0

امیر عاشقان

 
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:امیر عاشقان
یک شنبه 14 تیر 1394  4:41 PM

«چشمان منتظر یتیمان را چه کردی؟»

چرا آیینه خورشید تیره است
مگر از قصه‏ای دارد حکایت 


چرا خونابه می‏بارد ز گردون 
مگر از غصه‏ای دارد شکایت 


جهان بی‏جان ز قتل جان جانان
فغان زین جور و آه از این جنایت 


ز خون، محراب لاله ‏گون است 
امیرالمؤمنین غرقاب خون است 


آسوده‏ خاطر و راحت از یک عمر خون دل، بر کنگره
عرش، مقام کردی؛


ولی چشمان منتظر یتیمان را چه کرده‏ ای؟ 
دستان دراز شده محرومان و بی ‏پناهان را در دستانِ که گذاشتی؟


چه کردی با کودکانی که با کاسه‏ های شیر، به امید شفای تو،
کنار خانه ‏ات ازدحام کرده بودند و در چشمان مردّد خویش، 
بهبودی تو را تلقین می‏کردند؟ 


از این پس، دوباره سکوتی بهت ‏آور و غریب، شب‏های نخلستان 
را فرا خواهد گرفت و دل چاه، تنها به خاطرات
دردِ دل‏های غریبت، بسنده خواهد کرد


«شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی» 

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

تشکرات از این پست
shirdel2 farnaz_s shayesteh2000
دسترسی سریع به انجمن ها