استاد نابغه قران
دوشنبه 22 آذر 1389 10:45 AM
مرحوم استاد محمود علی البنّاء یکی از نوابغ قرائت قرآن در مصر می باشد. صدای دلنشین و زیبای ایشان که با حزن خاصی همراه است، هر شنونده ای را بسوی خود می کشاند . ایشان در طول حیات پر برکتش موفق گردید که تمام قرآن را بصورت تحقیق و باصدای زیبایش تلاوت نماید.
از خیرات باقی مانده از او مسجدی است بنام مسجد محمود علی البنّاء در مصر. ولادت استاد محمود على البناء در روستاى ( شبرا باص ) مركز شبین الكوم استان منوفیّه به روز 17/12/1926 میلادى متولد شد، او در دامن طبیعتِ روستائى و زندگى تقلیدى و فطرتى كه بر همه جریانات غالب مى شود، رشد و نمُو نمود، و این طبیعت روستائى در تكوین شخصیّتِ جامعه كشاورز كه به دنبال زندگى شرافتمندانه و پاكى است كه پایه و اساس آن را كوشش و عَرق ریختن و… تشكیل مى دهد، نقش بسیار بارزى دارد، از سعادت هاى انسان روستائى آن است كه پسرى داشته باشد كه او را در زراعت و تجارت كمك كار و تكیه گاه باشد، اما حاج على رحمة الله به چیزى غیر از آنچه اهل روستا داشتند فكر مى كرد، او با علم فطرى خود دریافت كه ساده ترین راه ها و نزدیك ترین آنها براى رسیدن به بهشت، اطاعت پروردگار است و نیز فرزند صالحى كه براى والدینش دعا كند، و صلاح كامل و قرب به خداوند و پیامبرش به تنهائى نجات دهنده نیست، مگر با راه یافتن به حصار مستحكم قرآن كریم؛ كه نورى ساطع و زاد و توشه اى است كه هرگز قطع نمىگردد، حاج على از اولین لحظه اى كه صاحب فرزندى گردید، متوجه نعمت كاملى كه خداوند به او داده بود شد، زیرا عزت و وجاهت از آن فرزند كوچك كه خداوند او را براى حفظ كتابش برگزیده بود آشكار بود، پدرش نامى از نام هاى پیامبر(ص) را بر او نهاد یعنى (محمود) چرا كه قدوم این كودك مایه سپاسگزارى و ثناء از درگاه خداوند بود؛
پس از میلاد او بركت به خانه آمد و خیر و نیكى بر خانواده ریزش كرد با آمدن او روح نشاط و زندگى در خانواده و پدر خانواده دمیده شد، پدرى كه ازهیچ كوشش و عاملى كه فرزندش را براى حفظ قرآن كریم كمك كند دریغ نكرد، زیرا مى خواست كه فرزندش پیشاپیش صفوف قاریان قرآن كریم قرار بگیرد، قاریانى كه در صورت عمل به قرآن كریم از خاصّان درگاه خداوند خواهند شد، هنگامى كه این طفل كوچك بزرگ شد پدرش او را به آموزشگاهِ (مكتب) استاد موسى رحمة الله در روستاى "شبرا باص" برد.
استاد موسى بر یادگیرى حفظ و تجوید شاگردانش بسیار حریص بود و بیشتر نسبت به محمود كه چون ستاره اى در میان آنها مىدرخشید حرص داشت، كودكى كه علائم نبوغ و نشانه هاى اهلیّت قرآن بالاخص مخارج الفاظ و دقت در گفتار از او پیدا بود، این در حالى است كه او در سن 6 سالگى قرار داشت، مضافاً به هوش زیاد و التزام و دقت و ممارست، تعامل با كلمات قرآن كریم از چیزهائى بود كه استاد موسى آن را از نشانه هاى نبوغ در فرزند با استعدادش مى دانست. استاد محمود على البناء درباره خاطرات كودكى و مكتب مى گوید: "من بر آنچه كه هر روز از مكتب فرا مى گرفتم بسیار حریص بودم، كل شب را بیدار مى ماندم و نمى خوابیدم مگر بعد از حفظ كردن قسمتى كه باید فردا در مقابل استاد بیان مىكردم و بعد از حفظ آن به قسمتى كه قبلاً حفظ كرده بودم مراجعه مى كردم تا بتوانم هر دو را بیان كنم تا اتصال مستحكمى میان قسمتهاى مختلفى كه حفظ كرده بودم برقرار شود،… به یاد مى آورم كه روزى استاد مرا فَلَك كرد و دائماً آن را در ذهن دارم و تا آخر عمر هم فراموشش نخواهم كرد، این تنبیه در حالى بود كه من هیچگونه تقصیرى نداشتم نه در حفظ كردن و نه در اداء كردن، وقتى به خانه بازگشتم شدیداً گریه كرده و به مادرم گفتم: امروز استاد مرا تنبیه سختى كرد در حالى كه من وظیفه ام را خوب انجام داده بودم، مادرم گفت: اى محمود استاد تو را به این جهت تنبیه كرد كه من به او گفته بودم تو به مزرعه رفتى تا چیدن پنبه ها را تماشا كنى و در كنار آن به بازى بپردازى … و من مىترسم كه اگر از قرآن دور شوى قرآن هم از تو دور گردد، من نسبت به تو و آینده ات بسیار نگرانم تو شبیه اهل قرآن هستى و فقط براى قرآن صلاحیت دارى." استاد مى گوید:" پدرم به شهر شبین الكوم رفت تا براى ملحق شدن من به مدرسه دینى آنجا (كه تحت نظارت الازهر بود) اقدامات لازم را به عمل بیاورد امّا یكى از دوستانش او را به مدرسه منشاوى در طنطا راهنمائى كرد كه در آنجا مستقیماً حافظان قرآن را قبول مىكردند، پدرم هم مرا به طنطا برد و من در حالى كه بسیار كوچك بودم به مدرسه منشاوى ملحق شدم، ولى آنچه به من شجاعت مى بخشید كه در طنطا بمانم، توجه بسیار زیاد مردم بود كه براى شنیدن صدایم در اطراف من جمع مىشدند، من از استاد محمّد رفعت تقلید مى كردم، احیاناً دعوتهائى براى قرائت به مناسبت هاى مختلف از طرف مسجد احمدى از من مى شد، در آن زمان به كودك خارق العاده معروف شده بود
سازمان دارالقران کریم
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم