نگاهی به ذخيرة الملوک
یک شنبه 14 اردیبهشت 1393 12:25 AM
مير سيّد علي همداني (786-714 ﻫ ق) که بهنامهاي «شاه همدان» و «اميرکبير» و «علي ثاني» و «باني ايران صغير» و «شاه کشمير» هم شناخته ميشود، مشهورتر از آن است که نيازي بهمعرّفي داشته باشد. اين عارف ايراني بيش از 150 اثر ارزشمند در موضوعات اجتماعي، سياسي، ديني، عرفاني و ادبي بهزبانهاي فارسي و عربي بر جا گذاشته است
نقش مير سيّد علي در معرّفي عرفان ايراني در شبه قارّة هند بسيار چشمگير است. چنين تصوّر ميشود که در واقع نخستين جرقّههاي راه يابي عرفان ايراني بههند با ورود مير سيّد علي زده شد. او شاگرد علاءالدّوله سمناني، عارف بزرگ ايراني بود. شاه كشمير در قرن هشتم هجري، تقريباً همزمان با حيات حافظ در شيراز و كمي پيشتر از ظهور نورالدّين عبدالرّحمٰن جامي در هرات، بههند رفت.
مير سيّد علي نزديك بهسيصد تن از بزرگان ادب و هنر ايراني را نيز با خود بهكشمير برد و اين گروه، پيش از روي كار آمدن خوانين مسلمان مغول در هند، بنيادهاي عرفان، ادب و هنر ايراني را در آن كشور پايهگذاري كردند. بعدها و براساس همين پايهها بود كه بزرگاني چون سيّد محمّد گيسودراز و شيخ احمد سرهندي در هند ظهور كردند.
سبك هندي نيز كه با تلاش شاعراني چون غني كشميري و بيدل عظيمآبادي در قرنهاي بعد در هند رواج عام يافت، بيش از همه از آن سنّتهاي فكري تغذيه كرد كه مير سيّد علي و همراهيانش در هند پايه گذاشته بودند. حتّي بناي تاج محلّ، شاهكار معماري جهانِِ اسلام، از همان سنّتهاي هنري بهظهور رسيد که گروه هنرمندان همراه مير سيّد علي با خود بههند انتقال داده بود.
دربارة اين عارف بزرگ در منابع فارسي در دسترس، اطّلاعات چندان زيادي موجود نيست. با اين حال، كتابي با عنوان «باغبانِ عرفان» بهقلم علي جهانپور در سال 1383 از سوي انتشارات سفير نينوا در ايران بهچاپ رسيده كه داستان زندگي و نگارش آثار او را دربردارد.
همچنين پاياننامة دكتري «آقاي محمّد رياض خان» كه هماكنون در مركز همداني اختصاص دارد. اين پاياننامه در سال 1347 در دانشگاه تهران ارائه شده است[1].
در اين مقالة کوتاه ما بهمعرّفي يک اثر پُرارزش و مهمّ مير سيّد علي همداني بنام «ذخيرةالملوک» ميپردازيم.
«ذخيرةالملوک» کتابي است از آثار مير سيّد علي همداني در موضوع اخلاق و سياست و بيترديد آن را ميتوان از بزرگترين و مهمّترين آثار وي بهشمار آورد. رسالة مذکور بهعلّت ارزش و اهميّتي که دارد بهزبانهاي مختلف نيز ترجمه شده است. دربارة اهميّت آن دکتر محمّد رياض مينويسند:
”… شايد دومين کتاب مهمّ فارسي باشد که در سياست مدني تأليف گرديده است. پس از اخلاق ناصري تأليف خواجه نصيرالدّين طوسي، (م: 682 ﻫ ق) ولي از لحاظ لهجة ناصحانه و بيباکي که دارد در ميان کتب معروف فارسي که در علم اخلاق نگاشته شده است، اين يکي بينظير و با هيچيک قابل مقايسه نيست و از حيث موضوع بايد جزو کتب بسيار مهمّ فارسي در فلسفة اخلاق و سياست مدني بهشمار آيد“[2].
«ذخيرةالملوک» کتابي است از آثار مير سيّد علي همداني در موضوع اخلاق و سياست و بيترديد آن را ميتوان از بزرگترين و مهمّترين آثار وي بهشمار آورد.
سبب تأليف اين اثر مهمّ، راهنمايي و نصيحت بهسلاطين و امرا بود که بهالتماس ارادتمنداني نگاشته شده است:
”… امّا بعد فيقول البعد الجاني الموصوف بالتقصير و التواني علي بن شهاب الهمداني عفي عنه بکرمه… که مدّتي بود از ملوک و حکّام اهل اسلام و اماجد و اشراف نوع انسان که در استصلاح امور دين اهتمام مينمودند… بهسبب عقدة محبّت و رابطه مودّت که باين ضعيف داشتند از اين فقير هر وقت التماس تذکره مفيد ميکردند… عوارض و حوادث و مصادف و صوادف مانع آن ميگشت تا در اين وقت بهموجب التماس عزيزي آن عزم متجدّد گشت و بهمقتضاي آن التماس اين مختصر تحرير افتاد“.
«ذخيرةالملوک» مشتمل بر ده باب زير است:
باب اوّل:در شرايط و احکام و لوازم کمال ايمان.
باب دوم:در اداي حقوق عباد الله تعالي.
باب سوّم:در مکارم اخلاق و وجوب تمسّک پادشاه و حاکم اسلام بهسيرت خلفاي راشدين رضي الله تعالي عنهم.
باب چهارم:در حقوق والدين و زوج و ازواج و اولاد و عبيد و اصحاب و اقارب و غيره.
باب پنجم:در احکام سلطنت و ولايت و امامت و حقوق رعايا و شرايط حکومت بهعدل.
باب ششم:در شرح سلطنت معنوي و اسرار خلافت انساني.
باب هفتم:در بيان امر بالمعروف و نهي عن المنکر و فضايل و شرايط اين نوع.
باب هشتم:در بيان شکر نعمت و ذکر انعام و فضايل حضرت صمديت تعالي.
باب نهم:در بيان صبر بر مکاره و مصائب دنيوي.
باب دهم:در مذمت کبر و ضمايم اخلاق.
سبك هندي نيز كه با تلاش شاعراني چون غني كشميري و بيدل عظيمآبادي در قرنهاي بعد در هند رواج عام يافت، بيش از همه از آن سنّتهاي فكري تغذيه كرد كه مير سيّد علي و همراهيانش در هند پايه گذاشته بودند.
حتّي بناي تاج محلّ، شاهكار معماري جهانِِ اسلام، از همان سنّتهاي هنري بهظهور رسيد که گروه هنرمندان همراه مير سيّد علي با خود بههند انتقال داده بود.
اگرچه «ذخيرةالملوک» کتابي است داراي مباحث عرفاني و متصوّفانه مانند «کشفالمحجوب» يا «کيمياي سعادت» يا «احياء علوم الدّين» و غيره امّا از لحاظ مطالب و سبک نگارش به«گلستانِ سعدي» شباهتهايي دارد. مثلاً مؤلّف کتاب در ميان مطالب مختلف اشعاري هم آورده است که بهقول استاد علي اصغر حکمت شايد همة اشعار از خود سيّد باشد و او اين کار را بهتقليد «گلستانِ سعدي» انجاميده باشد[3].
در «ذخيرةالملوک» علاوه بر اشعار خود مير سيّد علي، ابياتي از سنايي و نظامي و رومي و سعدي نيز بهفراواني ديده ميشود. بيت زير سعدي دو مرتبه در اين کتاب آمده است
ابرو و باد و مه و خورشيد و فلک درکارند تا تو ناني بهکف آري و بهغفلت نخـوري
از لحاظ محتوا نيز ميتوان مطالبي را در اين کتاب مشاهده نمود که با برخي از مطالب «گلستان» خيلي نزديک است و يا با تغييري چند از آن گرفته شده است. مثلاً سعدي در باب دوّم «گلستان» حکايتي آورده راجع بهحکمت لقمان حکيم که ادب را از جاهلان يادگرفته، همين حکايت در «ذخيرةالملوک» بهحضرت عيسٰي(ع) منسوب گرديده است[4].
همينگونه مير سيّد علي در نگارش اين اثر گرانبها از «بوستانِ سعدي» نيز استفاده کرده است، مثلاً سعدي در باب چهارم «بوستان» حکايت پادشاه صالحي را آورده که چنين آغاز ميشود:
«ملک صالح از پادشاهان شام برون آمدي صبحدم با غلام».
در «ذخيرةالملوک» علاوه بر اشعار خود مير سيّد علي، ابياتي از سنايي و نظامي و رومي و سعدي نيز بهفراواني ديده ميشود.
اين حکايت را مير سيّد علي در اثر خود بهنثر نوشته است. امّا بهگفتة دکتر محمّد رياض:
”محتويات مبسوط اين کتاب دو برابر «گلستان سعدي» است و مطالب نو و ارزنده در آن زياد است“[5].
پيشاپيش ارزش و اهميّت همين کتاب است که محمّد اقبال لاهوري، مير سيّد علي همداني را «محرم اسرار شاهان» خوانده است:
مرشد معني نگاهان بودهاي «محرم اسرار شاهان» بودهاي
اين کتاب چند مرتبه بهچاپ رسيده است: چاپ امرتسر بهکوشش نياز علي خان، 1321 ﻫ ق؛ چاپ بمبئي که تاريخ چاپ ندارد؛ چاپ بهاولپور 1905 م و چاپ تهران. اين چاپها داراي اغلاط زيادياند و چاپ تهران از همه چاپهاي قبلي بهتر است، امّا هنوز چاپ معتبري از آن تهيّه نشده.
پس بايد کتابي چنين ارزشمند و گرانبها با کمال محنت و دقّت، تصحيح و چاپ شود و همينطور رسائل و کتب ديگر مير سيّد علي همداني ”که هنوز در پردة اختفا مستور ميباشد و چون شاهدان خوبرو در گوشة کتابخانهها چهرة زيباي خود را از ديدة عاشقان معرفت پوشيده است“[6].
جاي خوشوقتي است که دکتر محمّد رياض در کتاب «احوال و آثار و اشعار مير سيّد علي همداني» خود شش[7]رسالة وي را نيز تصحيح و چاپ کرده است.