غروب ها می گذرد
شنبه 20 آذر 1389 1:46 PM
سال هاست که دور تا دور کعبه را که سیاه پوش عزای جد بزرگوارتان است ، برای یافتنت می گردند.
سال هاست که در سعی صفا و مروه راه را در پی یافتنت می دوند.
سال هاست که نفس خود را ذبح می کنند تا بلکه پرده ای از عوالم غیب را بردارند و چشمشان به جمال تو نورانی شود.
سال هاست که سجیل ها را برشیطان روانه می کنند تا بگویند آقا ما از این شیاطین خسته شده ایم بیا.
اما....
آقا....
آیا درست است که ما ولی خود را نبینیم؟
آیا درست است که غلام ، ارباب خود را نبیند؟
آقا جان ....
جلوه ای از جمالت را بر ما بنما تا فراموش کند جسم جان را و جان جسم را.
ظهور کن تا غم ها از بین برود.آن غم هایی که از روز اول تا کنون انباشته گشته.
اللهم عجل لولیک الفرج
رجوع کنید به وبلاگم:
www.zolfeyar.mihanblog.com
سبحانک یا صبور تعالیت یا صابر اجرنا من النار یا مجیر