پاسخ به:تاریخ هنر
یک شنبه 3 فروردین 1393 7:40 PM
شادمانی مجسمههای کودکانه
تحلیل مجسمه های نصب شده در پارک کودک واقع در منطقه دو شهرداری تهران
در این مقاله به بررسی مجسمه های بپارک کودک، اثر هنرمند مجسمه ساز، بیژن نعمتی شریف پرداخته خواهد شد.
شادمانی مجسمههای کودکانه
... آیا او خود این عنوان را برایش برگزیده یا این آثار در مقایسه با مجسمههای یخزدهای که بسیار جدی مینمایند کودکانه بنظر میرسد؟
آثار بیژن نعمتیشریف نقاش و مجسمهساز که به کار آموزش نیز مشغول است، در دوسالانه چهارم مجسمهسازی تهران به خاطر خلق فضای فانتزی با بهرهمندی از عناصری چون فضا و رنگ، در مجموعه انتخابهای داوران قرار گرفت... از وی یک ماکت درخشان از مجسمهای که برای سمپوزیوم مجسمهسازی تهران طراحی کرده بود و در جمع گزیده ماکتهای به نمایش درآمده در موزه امام علی نیز دیدیم که اقبال ساخت آن را پیدا نکرد، اما پارک کودک منطقه 2 شهرداری تهران شانس داشتن 4 مجسمه از آثار او را پیدا کرده است، گرچه نمیتوان حدس زد که این مجسمههای ساده و خودمانی که با فایبرگلاس ساخته شدهاند چقدر عمر خواهند کرد و آیا میشد آنها را از جنس مقاومتری ساخت و شاید همین عنوان کودکانه و رنگآمیزی بازیگوشانهاش کارفرما را به این اشتباه انداخته که شاید اینها درحد اسباببازیهای شهربازی کودکانند و در همان لحظه اول جدی گرفته نشدهاند؟
از این گلایههای کسالتبار تکراری که بگذریم در مورد آثار بیژن باید گفت که مجسمهساز بدون بر دوش کشیدن بار مفاهیم گران ـ که این روزها درآوردن ادایش بسیار باب شده ـ با آزادی شوقانگیزی که از طرحافکنی بازیگوشانه سرچشمه میگیرد، مجسمههایی پرکشش و جذاب میسازد... آثار او با اینکه گاهی با حجم واره بزرگی از توده مواد ساخته میشوند با جادویی که در کار میآورد مانند بادکنی پر از هوا در فضا معلق و بیوزن میشوند.
آثار او با اینکه گاهی با حجم واره بزرگی از توده مواد ساخته میشوند با جادویی که در کار میآورد مانند بادکنی پر از هوا در فضا معلق و بیوزن میشوند، از خصایص مجسمههای او رنگهای زنده و شادابی است که در ارتباط با فرم گزینش شدهاند که گاه حجم را بکلی میپوشانند و گاه با خطهای منظم و نامنظم گرد سطوح میچرخند و میرقصند، جاذبه رنگها و تلفیق آن با فرم باعث حرت چشم بر جوانب مجسمه و درک آن میشود که به هیچوجه نمیکوشد خود را پنهان سازد
از خصایص مجسمههای او رنگهای زنده و شادابی است که در ارتباط با فرم گزینش شدهاند که گاه حجم را بکلی میپوشانند و گاه با خطهای منظم و نامنظم گرد سطوح میچرخند و میرقصند، جاذبه رنگها و تلفیق آن با فرم باعث حرت چشم بر جوانب مجسمه و درک آن میشود که به هیچوجه نمیکوشد خود را پنهان سازد، درست مثل پروانه رنگارنگی که سبکبال روی گلی نشسته و تو دزدکی به آن نگاهمیکنی از ترس اینکه مبادا در همین لحظه بپرد، آهسته از کنارش میگذری، بعدها نقشهای پر پروانه را بخاطر نمیآوری اما خاطرهای معصومانه و شاد در ذهنات از گوشهای به گوشه دیگر میپرد... هیچ بیاد داری که یاد پروانهای یا گلی خاطراهات را بیازارد؟ مسجمههای بیژن از این نوع است.
شادمانی مجسمههای کودکانه
آفرینشگری که فروتنانه نمیکوشد نحوه نگرش و تفکرش را به بیننده تحمیل کند، یا از مکاشفات پیچیده فلسفیاش حیرانت کند، یا از تلخی و رنجی که میبرد با خبرت سازد، مجسمههایش ساده است، ساده و دوستداشتنی، و تصویری که تو در ذهنت به خانه میبری از گونه لبخنداست و یا بهشکل گلی... از جنس باران که بیدریغ است و تازه... مجسمهها با آسودگی بر چمنزار، همنشین گلها و چند درختی در کنار بازی بیخیالی کودکان را به تماشا نشستهاند،... این یعنی پیروزی انسانی که با فاصله گرفتن از هیاهوی خشونتبار آدمهای جدی که مدام مسائل بغرنجتری به ذهن و زندگی بشر میافزایند، گهواره کودک درونش را تکان میدهد.
میتوان حدس زد که خانه بیژن دو در دارد یکی بسوی شهر و دیگری به سوی صحرا... دری که بسوی شهر است را هنگامی باز میکند که او از نور خورشید و رنگینکمان و عطر گل طبقی ساخته تا به مردمی هدیه کند که دوستشان دارد مردمی که کودکیشان لابهلای جمعیت سرگردان گم شده و گلهای پلاسیدهای را که از دخترک گلفروش گرسنه معابر بیرحم شهر خریدهاند، به خانهای میبرند که دری به سوی صحرا ندارد...