پاسخ به:تاریخ هنر
یک شنبه 3 فروردین 1393 7:44 PM
بی عنوان های محمد حسین عماد
شرحی بر هنر مجسمه ساز معاصر ایران، استاد عماد
استاد محمد حسین عماد از مجسمه سازان معاصر ایرانی است که در خلق آثارش از مضمونهای عرفانی و مدرنیته ، توامان استفاده کرده است.
بی عنوان های محمد حسین عماد
محمدحسین عماد متولد 1336 اراک است.
او هنر را به صورت تجربی و با نقاشی آغاز کرده است.
عماد، سالهای زیادی است که به مجسمهسازی میپردازد.
شرکت در نمایشگاههای انفرادی 1389 نگارستان آن، تهران 1386 مرکز بینالمللی هنر (سیته انترنسیونال دزار)، پاریس/ گالری اثر، تهران 1385 گالری اثر، تهران/ خانه هنرمندان ایران، تهران 1383 گالری برگ، تهران 1378 گالری برگ، تهران 1376 گالری افرند، تهران 1373 گالری افرند، تهران/ گالری سپهری، تهران 1372 گالری افرند، تهران وشرکت در نمایشگاههای گروهی 1389نگاهی به سه دهه مجسمهسازی ایران، گالری فروهر، تهران/ اولین سمپوزیوم ملی کرمان، کرمان 1388 گالری گیسان اوسنو، پاریس، فرانسه 1387مجسمههای کوچک، خانه هنرمندان ایران، تهران/ اولین جشنواره بینالمللی هنرهای تجسمی فجر، موزه هنرهای معاصر تهران، تهران/ اولین اکسپوی مجسمهسازی، خانه هنرمندان ایران، تهران از جمله فعالیتهای این هنرمند هستند.
عماد گفته است:"نمیدانم چقدر به آن چه از زبان ما بیرون میآید معتقدیم؟ و چقدر آن چه به زبان میآوریم احساس واقعی ما را بازگو میکند.
ناخودآگاه، مکانی است پر از اشکال و احساسات ناشناخته، پر از هجویات و موجودات پلید و خطرناک، و پر است از زیباییهایی که دوست داریم ببینیم و به دیگران نشان دهیم. پر از مفاهیمی که از درک آنها احساس لذت میکنیم. مکانی که نمیشناسیمش".
محمدحسین عماد، مجسمهسازی است که مجسمههایش تجربهای از مواجهه با پدیده را بیآنکه به شکل یا سطح آن اشاره میشود، منعکس میکند.
فلز و چوب در دورههای اخیر آثار عماد نقش اساسی یافتهاند. به تدریج همنشینی این دو ماده از شکل، به ماهیتی شاعرانه میرسد.
او از غزلیات مولانا به عنوان نیروی محرکه و محتوای شخصی آثارش بهره میگیرد. همچنین خاطره بازیهای کودکی او با ابزار درون انبار چون بیل و کلنگ، در دستهای از آثارش هوشمندانه احیا شده است.
یکی از کارهای او که مورد نقد در این مقاله است اثر " بی عنوان" است.
عماد گفته است:"نمیدانم چقدر به آن چه از زبان ما بیرون میآید معتقدیم؟ و چقدر آن چه به زبان میآوریم احساس واقعی ما را بازگو میکند.
ناخودآگاه، مکانی است پر از اشکال و احساسات ناشناخته، پر از هجویات و موجودات پلید و خطرناک، و پر است از زیباییهایی که دوست داریم ببینیم و به دیگران نشان دهیم. پر از مفاهیمی که از درک آنها احساس لذت میکنیم. مکانی که نمیشناسیمش".
خود ایشان در مورد خلق این اثر چنین میگویند:
"این مجسمه با یک طراحی ساده شروع شده ولی در موقع کار به این شکل در امده یعنی همه چیز از قبل تعیین نشده . طراحی کار بر اساس قابلیت ماده و ترکیب ان و جستجو و شناختی که من از این مواد دارم (الومینیوم و مقوا) انجام شده .و تصور شما از این مجسمه به ان معنی میبخشد."
نگاه افراد به این کار کاملا متفاوت بوده که این، از مشخصات بارز آثار محمد حسین عماد میباشد، لیکن با توجه به تمایل ایشان در آشنا شدن با تصورات، و برداشتهای مخاطبان در رابطه با این اثر، کار را شاید به توان اینگونه هم به تفسیر کشید:
فرآیند خلاقانه این اثر، در شروع ، انجام و پایان کار، که حاکی از نوع تکامل در پروسه ساخت و شکل گیری آن میباشد، قابل تامل بوده ، بطوریکه این سیر تکاملی، در پروسه بکار گیری مواد، از مخلوط مواد به آلومینیوم خالص، بغایت چشمگیر و خیره کننده است. همچنین ویژگی متغیر ، متحول ، تکاملی و منحصر بفرد بکارگیری مواد که در کلیه آثار عماد بچشم میخورد در این اثر نیز محسوس میباشد.
بی عنوان های محمد حسین عماد
نظم فزاینده و غالب اثر، در فرم شکلی از بی نظمی که نشانگر نوعی نگرش ، در تعامل با پدیده های مختلف این جهان بچشم میخورد، از ویژگیهای این اثر بوده، ضمن اینکه از نظر نگارنده، بنوعی، نگرش خاص به جامعه طبقاتی و چیدمان آن در این اثر بطور شگفت انگیزی قابل ذکر و ملموس است ، از طرفی شکل مثلثی بدنه آن در انتها و بسته نبودن ضلع بالای مثلث بخودی خود شکل مثلث "مزلو" را در اذهان یادآوری کرده و از طرفی حس جستجوگر مخاطب را بدرون فضای "هیچ" این اثر مرتبط میکند.
چرخش بیهدف آحاد تشکیل دهنده این طبقات حول محور نا منظم آن گویا ی شرائط نه چندان مطلوب جوامع ، درحرکت انفعالی و بیهدف و روزمرگی خود میباشد ، ولی نگارنده متصور است ، طبقات مذکور میتوانند از همین حرکت بیهدف انفعالی نهایتا به نوعی تکامل در انتهای کار که متشکل از طبقات مختلف همان جوامع طبقاتی میباشد و حاکی از روند شکل گیری تکثر مواد به نوعی تکامل و وحدت مواد میباشد برسند.
انتهای این کار مخاطب را به نوعی خشونت پنداری کشانده که خصیصه هر کمالی در علم ، فلسفه، تکنولوژی و یا حتی عرفان و تهذیب نفس است که معمولا برابری و مطابقت میکند با ایجاد نوعی جریان گیری قدرت که در شرائط مختلف میتواند بصورت چاقوی دو لبه ای باشد که در زوال اصول اخلاقی حتما خشونت را تداعی میکند، و این اثر با تکامل در ساخت و مواد از این قاعده مستثنی نیست.
نظم فزاینده و غالب اثر، در فرم شکلی از بی نظمی که نشانگر نوعی نگرش ، در تعامل با پدیده های مختلف این جهان بچشم میخورد، از ویژگیهای این اثر بوده، ضمن اینکه از نظر نگارنده، بنوعی، نگرش خاص به جامعه طبقاتی و چیدمان آن در این اثر بطور شگفت انگیزی قابل ذکر و ملموس است ، از طرفی شکل مثلثی بدنه آن در انتها و بسته نبودن ضلع بالای مثلث بخودی خود شکل مثلث "مزلو" را در اذهان یادآوری کرده و از طرفی حس جستجوگر مخاطب را بدرون فضای "هیچ" این اثر مرتبط میکند.
در این اثر محمد حسین عماد همچون سایر آثارشان ، فضاهای جادوئی و منحصر بفرد، نوع و نحوه بکارگیری ماتریال، و اوج و شکوه خلاقیت همراه با پردازش نوعی آرامش ناشی از هویت گرائی ، و رمز گشائی اسرار درونی انسان در رابطه با محیط و پیرامون خویش بچشم میخورد، مضافا به اینکه فرم و حجم اثر بنوعی با بیانی در بی زمانی و بی مکانی تداعی کننده همان "هیچ" میباشد که در این اثر نیز مشهود است.
آقای محمد حسین عماد را بخاطر خلق این اثر باید ستود.
توضیح تصویر:
1- محمد حسین عماد
2- اثر آقای محمد حسین عماد که در سال 1390 خلق شده است. ابعاد 85X20X25 سانتیمتر