پاسخ به:در دفاع كردن از اسلام
جمعه 3 مرداد 1393 8:15 PM
راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
يك روز در تهران به ملاقات ايشان رفتم در بيمارستان « شهيد مصطفي خميني » او را ديدم يك پايش را از دست داده و دارد مي خندد ، برگشت و به من گفت : « طوري نشده ، زخم جزئي برداشته ! ان شاء الله بزودي خوب مي شوم و دوباره به منطقه خواهم رفت ! »به ياد دارم كه يكبار ديگر هم به من گفت : « من نمي توانم اين جا بمانم ، بايد به منطقه اعزام شوم. » من گفتم :« با يك پا چطور مي تواني ؟!» گفت: « تا نفس در بدن دارم مي جنگم ؛ خدا خودش كمك مي كند. » و شيدايي او ، نمي گذاشت كه آرامشي داشته باشد ؛ با اين كه ظاهراً با مجروحيتي كه داشت ، تكليف از او ساقط شده بود با اين حال تا آخرين نفس هم در عرصه مبارزه ماند و به شهادت رسيد.
(محمدرضا مجيدي ، شهيد ابراهيم يعقوبي)
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست