در انجام دادن كارها 2
دوشنبه 11 فروردین 1393 12:48 AM
راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
در يك عمليات هوايي وقتي كه به نزديك هدف رسيديم ، ارتفاع را كم كرديم تا لاي نخل ها را جست و جو كنيم . دو ثانيه نگذشته بود كه شماره يك گفت : - شماره 2 هدف زير اين نخل هاست .
ما هم به دقت نگاه كرديم ، ديديم حدود 40 دستگاه كاميون حامل سوخت ، نزديك قهوه خانه به رديف قرار گرفته اند . بعد از شماره يك ، ارتفاع مناسب را گرفته و به سوي هدف شيرجه زديم و بمبها را رها كرديم . در چشم به هم زدني آنجا را به جهنمي تبديل كرديم . پس از بمباران آنچنان حجم دود و آتش منطقه را فرا گرفته بود كه مجبور شديم سريع گردش كرده و از آنجا دور شويم تا دود ناشي از سوختن تانكرها ما را با مشكل مواجه نكند . پس از انجام يك ماموريت موفق ديگر سالم به پايگاه برگشتيم ، وقتي از هواپيما پياده شديم ، گفتم : ماموريت موفق ديگر سالم به پايگاه برگشتيم ، وقتي از هواپيما شديم ، گفتم : آقا رضا! من مي دانستم كه اگر با شما باشم دست خالي بر نمي گردم . با خنده گفت : - مسعود ! هندوانه زير بغلم نگذار ، همه كارها دست خداست ، ما چه كاره هستيم
اين در حالي بود كه دو روز بعد رسانه ها اعلام كردند هنوز عراق با كمك كويت نتوانسته است آتش آن منطقه را مهار كند .
(سرهنگ خلبان مسعود اقدام ، شهيد عليرضا يا سيني )
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست