به هيچ نحو حريف موش هاى سنگر نبوديم، از در مى انداختيم بيرون از ديوار مى آمدند، شب وروز نداشتيم از هيچ چيز روگردان نبودند. دوستى داشتيم به نام حسن معبودى، ميگفت: رفتار ما با آنها مناسب نيست و مثل يك شهروند با آنها رفتار نمى كنيم
پرسيديم: مى گويى چه كنيم؟ گفت: من با مقواهاى كوچك تابلوهاى راهنمايى درست كرده ام، شايد واقعا نمى دانند چطور بايد عبور و مرور كنند، آنها را به در و ديوار سنگر (جعبه هاى مهمات) نصب مى كنيم، ببينيم باز هم بى قانونى مى كنند و از آنها توقف بيجا، عبور از چراغ قرمز و پارك دوبله سر مى زند؟ فكر نكنند چون جنگ است لابد شهر هرت هر كسى هر كارى بخواهد مثل صدام مى تواند بكند!