0

بی‌همسری و افسردگی

 
mohsenshabani
mohsenshabani
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2227
محل سکونت : روی کره خاکی

بی‌همسری و افسردگی
چهارشنبه 6 فروردین 1393  11:58 AM

بی‌همسری و افسردگی

چرا تجرد افسردگی می‌آورد؟
«چند سالی است که کاملاً بی‌هدف زندگی می‌کنم. سی‌وپنج ساله‌ام و هنوز در زندگی‌ام شریکی ندارم. احساس می‌کنم به فردی بی‌فایده و اضافی در جامعه و خانواده‌ تبدیل شده‌ام. بیش‌تر وقتم را به خواب و گوشه‌گیری در اتاقم می‌گذرانم. همۀ دوستان و هم‌سن و سالانم ازدواج کرده‌اند و بچه دارند. دلم نمی‌خواهد به مهمانی بروم و در هیچ کلاسی شرکت کنم. وقتی کاملاً عصبی می‌شوم از خدا گله می‌کنم و گاهی هم آرزوی مرگ می‌کنم. انگار در این دنیای بزرگ هیچ‌جا و مکانی برای من نیست. ناامیدی همۀ وجودم را ‌گرفته است. چرا خوشبختی تنها برای دیگران است؟»
این‌ها حرف‌های دختر مجردی است که به علت نداشتن شرایط مناسب ازدواج تا این سن هنوز ازدواج نکرده و به افسردگی دچار شده است و نمی‌تواند شرایط زندگی خود را با اجتماع وفق دهد و زندگی خوبی داشته باشد.
جوانانی که شرایط ازدواج را نداشته و یا در اوج جوانی به دلایل مختلفی مایل به ازدواج نیستند، وقتی به سنین بالای سی سال می‌رسند، معمولاً موقعیت‌های مناسب انتخاب همسر را از دست می‌دهند و به افرادی افسرده و عصبی تبدیل می‌شوند. حال سوال این است که چرا افراد مجرد افسرده می‌شوند؟
برآورده نشدن نیازهای عاطفی و جنسی
هر انسانی برای رفع نیازهای عاطفی و هم‌چنین جنسی خود نیاز به شریکی دارد. اما تجرد و برآورده نشدن این نیاز، افسردگی و انحراف را برای فرد به دنبال خواهد داشت.
بالا رفتن سن ازدواج
جوانان معمولا از بالا رفتن سن ازدواج می‌ترسند. از این‌که سنین جوانی را بگذرانند و هنوز مجرد باقی بمانند. گذشت زمان برای این افراد استرس و افسردگی شدیدی را به همراه خواهد داشت.
احساس بی‌هدفی و بلاتکلیفی
زن و شوهر مکمل یکدیگرند و انسان با ازدواج تکامل می‌یابد. فرد مجرد به علت داشتن کمبودهایش به فردی بی‌هدف تبدیل می‌شود و همین بی‌هدفی باعث می‌گردد نسبت به لذت‌های دنیا بی‌علاقه شود و خود را انسانی بی‌مصرف تلقی کند.
چرا ازدواج نکرده‌ای؟
بیش‌تر مجردان از این‌که دیگران از آن‌ها بپرسند چرا ازدواج نکرده‌اند واهمه دارند. حتی عصبانی می‌شوند و گاهی واکنش‌های تندی نشان می‌دهند. همین امر باعث می‌شود در مجالس و مهمانی‌ها شرکت نکرده و سعی کنند از روابط اجتماعی با افراد به‌خصوص فامیل دور باشند.
احساس سربار بودن در خانواده و اجتماع
دختران و پسرانی که به سن ازدواج می‌رسند ولی موقعیت مناسبی برای ازدواج نمی‌یابند، احساس می‌کنند در بین اعضای خانواده فردی اضافی هستند، آن‌ها تصور می‌کنند والدین آن‌ها را دوست ندارند و به زور از پس خرجی‌شان برمی‌آیند. همه این عوامل باعث شده افسردگی در افراد مجرد گسترش پیدا کند. همان‌گونه که محققان گفته‌اند: «احتمال افسردگی در میان افراد مجرد بیش‌تر از متاهلین است».
راه‌حل چیست؟
شاید بهترین راه‌حل برای رفع نیازها و خلاصی از افسردگی‌ها ازدواج باشد. چنان‌چه قرآن کریم در آیه‌ای به این جهت تصریح فرموده است: «هُوَ الَّذِی خَلَقَکمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ فِیهَا زَوُجَهَا لِیسْکنَ اِلَیهَ؛ او خدایی است که همه شما را از یک فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد تا در کنار او بیاساید و آرام گیرد.»
بنابراین؛
-سعی کنید شرایط را برای ازدواج خود فراهم کنید.
-در صورتی که موقعیت مناسبی برای ازدواج ندارید، اجازه ندهید مشکلات و مجرد بودن سلامت شما را به خطر اندازد.
-در کلاس‌های مختلف شرکت کنید و اعتماد‌به‌نفس خود را از دست ندهید.
-ادامه تحصیل بدهید و سعی کنید فرد موفق و مفیدی برای جامعه و خانواده باشید.
-شغلی برای خود انتخاب کنید و با کار کردن نیازهای مالی خود را برآورده سازید تا محتاج دیگران نباشید.
-هیچ‌گاه یاد خدا و توکل بر او را فراموش نکنید که تنها او گره‌گشای همه مشکلات است.


مهری باقری

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها