جلالالدین کزازی
پنج شنبه 11 اردیبهشت 1393 6:38 PM
| میرجلال الدین کزازی | |
|---|---|
|
استاد کزازی در دانشگاه آزاد اراک
|
|
| زادروز |
۲۸ دی ۱۳۲۷ کرمانشاه |
| ملیت | ایرانی |
| پیشه | متخصص زبان و ادبیات فارسی |
| سبک | سرهنویسی |
| لقب | استاد کزازی-زروان[۱] |
| همسر | خانم سیمیندخت دیدهدار |
| فرزندان | امیر صدرالدین - امیر رهام- ستی آناهیت - ستی ماندان |
| وبگاه | |
| http://www.kazzazi.com | |
میر جلالالدین کزازی یا سید جلالالدین کزازی(۱۳۲۷- )، استاد دانشگاه، نویسنده، مترجم و پژوهشگر برجسته ایرانی در زبان و ادبیات فارسی و از چهرههای ماندگار است. وی مشهور به بهرهگیری از واژههای پارسی سره در نوشتهها و گفتار خود است. او عضو هیات امنای بنیاد فردوسی است.[۲]
ترجمه او از انهاید ویرژیل به فارسی، برنده جایزه کتاب سال ۱۳۶۹ شدهاست و تالیف او، نامه باستان، که تا کنون نه جلد آن به چاپ رسیدهاست، حائز رتبه نخستین پژوهشهای بنیادین در جشنواره بینالمللی خوارزمی شدهاست.
میر جلال الدین کزازی در ۲۸ دی ۱۳۲۷ در کرمانشاه در خانوادهای فرهیخته و فرهنگی که بنیانگذار آموزش نوین در کرمانشاه است چشم به جهان گشود. خانواده وی اصالتا اهل روستای كزاز در استان مركزي بودند و به همین سبب به نام كزازي نامگذاری شدند[۳] و در سال ۱۱۸۵ قمری به دنبال فراخوان آقا محمدعلی بهبهانی برای تاسیس حوزه علمیه در کرمانشاه به این شهر آمدند.[۴] جلالالدین کزازی از همان دوران کودکی به فرهنگ و ادبیات ایران علاقه وافری نشان میداد. دوره دبستان را در مدرسه آلیانس کرمانشاه گذرانید و از سالیان دانش آموزی با زبان و ادب فرانسوی آشنایی گرفت. سپس دوره دبیرستان را در مدرسه رازی به فرجام آورد و آنگاه برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادب پارسی به تهران رفت و در دانشکده ادبیات فارسی و علوم انسانی دانشگاه تهران دورههای گوناگون آموزشی را سپری کرد و به سال ۱۳۷۰ به اخذ درجه دکتری در این رشته نائل آمد.
او از سالیان نوجوانی نوشتن و سرودن را آغاز کردهاست و در آن سالیان باهفتهنامههای کرمانشاه همکاری داشته و آثار خود را در آنها به چاپ میرسانیدهاست. او اینک عضو هیات علمی در دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی است. او افزون بر زبان فرانسوی که از سالیان خردی با آن آشنایی یافتهاست، با زبانهای اسپانیایی و آلمانی و انگلیسی نیز آشناست و تا کنون دهها کتاب و نزدیک به سیصد مقاله نوشتهاست و در همایشها و بزمهای علمی و فرهنگی بسیار در ایران و کشورهای دیگر سخنرانی کردهاست. چندی را نیز در اسپانیا به تدریس ایرانشناسی و زبان پارسی اشتغال داشتهاست. او گهگاه شعر نیز میسراید و نام هنریاش در شاعری زُروان است. گفتنی است، وی در سخن گفتن، هرگز از واژههای عربی بهره نمیگیرد.
| نام | نوع | تاریخ چاپ | تاریخ تجدید چاپ |
|---|---|---|---|
| از گونهای دیگر | شاهنامه شناسی | ۱۳۶۸ | |
| دُرّ دریای دَری | تاریخ شعر فارسی | ۱۳۶۸ | |
| رخسار صبح | خاقانی شناسی | ۱۳۶۸ | |
| زیباشناسی سخن پارسی | جلد اول- بیان | ۱۳۶۸ | |
| بیکران سبز | دفتر شعر | ۱۳۶۹ | |
| مازهای راز | شاهنامه شناسی | ۱۳۷۰ | |
| زیباشناسی سخن پارسی | جلد دوم - معانی | ۱۳۷۰ | |
| رویا، حماسه، اسطوره | شاهنامه شناسی | ۱۳۷۲ | |
| زیباشناسی سخن پارسی | جلد سوم - بدیع | ۱۳۷۳ | |
| تَرجُمانی و تَرزَبانی | هنر ترجمه | ۱۳۷۴ | |
| دیر مغان | حافظ شناسی | ۱۳۷۵ | |
| پارسا و ترسا | عطارشناسی | ۱۳۷۶ | |
| پرنیان پندار | مجموعه مقاله | ۱۳۷۶ | |
| سراچه آوا و رنگ | خاقانی شناسی | ۱۳۷۶ | |
| سوزن عیسی | خاقانی شناسی | ۱۳۷۶ | |
| گذری و نظری بر آثار و احوال | زیست نامه | ۱۳۷۷ | |
| پند و پیوند | حافظ شناسی | ۱۳۷۸ | |
| گزارش دشواریهای دیوان خاقانی | خاقانی شناسی | ۱۳۷۸ | |
| روزهای کاتالونیا | گزارش سفر | ۱۳۷۹ | |
| نامه باستان – جلد اول | شاهنامه شناسی | ۱۳۷۹ | |
| دیدار با اژدها | گزارش سفر | ۱۳۸۰ | |
| نامه باستان – جلد دوم | شاهنامه شناسی | ۱۳۸۱ | |
| نامه باستان – جلد سوم | شاهنامه شناسی | ۱۳۸۲ | |
| آب و آینه | مجموعه مقاله | ۱۳۸۴ | |
| نامه باستان – جلد چهارم | شاهنامه شناسی | ۱۳۸۴ | |
| نامه باستان – جلد پنجم | شاهنامه شناسی | ۱۳۸۴ | |
| نامه باستان – جلد ششم | شاهنامه شناسی | ۱۳۸۴ | |
| نامه باستان – جلد هفتم | شاهنامه شناسی | ۱۳۸۵ | |
| تندبادی از کنج | شاهنامه شناسی | ۱۳۸۶ | |
| از دهلی نو تا آتن کهن | چهار گزارش سفر | ۱۳۸۷ | |
| دستانِ مستان | دفتر شعر | ۱۳۸۷ | |
| خاقانی شروانی | |||
| دفتر دانایی و داد[۵] | شاهنامه شناسی | ۱۳۹۳ |