آتشكده آتشكوه نیم ور
سه شنبه 25 آذر 1393 11:59 PM
دهكده آتشكوه در 6 كيلومتري جنوب شرقي نيمور قرار دارد. اين دهكده و آتشكده آن، بر سر راه قديمي اصفهان به قم و ري در دره زيبا و سرسبز و در بهاران پرگل و ريحان قرار دارد. به احتمال زياد، مطالبي كه درباره آتشكده نيمور، در كتابهاي تاريخ پيامبران و شاهان، نزهت القلوب، تاريخ قم و محمل التواريخ آمده، مربوط به آتشكده ميباشد.
((حمزه اصفهاني)) در كتاب تاريخ پيامبران و شاهان مربوط به حدود 1050 سال پيش مينويسد: ((گشتاسب در قريه ممنور از روستاي انار واقع در ولايت اصفهان آتشكدهاي ساخت و آباديهايي از روستا بر آنها وقف كرد. (اصفهاني، حمزه، تاريخ پيامبران و شاهان، 37).
در تاريخ قم نيز آمده: ((نيمور از حيازات انار است و آتشكده آن و آتش در آن بشتاسف ملك نصب كرده و برافروخته و آن را چندين اوقاف است. (قمي، حسنبن محمد، تاريخ قم، 74). در نزهتالقلوب نيز در ذيل نيسور آمده كه ((گشتاسف در او آتشخانه ساخت)). (مستوفي، حمدالله، نزهتالقلوب، 69) در كتاب گنج دانش و مرءات البلدان نيز مطالب يكسان و تا اندازهاي مفصلتر درباره آتشكده آتشكوه آمده است كه در اين جا به مطلب كتاب گنج دانش اكتفا ميشود: ((گويند جاسب از بناهاي يكي از يكي از امراي عسگريه هماي دختر لهمنبن اسفنديار مشهور به نيم ور ميباشد و اين امير در نراق و دليجان و دهات پشت گدار حكومت داشته … .. و امير مذكور آتشكدهاي در دو فرسخي نيمور در كوه معروف به آتشكوه ساخته و به وضع چهار صفه بنا شده و هنوز پايههايش برقرار است و در ان سنگهاي عريض و طويل بكار بردهاند كه هر قطعه سنگي از آن يك زرع و نيم عرض و سه زرع طول دارد و 12 گره كلفتي هر پارچه سنگ ميشود. در اين زماني كه خراب شده، چهار عدد از آن سنگها روي هم نصب و استوار است و در كنار آتشكده چشمه جاري است كه از آن آب زراعت مينمايند … .. هواي خوب و مرتعي دلكش و مرغوب دارد كه الحال متعلق به چند خانوار بختياري است … (حكيم، محمد تقيخان، گنج دانش، 479).
اما دقيقترين و در عين حال جديدترين شرح اين آتشكده را از قلم يك متخصص باستان شناس كه درباره آتشكدههاي ايران، مطالعه و تحقيق كرده است ميآوريم. آندره گرار در كتاب آثار ايران مينويسد(( …. گفته حمدالله مستوفي قزويني: نمسيور از اقليم چهارم است جمشيد پشيدادي ساخت و در آنجا جهت خود قصري عالي كرده بود اطلال و آثار آن هنوز باقي است و گشتاسب در او آتشخانه ساخت … . از قصر قديمي اصلي… . بيشك چيزي بر جاي نمانده است.)) (گدار، آندره، آثار ايران، ج 1 و2).
((آتشگاه كمي بالاتر، در كمر كوه در كنار آبراههاي خشك قرار دارد. آنچه از آن باقي مانده سواي طاقها كه از آجر هستند، جملگي از سنگ، قلوه سنگ و ملاط آهك است كه با قطعاتي از سنگهاي مسطح پوشيده شده ولي احتمالاً ديوارهاي گلي هم وجود داشته است كه از ميان رفتهاند. تركيب اين بنا به قطر عجيب ميرسد.
شبستان بزرگ گنبددار خيلي بازي وجود دارد كه بدون شك از ابتدا جزو اين بوده و گنبد آن بر پايههايي با ستونهاي جاسازي شده در ديوار نهاده شده است. آنگاه در قسمت جلو سمت شمالي شبستان گذرگاهي عريض وجود دارد كه شبيه نوعي ايوان يا طاقي است كه عليالظاهر بر هر طرف آن اتاقهايي وجود داشته كه ديوارهاي سنگي آن، ديوارهاي سر در و ايوان بر جاي مانده و بقيه ديوارها كه از جنس گل بوده از ميان رفته است. جانب چپ اين پيشخوان گونه به علت وجود آبراه، كوتاهتر از جانب ديگر است. دليلي كه ميرساند پيشخوان مورد بحث، بعد از بناي گنبدي ساخته شده است)). (گدار، آندره، آثار ايران، ج 1 و2 و40)
بنابراين نقشه ساختمان از دو بناي مجاور هم ولي مجزا و جدا از يكديگر تشكيل شده است … ولي چرا اين محل عجيب در ميان صخرهها، دور از آبادي و بر زميني شيبدار كه به هيچوجه مناسب براي استقرار يك معبد نيست، در نظر گرفته شده است؟
سبب اين است كه اين محل به لحاظ وجود يك بريدگي در كوه …. از دشت كاملاً نمايان بوده و اين كه در اينجا، ما نه با يك معبد بلكه با يك علامت سر و كار داريم … .)). (گدار، آندره، آثار ايران، ج 2 و4304).

بنای چارتاقی که عموم مردم محلی آنرا به طور سنتی با نام «بُتخونه/ بتخانه» میشناسند و دیگران آنرا به نادرستی با نام آتشکده آتشکوه هم خطاب میکنند، در درهای فرحانگیز و در فاصله اندکی از جنوب روستا و بر پایین یال کوه آتشکوه نهاده شده است. در مجاورت چارتاقی و کوه بقایای خشکرودی دیده میشود که کوه و چارتاقی را دور میزند و آنرا به شکل شبهجزیرهای رؤیایی در میآورد. عمق متوسط این خشکرود دو متر و پهنای متوسط آن پنج متر است. کوه آتشکوه از صخرههای سخت و یکپارچه تشکیل شده که شباهت زیادی با کوه مجاور چارتاقی نیاسر دارد. در این کوه نمونههای متنوع و خوبی از گلهای صحرایی، گیاهان دارویی و نیز گلسنگهای گوناگون به چشم میخورد. چارتاقی در سال ۱۳۱۷ با شماره ۳۱۱ در فهرست آثار ملی ثبت شده است.
چارتاقی بتخانه یکی دیگر از نمونههای چارتاقیهای منفرد در ایران با شکل متقارن چهار وجهی و با قاعده مربع است. بنا از چهار پایه با چهار تاق تشکیل شده که گنبدی به واسطه چهار فیلپوش و تیرهای چوبی بر روی آنها ساخته شده است. مصالح بنا عبارت است از لاشهسنگهای بدون تراش با ملات آهک و با روکاری از سنگهای بزرگ و تراشخورده در پایهها و آجرهایی با پخت مرغوب همراه با تیرهای چوبی در تاقها و احتمالاً در گنبد فرو ریخته. بیشتر سنگهای بکار رفته در ساخت بنا، سنگ رسوبی متخللی است که دارای جرم حجمی کمی برابر با ۲٫۲ و ماندگاری زیاد است. این نوع سنگ با جرم حجمی ۲٫۱ در ساخت چارتاقی نیاسر نیز بکار رفته است. چهار سوی بنا- همچون دیگر چارتاقیهای منفرد ایران- چشماندازی باز و بدون هیچگونه در یا پنجره و مانعی است.
بر روی برخی از سنگهای بکار رفته در چارتاقی بتخانه، آثار خط هندسی و نگارههای بز دیده میشود. با توجه به شواهد موجود چنین به نظر میآید که این نقوش و نگارهها در اصل بر روی صخرههای محل استخراج سنگ وجود داشتهاند و در هنگام ساخت بنا از آنها نیز بهرهگیری شده است. تعدادی از این نشانها در دورههای جدیدتر بازنگاری شدهاند. توضیحات بیشتر در باره این نگارهها و خطهای هندسی در گفتاری جداگانه خواهد آمد.
گنبد بنا و تاقها به مرور زمان تخریب شده اما هر چهار پایه بنا تا حد زیادی سالم باقی ماندهاند. پایهها در نوع خود جالب و منحصر بفرد هستند و میانهٔ بلندای دو جبهه درونی آنها به شکل قطاعی از دایره ساخته شدهاند که موجب ایجاد پلانی به شکل «دل» شده است. آنچه از پایهها و بازماندههای تاقها بر جای مانده است، حدود ۸ تا ۱۰ متر ارتفاع دارد و این نکته با توجه به طول ضلعهای بنا که ۱۲٫۵ متر است، میرساند که یکی از بزرگترین و باشکوهترین چارتاقیهای زمان خود بوده است
در بازسازی و مرمتی که در سالهای گذشته اجرا شده است، پایههای بنا مستحکم گردیده و دیوارک کوتاهی در فاصله جنوب چارتاقی با کوه ساخته شده است. مرمت و بازسازی بخشهای پایینی پایهها و کف اصلی بنا بدون دقت کافی انجام شده و خوشبختانه از ساخت مجدد گنبد فروریخته و فیلپوشها خودداری شده است. بازسازی و مرمت این بنا (همانند نمونههای دیگر) بیشتر یک عملیات سادهٔ بنّایی بوده است تا مرمت یک اثر باستانی با ویژگیها و پیشنیازهای لازم خود.
با اینکه هیچ مراقبی در محل وجود ندارد، اما محوطه و بدنه بنا در مقایسه با بسیاری از آثار باستانی، تمیز و پاکیزه است و نشانهای از یادگارنوشتها و زبالهها به دیده نمیآید. به گمان نگارنده، دلیل این پاکیزگی در اهتمام و اهمیتی است که ساکنان روستا برای حفاظت و مراقبت از بنا قائل هستند. آنان نه تنها خود کمترین آسیبی به بنا نمیرسانند، بلکه به هنگام ورود مسافران و گردشگران، بلافاصله در محل حاضر میشوند و یا محوطه را زیر نظر میگیرند تا مبادا رفتار مخربی از سوی آنان سر بزند. چنین روحیه و توجهی که اهالی روستای آتشکوه (و عموماً مردمان منطقه نیمور) برای فرهنگ دیرین و آثار باستانی خود قائل هستند، ستایشبرانگیز و الگوی شایستهای برای دیگران است.
مختصات چارتاقی عبارت است از ۳۳ درجه و ۳۳٫۹ دقیقه شمالی، ۵۰ درجه و ۳۸٫۰ دقیقه شرقی (دقت اندازهگیری ۰٫۱± دقیقه). ارتفاع بنا از سطح دریا ۱۶۷۳ متر و از کف زمینهای زراعی مجاور حدود ۵ متر است.
محور بنا با چهار جهت اصلی به اندازه ۱۰ درجه میل غربی دارد و ضلعی از بنا که رو به روستا است، با شمال جغرافیایی/ ستاره قطبی ۱۰ درجه غربی فاصله دارد (دقت اندازهگیری ۱± درجه). ناهمواریهای افق شرقی در کمان نقطه طلوع انقلاب تابستانی تا نقطه طلوع انقلاب زمستانی عبارت است از کوههایی با ارتفاع ۱ تا ۱۵ درجه (دقت اندازهگیری ۳۰٪±) از دید ناظر. ارتفاع افق انقلاب تابستانی ۱ درجه، ارتفاع افق اعتدالین ۸ درجه و ارتفاع افق انقلاب زمستانی ۱۵ درجه است. مکانیابی و ساخت چارتاقی به گونهای محاسبه و اجرا شده است که طلوع خورشید در انقلاب تابستانی در لبه شمالی کوه و طلوع خورشید در انقلاب زمستانی در لبه جنوبی کوه رخ میدهد. با توجه به ارتفاع ۱۵ درجهای نقطه انقلاب زمستانی، طلوع خورشید با تأخیری چشمیگر در ساعت ۰۸٫۲۰ دقیقه روی میدهد.
مساحت چارتاقی بتخانه ۱۵۶٫۲۵ متر مربع و طول هر ضلع آن ۱۲٫۵۰ متر است (دقت اندازهگیری طولها ۵± سانتیمتر). طول بیرونی هر یک از پایهها ۲٫۹۵ متر و فاصله میان پایهها ۶٫۶۰ متر است. نسبت طول هر یک از پایهها به طول ضلع بنا در این چارتاقی ۱:۴٫۲۳۷ است.
ویژگیهای کالبدی و خصوصیات معماری و سازه بنا نشان میدهد که هم عصر با دیگر چارتاقیهای منفرد ایران است و قدمتی در حدود ۲۰۰۰ سال دارد. بنا را میتوان به اواخر دوره پارتی (اشکانی) و به احتمال کمتر به اوایل دوره ساسانی منسوب کرد.
در کنار جبهه شمال غربی چارتاقی بازماندهٔ سازهای ایوانمانند و پیشخوانگونه به چشم میخورد که در زمانهای جدیدتر ساخته شده و ارتباطی با سازه اصلی چارتاقی ندارد. ممکن است در گذشته کوشش شده باشد تا با افزودن بخشهایی الحاقی به بنا از آن برای کاربریهای دیگری استفاده کنند. یکی از این کاربریهای مفروض میتواند بهرهگیری از بنا به عنوان یک آتشکده باشد. با اینکه اکنون اطلاق عنوان آتشکده به چارتاقی آتشکوه متداول است، اما تاکنون هیچگونه آثار و بازماندهٔ در پیوند با آتش و آتشافروزی در بنا و محوطه آن مشاهده نشده است. چنانکه در هیچیک از چارتاقیهای دیگر دیده نشده است. هر چند که فرض وجود یک چنین کاربری، مغایرتی با ویژگیهای تقویمی بنا و رصد خورشید ندارد.
اندازهگیریهای نگارنده نشان میدهد که در چارتاقی بتخانه نیز همچون دیگر چارتاقیهای منفرد ایران و از جمله چارتاقیهای نیاسر و نویس، ملاحظات تقویمی و تناسب با نقاط طلوع خورشید به هنگام اعتدالین و نیز انقلابهای تابستانی و زمستانی بکار بسته شده است. محور و ساختار بنا و نسبت اندازه طول پایهها به فاصله میان آنها و زاویههای منتج شده از آن با توجه به ارتفاع افق محلی به گونهای است که در هنگامهایی از سال، پرتوهای خورشید در راستاهای سنجیده شدهای از بنا میتابند و از روزنههای میان پایهها دیده میشوند.
در اعتدال بهاری و پاییزی یعنی در نوروز و مهرگان باستانی (آغاز ماه مهر) پرتوهای خورشید بامدادی در روزنههای تشکیل شده میان لبههای b-e و d-g دیده میشوند. در حالیکه در انقلاب تابستانی نیز پرتوهای خورشید بامدادی در روزنههای تشکیل شده میان لبههای a-f و c-h دیده میشوند. چنانکه در نقشه دیده میشود، خطدیدهای اعتدالین با خطدیدهای انقلاب تابستانی، با یکدیگر متقارن و فاصله یکسان و برابری با محور هر جفت از پایهها دارند.





**بسم الله القاصم الجبارین**