مهر مادر
پنج شنبه 25 آذر 1389 3:51 AM
دست دو فرزندش را دست گرفتم و آنها را به طرف باندهای هلی کوپتر راهنمایی کردم .
مادر روی زمین نشست و نگاهی معنادار به سویم کرد . از اینکه فرزندان دلبندش را نجات دادم ، بسیار خوشحال بود .
آنگاه اول به فرزند بزرگتر و بعد به فرزند کوچکتر ، نگاهی عمیق انداخت و روی زمین دراز کشید و جان سپرد .
کودکانش دست هایم را رها کردند و روی جسد مادر افتادند و گریه سر دادند .
اما در این گریستن تنها نبودند ، تمامی نیروهای اطراف باند هلی کوپتر آ ن دو مادر مرده را همراهی می کردند !