نماز شب حتمي است
یک شنبه 30 شهریور 1393 7:35 PM
با همه حرفايي كه كم و زياد بار تداركاتچي ها مي كرديم، از حق نبايد گذشت كه بعضي وقت ها سنگ تمام مي گذاشتند. آن وقت بود كه اگر مي گفتي آب، مي گفتند: اختيار داريد؛ تا سانديس هست، مگر مي گذاريم كه شما آب بخوريد. يا اگر نيمه روز گرسنه مان مي شد، مي گفتند: نان و خرما؟ مگر ما مرده ايم؛ عسل سبلان مي آوريم كه انگشتان دستت را هم بليسي. با اين وصف، ديگر واقعا بنه تداركات «خانة ننه» بود. همه چيز آماده، فقط بايد كرم نموده و فرود آمده و نزول اجلال مي فرمودي. اين جور موقع ها رو به هم مي كرديم كه: امشب نماز شب حتمي است بايد از خجالت خدا در بياييم. ديگر نمي شود بهانه آورد. كلي خرجمون كرده، تحويلمون گرفته، نمك نشناسي هم حدي داره، و از اين دست حرف ها.