خدا می داند ...
یک شنبه 7 اردیبهشت 1393 12:58 PM
برای دلجويی و کمی شادی شايد
که سهم از دست رفته مان بود
جلوتر رفتم
.
.
پرده ای که باد برد
دری که بهم خورد
آسمانی که غريد
واتاقی که برای لحظه ای روشن شد
دلم می خواست بخوابم
بی اعتنا باشم
ملافه ها مرا فرو دهند
.
.
خدا می داند آن شب
آسمان چقدر باريد....
...