0

گفتم به کجا، گفت صدایم کردند

 
lenditara1
lenditara1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 9088
محل سکونت : همین دورو ورا

گفتم به کجا، گفت صدایم کردند
پنج شنبه 10 مهر 1393  11:45 AM

گفتم به کجا، گفت صدایم کردند

 

خوش آن سری که در آن بود هوای حسین
خوش آندمی که در آن بود ولای حسین
خوش آن تنی که بکوی حسین سپارد جان
خوش آن بدن که شود خاک پای حسین
دفاع مقدس

 

من که مهمان حسینم در جنان جانباز دینم
من شهید یکه تاز عرصه این سرزمینم
جان خود کردم فدای مکتب اسلام و قرآن
پاسدارم من دلیر کشور ایران زمینم

 

 

 

ما ز کوی حق سفر تا کربلا خواهیم کرد
جان خود را در ره جانان فدا خواهیم کرد
عهد و پیمانی که ما بستیم با خون حسین
اندرین وادی به عهد خود وفا خواهیم کرد

 

دفاع مقدس

 

 

رسد ز خاک هر شهید به گوش ما این پیام
بهر رهائی از ستم  ز جا ،کن قیام
بسوز عاشقانه بر وجود شمع امام
کشته ی با شرف به از زندگی ظلام

 

 

 

 

 

ای گل زیبای عمرم زود پرپر گشته ای
شاد و خندان رفته و گلگون کفن برگشته ای
همنشین و همره شهزاده اکبر گشته ای
افتخار خاندان و باب و مادر گشته ای

 

دفاع مقدس

 

در سنگر حق شیر شکاران همه رفتند
مستانه پی پیر جماران همه رفتند
غمنامه بود ناله جانسوز شهیدان
ما با که نشستیم که یاران همه رفتند

 

 

 

گفتم به کجا، گفت صدایم کردند
گل بودم و از شاخه جدایم کردند
گفتم که فرشته ها چه کردندت؟گفت:
روزی خور سفره ی خدایم کردند

 

دفاع مقدس

 

 

شهیدان شاهدان روزگارند
برای دین و کشور افتخارند

 

 

 

زآن قطره ی  خون کز گلوی تو چکید
سر تا سر این دیار،آلاله دمید
بر لوح مزار عاشقان نقش زدند
من مات من العشق فقد مات شهید

 

تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها