس دوم، نسیم شمال مجددا تعطیل شد و اشرف‌الدین بار دیگر ناگزیر از ترک رشت شد. ظاهرا فشار کنسول روس در خروج او از رشت بی‌تاثیر نبوده است. پس از آن، روس‌ها چاپخانه عروةالوثقی را که نسیم شمال در آن چاپ می‌شد، ویران کردند.

 

گیلانی پس از ورود به تهران چندی در سایه حمایت‌های سیاسی سپهدار رشتی زندگی می‌کرد. محل اقامتش در تهران، ابتدا در پارک امین‌الدوله، سپس حجره‌ای کوچک در ضلع شرقی مدرسه صدر، و در پایان عمر منزلی محقر در شرق تهران بوده است.

 

از زندگی خانوادگی سیداشرف‌الدین گیلانی چون دیگر جنبه‌های زندگی شخصی او آگاهی‌های دقیقی در دست نیست. به گفته نفیسی، عشق نافرجام او در جوانی سبب تنهایی و تجردش تا پایان عمر شد. گزارش‌ها درباره آخرین سال‌های زندگی و بیماری روحی گیلانی مبهم و متناقضی است. گفته می‌شود در 1309 شمسی دچار اختلال حواس شده است. درباره سبب بروز اختلال مشاعر و رهایی اش از تیمارستان نیز نظرها متفاوت است؛ برخی تلاش ملک‌الشعرا بهار و سید حسن مدرس را در رهایی گیلانی از تیمارستان موثر شمرده‌اند.

 

سعید نفیسی در این رابطه ‌گفته است: "او را به تیمارستان شهر نو که در آن زمان "دارالمجانین" می‌گفتند بردند، در قسمت عقب تیمارستان جایی به او اختصاص دادند. من نفهمیدم چه نشانه جنونی در این مرد بزرگ بود. همان بود که همیشه بود. مقصود از این کار چه بود؟ این یکی از بزرگ‌ترین معماهای حوادث این دوران زندگی ماست."

 

بر اساس آگهی ترحیمی که در روزنامه نسیم شمال (اول فرودین 1313) چاپ و دو روز پس از مرگش منتشر شد، گیلانی در 29 اسفند 1312 کمی پس از رهایی از تیمارستان و در آستانه پانزدهمین سال انتشار نسیم شمال درگذشته است.

 

 


مزار نسیم شمال

 

 

آرامگاه او نزدیکی قبر خاندان اکبر و چهره شاخص آن، سپهدار رشتی قرار دارد؛ به فاصله چند قدمی از در ابن بابویه.

 

محل دفن او سال‌ها به فراموشی سپرده شده بود تا اینکه ابراهیم فخرائی، تاریخ‌پژوه، در سال 1364 به کمک پسر یکی از توزیع‌کنندگان روزنامه نسیم شمال آن را پیدا کرد و به شش نفر از گیلانیان ساکن تهران که اشتیاق زیارت این قبر را داشتند نشان داد. با هزینه مهدی آستانه‌ای، روزنامه‌نگار و بازرگان رشتی روی سنگ قبر قدیمی آن، سنگی به وسعت تمامی قبر از مرمر کار گذاشته شد که نام مدیر روزنامه نسیم شمال بر آن نقش بسته‌ است.

 

فتح‌الله خان اکبر (سپهدار رشتی) ملقب به سپهدار اعظم و معروف به سپهدار رشتی نماینده مجلس، وزیر و نخست‌وزیر ایران در دوران مشروطه از آبان تا اسفند 1299 شمسی بود.

 

او اجاره‌دار گمرکات شمال ایران بود. پیش از انقلاب مشروطه وزیر پست شد. با وقوع انقلاب از آن حمایت کرد و به فرمان محمدعلی شاه قاجار به کلات در خراسان تبعید شد. چندی بعد که عموزادگانش با همکاری دیگر مشروطه خواهان «انقلاب محرم رشت» را به راه انداختند و پس از آن قزوین و تهران را فتح کردند، او نیز قدرت یافت و به عضویت کمیسیون 28 نفره سران مشروطه درآمد و دوباره به وزارت پست و تلگراف منصوب شد. پس از آن در کابینه‌های اول، دوم و سوم محمدولی خان تنکابنی سپهدار اعظم در سمت خود ابقاء و در کابینه چهارم او به سمت وزارت عدلیه منصوب شد.

 

او از 1295 شمسی در سه کابینه وثوق‌الدوله وزیر داخله و وزیر جنگ شد. تا اینکه در آبان 1299 نخست‌وزیر شد. اما کابینه او پس از سه ماه با وقوع کودتای رضاخان میرپنج سقوط کرد. پس از کودتا او در سفارت بریتانیا در تهران پناهنده شد و سپس به خانه‌اش در رشت رفت، جایی که تا زمان فوتش در سال 1317 در آن زیست. او در گورستان ابن بابویه در آرامگاه خانوادگی به خاک سپرده شده است.

 

در کنار این سنگها، سنگ قبری نیز به نام میرزا کریم‌خان رشتی پسر عموی فتح‌الله‌خان اکبر قرار داده شده است. او از رجال سیاسی فعال دوره مشروطه بود. او تلاش‌های زیادی برای بازگشت مشروطیت کرد اما هیچ مقام و منصبی را نپذیرفت و تا پایان عمر در زمزه رجال متنفذ پشت پرده سیاست قرار داشت.

با اینکه تحکیم پایه‌های قدرت و سلطنت رضاشاه پهلوی تلاش کرد، مورد غضب این پادشاه قرار گرفت و تا پایان سلطنت وی یعنی سال 1320 در تبعید به سر می‌برد؛ ولی پس از روی کار آمدن محمدرضا شاه پهلوی به تهران احضار و مشاور و ندیم پادشاه جوان شد.

او سال 1323 در مقبره خانوادگی خاندان اکبر دفن شده بود.

 

* یکی از سنگ‌های جالب در این آرامگاه که باز هم مانند بسیاری دیگر، اتفاقی به چشمم آمد و در حوالی آرامگاه شیخ خیاط قرار گرفته، مربوط به مزار سیدمهدی میرزایی، نوه میرزای شیرازی است. بخشی از نگاشته های روی سنگ از بین رفته و نمی‌توان تاریخ درگذشت و دفن او را از روی سنگ خواند.

 

 


مزار نوه میرزا رضا شیرازی

 

 

* جست‌وجو در این آرامگاه وسیع، که متن جامع مکتوب منتشرشده‌ای درباره خفتگان آن تدوین نشده کم از عملیات اکتشاف ندارد؛ چنانکه با وجود ساعات طولانی جست‌وجو، نتوانستم محل همه مشاهیر دفن شده در آن را بیابم.

 

در متون پراکنده‌ای که درباره این آرامگاه منتشر شده از برخی مشاهیر دیگر دفن‌شده در آن هم نامی به میان آمده است؛‌ از جمله ابن بابویه فخرعظمی ارغون (فخر عادل خلعتبری) که سال 1345 در این آرامگاه دفن شده است. او شاعر، روزنامه‌نگار و از پیشروان جنبش زنان ایران بوده است. خلعتبری مادر سیمین بهبهانی است. او از سال 1311 سردبیر روزنامه آینده ایران بود و سال 1314 نیز مجله بانوان را منتشر کرد. وی در زمان رضاشاه عضو فعال کانون بانوان و از شهریور 1320 از اعضای حزب دموکرات ایران بود.

 

فخر عظمی در تأسیس مدارس دخترانه نقشی چشمگیر داشت و خود زبان فرانسه تدریس می‌کرد و آموزگار رسمی آموزش و پرورش بود.

 

او سال 1303 با عباس خلیلی (مدیر روزنامه اقدام) ازدواج کرد که سیمین بهبهانی حاصل این ازدواج بود.

 

فخرعظمی ارغون سال 1345 در سن 68 سالگی درگذشت. صدو پنجاه شعر از او در قالب‌های شهری مختلف که در نشریات آن زمان چاپ شده بود موجود است.

 

* یکی از استادان خوشنویسی ایران و از برجسته‌ترین خوش‌نویسان خط نستعلیق و شکسته‌نستعلیق دوره قاجار نیز در این آرامگاه مدفون است. «میرزا غلام‌رضا اصفهانی» شاید تنها خوشنویسی است که هر دو خط نستعلیق و شکسته‌نستعلیق را به مهارت و استادی تمام می‌نوشته و در هر دو نیز صاحب سبک ویژه خود است.

 

از آن جا که اصفهانی در زمان حیاتش نامی‌ترین استاد مسلم خوشنویسی بود، نگارش آثار بسیاری به وی سفارش داده می‌شد که برخی را به شاگردانش می‌سپرد. همانطور که کاشی‌های پیرامون بقعه شیخ صدوق ابن بابویه را به محمدابراهیم تهرانی از شاگردانش واگذار کرد.

 

از بهترین نمونه‌های کتیبه‌نویسی میرزا غلامرضا کتیبه‌های مدرسه سپهسالار (مدرسه عالی شهید مطهری فعلی در میدان بهارستان تهران) است که آن را در سال 1301 نگاشته‌ است.

 

«سیدابوالقاسم انجوی شیرازی» ‏از دیگر آرمیدگان ابن بابویه در 1372 است.

 

او از پژوهشگران ادبی ایران است. وی از آخرین دوستان صادق هدایت بود. خانه وی در نیاوران جمال‌آباد پس از مرگش به موزه فرهنگ مردم تبدیل شده است.

 

انجوی در جوانی فعال سیاسی بود و مجله‌ای انتقادی و سیاسی با نام "آتشبار" انتشار می‌داد. در جریان کودتای سال 1332 دستگیر و به خارک تبعید شد.

دیوان حافظ شیرازی با تصحیح انجوی شیرازی به زعم برخی حافظ شناسان کامل‌ترین دیوان است زیرا وی گونه‌ها و روایات مربوط به اشعار حافظ را گردآوری و ارائه کرده‌ است.

 

«ابراهیم حکیمی»، ملقب به حکیم‌الملک، از دولتمردان ایرانی دوره قاجار و پهلوی است که چند دوره نخست‌وزیر ایران بوده است. وی مدتی نیز رئیس مجلس سنای ایران بود. او که در اروپا تحصیل کرده بود به عنوان طبیب دربار مشغول کار شد. در پی تجویز داروی زیاد به مظفرالدین شاه که نزدیک بود به مرگ شاه منجر شود، دست از طبابت کشید.

 

دو دوره نماینده مجلس بود. وی یک دوره به وزارت مالیه، سه بار به وزارت دارایی، هشت بار وزارت علوم (معارف)، یک بار وزارت دادگستری، یک بار وزیر مشاور و یک بار به وزارت امور خارجه منصوب شد.

 

با روی کارآمدن رضاشاه، از سیاست کناره‌گیری کرد و بعد از شهریور 1320، به صحنه سیاست بازگشت تا اینکه در اردیبهشت 1324 به نخست‌وزیری منصوب شد ولی یکماه بعد استعفا کرد. برای دومین بار در آبان 1324 به نخست‌وزیری منصوب شد و تا دی همان سال در آن سمت بود. وی برای آخرین بار در دی 1326 به نخست‌وزیری منصوب شد و تا خرداد 1327 در این سمت بود. او در 1338 شمسی در تهران درگذشت.

 

* آرامگاه این بابویه یک ادب‌دوست دیگر را نیز در خود مدفون دارد. «فاطمه رضازاده محلاتی» معروف به «فاطمه سیاح»، نیز در این آرامگاه دفن شده است. او زاده 1281 شمسی و در مسکو بود. او دکتری ادبیات اروپایی خود را در این شهر گرفت و در 32 سالگی به ایران آمد.

 

سیاح بنیانگذار کرسی ادبیات تطبیقی در دانشگاه تهران است. او با پسر عمویش، حمید سیاح ازدواج کرد، و همین علت که مدتی همسر حمید سیاح بوده است، او را فاطمه سیاح می‌خواندند ولی در زندگی مشترک شکست خورد و پس از سه سال از همسرش جدا شد.

 

سیاح در ایران بزرگ نشده بود، بنابراین زبان فارسی را خوب نمی‌دانست و مطالب خود را به زبان روسی می‌نوشت و دیگران به فارسی ترجمه می‌کردند. وی اسفند ماه 1326 شمسی در تهران بر اثر بیماریِ قند و سکته قلبی، درگذشت.

 

* در این آرامگاه یکی از نوسندگان ایرانی نیز مدفون شده است. «محمدباقر میرزا خسروی کرمانشاهی» (دولتشاه)، متخلص به خسروی ادیب، نویسنده، شاعر ایرانی و از پیشوایان نثر نو ادبی و نویسنده نخستین رمان تاریخی در تاریخ ادبیات ایران است.

 

نخستین رمان تاریخی ایرانی در سال 1278 خورشیدی در سه جلد تحت عناوین «شمس و طغرا»، «طغرل و هما» و «ماری و نیسی» توسط محمدباقر میرزا خسروی کرمانشاهی نوشته شد.

 

او در هنگام حمله روس‌ها به غرب ایران زبان به انتقاد گشود که منجر به محبوس و تبعید شدنش شد. خسروی، که بنیانگذار رمان نو ایرانی به شمار می‌آید، به خصوص پس از مهاجرت به تهران با فقر دست به گریبان بود. او در 72 سالگی درگذشت.

 

«محمدطاهر میرزای قاجار» (محمدطاهر میرزا)، از شاهزادگان قاجاری و از بزرگترین و نامدارترین مترجمان ایرانی در عصر قاجار بود. برخی از مهم‌ترین شاهکارهای ادبیات جهان همچون اغلب آثار الکساندر دومای پدر، نخستین بار در عصر پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار توسط او به فارسی برگردانده شد. همچنین برگردان دو رمان بزرگ «سه تفنگدار» و «کنت مونت کریستو»ی او اوست.

 

پدرش فرزند ششم عباس میرزا ولیعهد (پسر فتحعلی شاه قاجار) بود و مانند پدر از خدمات دولتی گریزان بود و عمر خود را به مطالعه و تحریر و ترجمه گذراند. وی با میرزا ابوالحسن جلوه، که از فلاسفه و عرفای نامی ایران است، دوست و هم‌نشین بود.

 

* یکی از مشاهیر دیگر این آرامگاه، «هادی تجویدی» است که سال 1318 در این بابوبه مدفون شده اما طرح توسعه شبستان گورستان اثری از محل دفنش باقی نگذاشته است. او نگارگر، نوازنده و هنرمند ایرانی است که مینیاتور ایرانی را پس از نزدیک به سه سده وقفه و رکود به سبک و شیوه اصیل و سنتی خود برگرداند و پایه‌گذار مکتبی نوین در مینیاتور معاصر با نام مکتب مینیاتور تهران شد. او را حلقه اتصال هنر نگارگری سنتی به نسل امروز می‌دانند.

تجویدی در شاعری نیز دستی داشت و تخلص «تائب» را برای خود انتخاب کرده‌ بود.

 

سرتیپ علی‌اکبر درخشانی نیز از افسران پایه‌گذار ارتش جدید ایران است که در این آرامگاه مدفون است. او از زمان احمدشاه قاجار خدمت نظام خود را شروع کرد، پدرش از اولین افسران ایرانی بریگاد قزاق بود. جدش در پی عهدنامه ترکمانچای میان دولت‌های ایران و روسیه همراه تعداد زیادی از اهالی و سرخیلان ایلات حاضر به قبول تابعیت روسیه نشد و از منطقه نخجوان به جنوب رود ارس کوچ کردند.

 

او در دوران خدمت در ژاندامری در معیت فوج ششم مامور قلع و قمع اشرار لرستان شد.

 

در سال‌های پایانی حکومت محمدرضا شاه وی از مخالفان شناخته شد و به طور دائم تحت نظر بود. او فروردین ۱۳۵۷ در منزلش توسط مامورین ساواک به اتهام جاسوسی برای شوروی، دستگیر شد و در زندان اوین درگذشت.

 

حیدر رقابی شاعر و فعال سیاسی دیگری است که سال 66 در این آرامگاه به خاک سپرده شده است.

 

حیدر رقابی (حیدرعلی) از فعالان سیاسی دهه 1332 در ایران بود. پدرش باجناق محمدحسن شمشیری از هوادارن مصدق بود و مادرش با مادر بیژن ترقی، ترانه‌سرای معروف، دختر عمو بوده‌اند.

 

او ملی‌گرا بود. مهمترین شناختی که از حیدر رقابی در ایران وجود دارد این است که وی با تخلص به "هاله"، سراینده شعر ترانه "مرا ببوس" با صدای حسن گلنراقی است.

 

* در آرامگاه‌های خانوادگی‌ای که در ابن بابویه قرار دارد سنگ قبری به نام حسین سمیعی (ادیب‌السلطنه) است. او دولت‌مرد، نماینده مجلس، سناتور و ادیب رشتی اواخر دوره قاجار و اوائل دوره پهلوی بود که ریاست فرهنگستان ایران را برعهده داشت.

 

 


مزار حسین سمیعی

 

 

«حاج محمدحسن شمشیری» در 1340 در ابن بابویه به خاک سپرده شده است. او از بازاریان ثروتمند و متمول تهران و از برجسته‌ترین حامیان جبهه ملی بود که کمک‌های مالی او به مصدق در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت، نقش به سزایی در موفقیت‌های این نهضت داشت.

 

وی که به خاطر اهتمام در خرید اوراق قرضه در واقعه چاپ اوراق قرضه ملی توسط دولت مصدق و تشویق دیگران به خرید این اوراق، با عنوان «قهرمان قرضه ملی» نیز معروف است، به دلیل استقامت در پشتیبانی از مصدق مدتی طعم زندان و تبعید را نیز چشید.

 

او صاحب چلوکبابی معروف شمشیری واقع در سبزه میدان تهران بود که مرغوبیت غذای آن برای سال‌ها زبانزد خاص و عام بود و مشتریان بسیار داشت. آشنایان برنج‌کار شمشیری از گیلان، برنج دم‌سیاه درجه یک و دامداران دوست او از ملایر و همدان گوشت کبابی اعلا و مرغوب را با وانت یخچال‌دار، منظما به چلوکبابی وی واقع در سبزه میدان می‌رساندند و تهیه چلوکباب بسیار مطبوع با نهایت دقت و سلیقه از این محصولات و رضایت کارکنان و مشتریان چلوکبابی، نهایتا چلوکبابی شمشیری را در تهران بی نظیر و بی‌رقیب ساخت، به طوری‌که هر ظهر و شام با وجود سالن بزرگ این رستوران، مشتریان بسیاری ناگزیر بودند برای خوردن چلوکباب مدتی به انتظار بایستند.

 

او با حسن خلق و خوشرفتاری او با طبقات مختلف مردم بود و چون از فقر و فاقه به ثروت بسیار رسیده بود، هرگز طبقات محروم و مردم فقیر جامعه را نیز فراموش نمی‌کرد.

 

در جریان انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی، حاجی شمشیری با تلاش و پی‌گیری فراوان، تقریبا تمامی بازاریان تهران را تشویق کرد تا به نامزدهای جبهه ملی، از جمله دکتر مظفر بقایی، حسین مکی و ... ، رای بدهند و در این کار ایمان و اعتقاد کامل خود را نسبت به مصدق نشان داد و ثابت کرد.

هنگامی که مصدق به نخست‌وزیری ایران رسید، بازاریان هر تقاضایی داشتند از طریق «حاجی شمشیری» به نخست‌وزیر اطلاع می‌دادند و متقابلا خواسته‌های مصدق از بازاریان توسط شمشیری به آنان اطلاع داده می‌شد. اما جالب اینجاست که در سرتاسر دوران زمامداری مصدق، حاجی شمشیری حتی یک تقاضای نامشروع هم به دفتر نخست‌وزیری تسلیم نکرد و برای خودش هم هیچ تقاضایی نداشت.

 

در جریان اختلاف مصدق و کاشانی جانب مصدق را گرفت و در برابر روحانی مورد علاقه‌اش، آیت‌الله کاشانی موضع‌گیری کرد. بعد از وقایع 28 مرداد و سقوط دولت مصدق، حاجی شمشیری به جرم پایمردی در حمایت و طرفداری از مصدق زندانی و مدتی بعد محاکمه و به جزیره خارک تبعید شد.

 

شمشیری با زحمت زیاد در جزیره خارک یک مزرعه سبزیکاری احداث کرد و با پی‌گیری زیاد توانست چند راس گاو شیرده به آنجا بیاورد.

 

شمشیری پس از هفت‌ماه از زندان جزیره خارک آزاد شد و به تهران بازگشت. او پس از بازگشت از تبعیدگاه و در زمانی که فضل‌الله زاهدی نخست‌وزیر بود، چون معتقد بود پس از رفتن مصدق، بازار غارت بیت‌المال و رشوه و فساد و ارتشا رونق پیدا کرده‌ است، تصمیم گرفت سه میلیون تومانی را که در دوران زمامداری مصدق به بانک بیمه پرداخته بود، از این بانک پس بگیرد.

 

گرچه بانک اشکالات و بهانه‌های فراوانی را برای پس ندادن پول مطرح کرد، اما سرانجام شمشیری موفق به بازپس گیری سه میلیون تومان خود شد. وی بخشی از این مبلغ را صرف بازسازی و افتتاح مجدد چلوکبابی خود در ابتدای ورودی بازار تهران (سبزه میدان) کرد و بقیه آن را برای ساختن بیمارستانی در قسمت شمالی بیمارستان نجمیه که از موقوفات نجم‌السلطنه، مادر مصدق بود، خرج کرد. شمشیری پس از احداث این بیمارستان، آن را وقف کرد و تولیت آن را نیز به دکتر مصدق سپرد.

 

در زمان حکومت علی امینی، شمشیری بر اثر عارضه سکته قلبی درگذشت.

 

«غلامحسین صدیقی نوری» از جمله مشاهیر ایران است که سال 1370 در ابن بابویه به خاک سپرده شده است. او استاد دانشگاه تهران و وزیر پست، تلگراف و تلفن (در دولت اول) و وزیر کشور (در دولت دوم) محمد مصدق بود.

 

صدیقی از کسانی بود که دانش جامعه‌شناسی را به ایران آورد و از موسسان مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی (وابسته به دانشگاه تهران) بود. وی همچنین سال‌ها عضو هیئت امنای بنیاد فرهنگ ایران بود.

 

وی را پدر علم جامعه‌شناسی در ایران دانسته‌اند.

 

پس از 28 مرداد 1332 مدتی به زندان افتاد و محاکمه شد. در جریان محاکمه از دکتر مصدق تجلیل کرد.

 

* سنگ قبر «شیخ محمود ذاکر زاده تولائی» (حلبی) از جمله سنگ‌هایی بوده است که در ورودی بقعه شیخ صدوق قرار گرفته بود اما به دلیل توسعه شبستان آن سنگ برداشته شده و اثری از مزار او نیست. حلبی 1376 در تهران درگذشت. او را از پایه‌گذاران انجمن حجتیه مهدویه دانسته‌اند.

 

او از هواداران نهضت ملی شدن صنعت نفت بود اما پس از کودتای 28 مرداد از سیاست کناره گرفت و توجهش به افزایش تعداد بهائیان در ایران باعث شد "انجمن نقد بهائیت" را پایه‌ریزی کند که بعدها به نام انجمن حجتیه مهدویه نامیده شد.

 

در ابتدای جوانی محمود حلبی در راه بازگشت از سفر کربلا به بیماری صعب‌العلاجی دچار و آنجا بدست حسنعلی نخودکی اصفهانی درمان شد. این حادثه باعث شد که وی به شاگردان حسنعلی نخودکی بپیوندد و شاخص‌ترین شاگرد وی شود.

 

وی در 80 سالگی به بیماری قلبی مبتلا می‌شود و در دی 1376 درگذشت.

 

* در نزدیکی ابن بابویه صحن امامزاده هادی قرار گرفته که با دفن اموات در صحن این دو آرامگاه، آنها دیگر به هم پیوسته‌اند.

 

شهدای فدائیان اسلام هم در جوار امامزاده هادی دفن شده‌اند.

 

* مزار ابوالحسن خانعلی، در این آرامگاه قرار گرفته است. معلمی که پیش از انقلاب در جریان اعتراضی صنفی شهید شده است.

 

اردیبهشت 1340 وقتی کابینه تازه تاسیس شده جعفر شریف امامی لایحه‌ای درباره حقوق فرهنگیان به مجلس تقدیم کرد موجب واکنش فرهنگیان شد. جمعی از معلمان برای اعتراض به این لایحه، 12 اردیبهشت ماه سال 1340 مقابل مجلس شورای ملی تجمع کردند و شعارهایی علیه دولت سردادند. وقتی تلاش ماموران برای متفرق کردن معترضان با ماشین‌های آب‌پاش به نتیجه ای نرسید رییس کلانتری میدان بهارستان، با کلت به سوی معلمان شلیک کرد و گلوله‌ای به سر ابوالحسن خانعلی معلم جوان حاضر در این تجمع اصابت کرد. تجمع صنفی و آرام فرهنگیان، پس از این تیراندازی شکل یک تظاهرات را به خود گرفت و معلمان شروع به شعار دادن علیه دولت و نخست‌وزیر وقت کردند و تجمع به خشونت کشید.

 

13 اردیبهشت تابوت این معلم شهید بر روی دستان دانش‌آموزان و معلمان غم‌زده به سمت میدان بهارستان به حرکت درآمد گفته می‌شود از کودتای 28 مرداد به بعد، تهران چنین جمعیتی در خیابان‌های خود ندیده بود.

 

این جریان باعث استعفای شریف امامی شد و در کابینه بعدی نماینده معلمان به عنوان وزیر آموزش منصوب شد.

 

در اجتماع عظیم معلمان در 18 اردیبهشت 1340 روز 12 اردیبهشت را روز معلم اعلام شد. پس از انقلاب شهادت آیت‌الله مطهری در 11 اردیبهشت سال 1358 باعث شد که روز معلم تثبیت شود.

 

در این آرامگاه مشاهیر و نام‌آوران کم نیستند. برای توسعه بقعه شیخ صدوق، تعدادی از سنگ قبرهای تاریخی این مجموعه تخریب شده است. بنا بر پژوهشی که سیداحمد محیط طباطبایی، پژوهشگر تهران قدیم، در این گورستان انجام داده، حدود 260 نفر از رجال معاصر ایران، در گورستان ابن‌بابویه آرمیده‌اند که البته آثاری از برخی از این مشاهیر در این آرامگاه یافت.

 

«حسین کوهی کرمانی» ادیب، محقق، روزنامه‌نگار و شاعر اهل کرمانی است که در این آرامگاه دفن شده است. در اوان کودکی تحصیلات چندانی نکرد و در اداره یکی از روزنامه‌ها به شاگردی پرداخت. وی در سال 1302 اقدام به تاسیس و انتشار "نسیم صبا" کرد. کوهی بعدها از کار روزنامه‌نگاری دست کشید و به عضویت وزارت فرهنگ درآمد. وی یکی از ارادتمندان ملک‌الشعرای بهار و از طرفداران سرسخت سیدحسن مدرس بود.

 

او از نخستین کسانی است که به گردآوری ادبیات عامیانه پرداخت و مدت‌ها در کار تصحیح نسخه‌ها و چاپ آثار متقدمان فعالیت داشت که در این راه، ملک‌الشعرای بهار و سعید نفیسی او را یاری می‌کردند.

 

"ترانه‌های ملی - فهلویات" وی را پروفسور کریستین سن به آلمانی و پرفسور «هانری ماسه» به فرانسه ترجمه کرده‌اند. وی در تهران درگذشت.

 

محمدحسین سیفی قزوینی (عمادالکتاب) استاد خوشنویسی نستعلیق بود که از راه کتابت و تعلیم خط، امور زندگی خود را اداره می‌کرد. او همچنین علاوه بر استادی خط احمدشاه، در دربار رضاشاه نیز سمت خوشنویس مخصوص و استادی ولیعهد را به عهده داشت.

 

او آخرین استاد کل خط نستعلیق در ایران است که از کتیبه تا غبار را استادانه می‌نوشت و اولین خوشنویسی است که رسم‌المشق را برای استفاده نوآموزان ابداع و چاپ کرد.

 

سال 1312 شمسی از طرف انجمن آثار ملی ایران مامور نوشتن کتیبه‌های آرامگاه فردوسی در طوس شد و بعد از آن، کتیبه‌های دارالفنون، دانشسرای عالی، مدرسه رضاییه، دانشگاه تهران و دانشگاه معقول و منقول را نوشت.

 

استاد «علی‌اکبر خوشدل تهرانی» از شاعران مذهبی و مدیحه سرای ایران است. او پس از اتمام تحصیلات فقهی، به سیر و سیاحت روی آورد و در طول سی سال ایران، عراق، مصر، ترکیه، حجاز، افغانستان، پاکستان و هندوستان را با پای پیاده طی کرد و چهار بار به زیارت خانه خدا رفت.

 

 


مزار علی‌اکبر خوشدل تهرانی

 

 

او پس از آن در تهران ماندگار شد و به شعر و شاعری پرداخت.

 

خوشدل، در غزل، قصیده، قطعه و مثنوی، شعر می‏‌سرود. او بیشتر به عنوان یک شاعر مذهبی و مدیحه‏‌سرا شناخته شده است.

 

* هنوز در حال جستجو هستم که حضور جوانی که خاضعانه در کنار قبری ایستاده است توجهم را جلب کرد. زیر لب فاتحه‌ای خواند، با اینکه سری برای دیدن من که حالا تقریبا نزدیکش ایستاده‌ام برنمی‌گرداند اما کنجکاوی اجازه نمی‌دهد که از او درباره صاحب قبر نپرسم و البته او چیز بیشتری از آنچه که روی سنگ نوشته نمی‌گوید: او ادیب و عارف معاصر، شیخ موسی دبستانی است.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین فاطمی‌نیا درباره او گفته است: آ شیخ موسی دبستانی را من زیارت کردم. خیلی لطیف بود. از شاگردان آیت‌الله قاضی بود. یک شب بلند می‌شود برای نماز شب. قبل از بیدار شدن برای نماز شب در خواب می‌بیند که یک نفر گفت: «یا موسی إقبل و لا تخف انک من العاملین» (ای موسی رو کن و نترس که تو در امانی.) نماز شب را خواند و خوابید، دیگر بلند نشد. همانطور در خواب رفت.

 

 


مزار شیخ موسی دبستانی

 

 

* در این آرامگاه مزار «جواد فاضل» نیز وجود دارد. فاضل در کار نویسندگی و ترجمه متون عربی و دینی قدرت بالایی داشت و از خود آثار دینی و داستان‌های متعددی که بارها تجدید چاپ شده، به یادگار گذاشت. ترجمه نهج البلاغه و صحیفه کامل سجادیه از معروفترین آثار ارزشمند اوست.

بر روی سنگ مزار او که در 45 سالگی درگذشته است این رباعی نوشته شده است که:

 

زان دم که جام عمر ترا آشنا شکست / مینای اشک، در صدف آشنا شکست

 

در هر نوشته‌ام، غمی رنجی نهفته است / این رنج‌های ماست، که آخر ترا شکست

 

علامه «میرزا طاهر تنکابنی» از دیگر مدفونان این آرامگاه است. او از دانشمندان اسلام در قرن 14 هجری، فقیه، فیلسوف، حکیمی عارف و از رجال سیاسی معاصر ایران، به او لقب علامه خاتم‌الحکماء داده‌اند. او در دوره اول و سوم نماینده مردم تهران مجلس بوده است. یکی از کتابخانه‌های مهم تهران با بیش از چهار هزار جلد متعلق به او بوده که به کتابخانه مجلس شورای اسلامی فروخته شده است.

 

محمدطاهر تنکابنی طبق وصیتش، در جوار استادش میرزا ابوالحسن جلوه، به خاک سپرده شده است.

 

آیت‌الله «سیداسدالله میرسلامی خارقانی» نیز از اولین منادیان اصلاحگری دینی و از جمله کسانی است که طرح بازنگری در برخی از عقاید موروثی شیعه امامی را مطرح کرد. خرقانی زمانی که از مبارزان نهضت مشروطه بود و پس از آن نیز تبعید شد.

 

* در این آرامگاه آیت‌الله «محمدصادق فخرالاسلام افشار» نیز مدفون است. او ابتدا مسیحی بود و سپس به مذهب تشیع گروید. وی صاحب کتابهائی به نام انیس‌الاعلام ، بیان‌الحق ، برهان المسلمین، افتخارات اسلام.

 

آیت‌الله «میرزا ابوالقاسم فلسفی تنکابنی» نیز در این آرامگاه دفن شده است. او فرزند آیت‌الله حاج شیخ محمدرضا تنکابنی و برادر بزرگ‌تر حجت‌الاسلام حاج شیخ محمدتقی فلسفی واعظ شهیر و آیت‌الله حاج میرزا علی فلسفی بود.

 

مزار علامه علی‌اکبر غفاری را می‌توان در این آرامگاه یافت. فقیه و محدث، محقق که سالها در احیاء و اصلاح متون اسلامی تلاش کرد. او برای انتشار بیش از 100 جلد کتاب در سال 82 به عنوان چهره ماندگار برگزیده شد. غفاری آبان ماه سال 83 دیده از جهان فروبست.

 

«طهماسب قلیخان کرمانشاهی» (وحدت)، شاعر عصر قاجاریه که نام اصلی‌اش طهماسب‌قلی‌خان متخلص به وحدت و ملقب به افصح المتکلمین عصر ناصری است. او از از مشایخ سلسله نعمت‌اللهی بود و سال‌ها به تدریس و تهذیب و ریاضت مشغول.

 

آیت‌الله «سیدجعفر دین‌پرور دربندی» نیز از دیگر خفتگان این آرامگاه است. او از علمای تهران بود که در سال 1263 شمسی در نجف اشرف متولد شد. او در کمال زهد و قناعت و مناعت طبع به تحصیل و تدریس معارف دینی پرداخت. نماز جماعتش در شمیرانات و دربند با استقبال مردم تهران برگزار می‌شد. او در 1343 شمسی درگذشت و در آرامگاه خانوادگی‌اش در این بابویه به خاک سپرده شد.

 

«محمود محمود» هم از ملیون و آزادیخواهان پرحرارت و فعال معاصر ایران بود که به دلیل مشابهت نام خانوادگی‌اش با رضاخان پهلوی پس از کودتای 1299 مجبور شد نام خانوادگی‌اش را تغییر دهد.

 

محمود که یک دوره نماینده مردم اصفهان در مجلس بود، چند کتاب در حوزه علوم تربیتی نیز تالیف کرده است.

 

او در سال 1344 و در سن 84 سالگی در حالی که نابینا شده بود درگذشت. کتابخانه شخصی‌اش که شامل کتاب‌های ارزشمند خطی بود بنا بر وصیتش به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران اهدا شد.

 

* یکی از مفسران قرآن کریم نیز در این آرامگاه مدفون است. دکتر «محمدجعفر اسلامی» که کتابی نیز با عنوان دائرةالمعارف قرآن ترجمه کرده است.

 

* مزار «ابوالقاسم پاینده» نیز در این آرامگاه قرار دارد. او روزنامه‌نگار، داستان‌نویس، و مترجم برجسته ایرانی بود که در 1292 در اصفهان متولد شد و در 18 مرداد 1363 در تهران درگذشت. وی مدیریت مجله صبا را که در سال 1321 تاسیس کرده بود عهده‌دار شد و آن را در زمره یکی از موفق‌ترین نشریات در تاریخ مطبوعات ایران ثبت کرد. او در یکی از نشست‌های سازمان همکاری اسلامی نماینده ایران بود. پاینده علاوه بر ترجمه زیبای قرآن نثر زیبایی در ابتدای آن با عبارات زیبا و شیرین و شیوه‌ای مخصوص خود نگاشته است که مورد توجه آیت‌الله بروجردی قرار می‌گیرد.

 

«میرزا لطفعلی نصیری» ملقب به صدرالافاضل، دانشمندی فاضل و از مشاهیر علم و تقوی در قرن چهاردهم هجری بوده است.

 

«سیدمحمد تنکابنی» نویسنده کتاب ایضاح‌الفوائد، که مراتب قداست و زهد و تقوای وی زبانزد خاص و عام است.«یحیی دولت‌آبادی» از علمای معروف اصفهان که به تاسیس مدارس نوین پرداخت و کتابش اولین کتاب درسی برای تدریس در مدارس جدید بود. از تالیفات وی کتاب «علی » در آموزش ابتدایی و «حیات یحیی » در چهار جلد را می‌توان نام برد.

 

«میرزا محمدحسین سیفی قزوینی» ملقب به عمادالکتاب و از استادان خوشنویس خط نستعلیق در یکصد سال گذشته بود که پیرو و گسترش دهنده سبک و شیوه خاص میرزای کلهر است در این بابویه آرمیده‌اند.

 

آیت‌الله «سیدمحمدحسین موسوی درچه‌ای» - از محدثان شیعه و برادر سیدمحمد باقر درچه‌ای، حجت‌الاسلام شهید «مقدسیان» از مبارزان فدائیان اسلام و هم‌رزم شهید آیت‌الله محلاتی، حجت‌الاسلام «حسن خندق‌آبادی»(علامی) از علما و دانشمندان تشیع، آیت‌الله «مسیح طالقانی» از استادان حوزه ، «محمدعلی مظفری» و بنیانگذار یتیم‌خانه‌های مظفری در این آرامگاه دفن شده‌اند.

 

* آیت‌الله «شیخ هادی مدرس نوری»، آیت‌الله «هاشمی کاشانی»، آیت‌الله «سیدخلیل زرین‌کیا لاریجانی»، آخوند «ملاعلی اکبر فیروزکوهی»، حجت‌الاسلام «ثابت الموتی»، آیت‌الله «شیخ محمد آملی»، آیت‌الله «مجدالمحققین شیخ‌الاسلامی شیرازی»، حجت‌الاسلام والمسلمین «سیدرضا دربندی» از دیگر علمای شیعه مدفون در جوار شیخ صدوق هستند.

 

آرامگاه «صدیقه دولت‌آبادی» از اولین فعالان حقوق زن در ایران نیز همین‌جاست.

 

حتی «معصومه عزیزی بروجردی» معروف به «مهوش» خواننده قبل از انقلاب نیز در این آرامگاه قرار دارد.

 

این آرامگاه از گذشته‌ها اهمیت ویژه سیاسی و مذهبی یافته و بسیاری از چهرهای دنیای ادب و عرفان و سیاست وصیت کرده بودند که در آن دفن شوند.

جالب است که محمدرضا شاه پهلوی نیز مانند مصدق وصیت کرده بود در ابن بابویه دفن شود، اما شاید روزگار تاوان اجرا نشدن وصیت مصدق را از او گرفت و فراز و فرودهای دنیا مدفن او را جایی غیر از خاک ایران قرار داد.

 

بقعه ابن بابویه 5 دی 1375 با شماره ثبت 1816 به‌عنوان یکی از آثار ملی به ثبت رسیده است. وزارت کشور سال 1373، دستور منع دفن مردگان را در این محدوده صادر کرد. گرچه تاریخ نگاشته شده بر برخی از سنگ‌ها حکایت از این دارد که هنوز معدود مردگانی هستند که در این آرامگاه دفن می‌شوند و کم نیستند سنگ‌هایی که می‌توانی عنوان "رزرو" حک شده روی آنها را ببینی.

 

آرامگاه ابن بابویه، گرچه در گذر ایام حوادث زیادی به خود دیده، اما امروز به موزه مشاهیر و برخی فرزانگان خفته تاریخ معاصر ایران بدل شده است. وقتی از پیرمردی محل دفن این نام‌های آشنا را جویا می‌شدم، گفت: «نشان‌ها در اینجا از بین رفته‌اند، نام‌ها را جستجو کنید.»

 

ایسنا - حمیده صفامنش

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها