0

یاد یاران

 
taha25
taha25
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 1411
محل سکونت : آذربایجان شرقی

ترس شب عمليات
جمعه 31 مرداد 1393  6:57 PM

به نسبتي كه بچه ها سابقه منطقه بيشتري داشتند و چشم و گوششان در جنگ باز بود، نيروي به اصطلاح صفر كيلومتر را نصيحت مي كردند و دلداري مي دادند و اگر نياز به تهور و بي باكي بود (مثل شب هاي عمليات) طبيعتا دست به تشجيع شان مي زدند؛ البته با اشاره و كنايه و لطيفه. شب قبل از عمليات، وقتي آماده مي شديم براي حركت، يكي از برادران بسيجي جواني را پيدا كرده بود و داشت او را توجيه مي كرد: هيچ نترسي ها! ببين هر اتفاقي بيفتد از اين سه حال بيرون نيست؛ اگر شهيد شوي، يكراست مي روي پيش خود خدا؛ اسير شوي، به امام حسين(عليه السلام) مي رسي و ديگر اين قدر در محرم و عاشورا مجبور نيستي به سر و سينه ات بزني، و چنانچه زخمي شوي و جراحتي برداري كه نور علي نور است، آغوش مامان جان در انتظار تو است. ديگر چه مي خواهي؟

تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها