ظفر مبارك، ظفر مبارك
جمعه 31 مرداد 1393 7:15 PM
بيچاره آنهايي كه بنا به هر دليل، صبح حمام مي رفتند؛ موقع برگشتن، بساطي داشتند. اين بود كه سعي مي كردند موقع آمدن از حمام، حتي المقدور خودشان را لااقل نشان بعضي ها ندهند يا سر و وضعشان را جوري درست كنند تا بلكه معلوم نشود كه حمام بوده اند؛ چون كافي بود يك نفر خبردار بشود؛ همه را با اشاره و سر و صدا مطلع مي كرد. آن وقت جمع مي شدند و با هم مي خواندند: ظفر مبارك، ظفر مبارك؛ كه صحنه تماشايي مي شد. و آنها تا مي ديدند اوضاع قمر در عقرب است، فوري حوله حمامي را كه روي دوششان انداخته بودند، جمع و جور مي كردند و به سرعت خودشان را از داخل بچه ها بيرون مي كشيدند. گاهي هم اين كلمات و تعبيرات قد و نيم قد را در همان حال دويدن در مراسم صبحگاه نثارشان مي كردند؛ به اين ترتيب كه يك دسته مي گفت: اينا كين؟ دسته ديگر جواب مي داد: حمومين يا چپين! (چپ كرده ها)