0

تاریخ هنر

 
like77
like77
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 514
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:تاریخ هنر
یک شنبه 3 فروردین 1393  7:25 PM

ساختار و گرایشات در هنر مفهومی1 هنر مفهومی ، ارائه انتزاعی معنای ذهنی هنرمند – بصورت کاملا صریح – بدون اهمیت دادن به شکل ذهنی و صورت خیالی اثر است . ساختار و گرایشات در هنر مفهومی1 اکنون با مطالعه معنای این گرایش می توان به تنوع شیوه و سبک در هنر مفهومی پی برد: • چیدمان/ Instalation : بداهه گرایی با توجه به شرایط حاکم بر محیط • مینیمالیسم /Minimalism : خلاصه گرایی در فرم با تاکید بر محتوا • هنر اجرایی /Performance : اجرای مراسمات برای بیان محتوا • هنر روایتی /Narative Art : روایت گری در محیط با نشان دادن تاثیرات یک اتفاق • هنر فضای باز (Land Art : بیان یک مفهوم با خلق اثر در فضای باز و طبیعت • هنر و زبان /Art And Language : ارائه یک مفهوم با بکار گیری کلمات • ویدئو آرت /Video Art : ارائه یک مفهوم با استفاده از تصاویر متحرک و اصوات • بادی آرت /Body Art : بکارگیری اندام انسان در ارائه معنا • هنر بر پایه اتفاق /Happening Art : ایجاد نتایج یک اتفاق در محیط برای بیان مفهوم • هنر فرایندی /Process Art : استفاده از هر ماده ناپایدار در هنر مفهومی با بکارگیری از فن عکاسی در رابطه با نقطه اشتراک این شیوه ها باید گفت که در این آثار رابطه هنرمند ، اثر هنری و مخاطب دگرگون شده و گاه خود هنرمند و مخاطب بخشی از اثر بوده و مفهوم آن به شمار می آیند . این آثار به نوعی صورتگری طبیعت نبوده ، بلکه علاوه بر بیان تیز چیستی اشیا ، به بیان جریانات ذهنی و یا واقعیات اجتماعی می پردازد و تفسیر دیگری از فضا می کند . Video art: در دهه 60 رابطه انسان و طبیعت مجددا مورد پرستش قرار گرفت . هنرمندان با استفاده از دستاوردهای تکنولوژیک برای بیان مفاهیم و موضوعات هنری خود و حذف شی و شی گرایی و حتی گاهی حذف عنوان اثر به ضبط تصویر و صدا - بدون محدودیت از نظر قواعد سینمایی زمان خود- و پخش آن در نمایشگاهها پرداختند . هنر چیدمان از اوایل قرن بیستم آغاز و از نتایج آوانگارد در مدرنیسم بود . برای گریز از سنت نقاشی سه پایه ای و گریز از نقاشی روی سطح ، آثاری حجیم و بزرگ متناسب با فضا و عملکرد محیط بصورت بداهه با توجه به شرایط و فضا اجرا می شد . Minimalism: سال 1965 مینی مالیستها با الهام از نقاشی های هندسی آبستره ای مانند آثار وازارلی و موندریان ، شکل وحجم را در نهایت سادگی به کار گرفته و با استفاده از ساختار صنعتی ، تلاش کردند تا با کوچکترین تغییرات در فرم بیشترین تاثیر را بر روی مخاطب خود بگذارند . البته آنها پس از مدتی در زمینه فرم سازی حرف تازه ای برای گفتن نداشتند و این امر سبب شد تا این مکتب که بنیانگذار آن رونالد جاد بود توسط هنرمندان دیگری مانند ایو کلاین از مواضع فکری خود تا حدی کوتاه آمده و گرایش Neo Minimalism را پایه ریزی کند . این مکتب که در ابتدا در مجسمه سازی به وجود آمد ، دلایل انکارناپذیری برای به آخر رسیدن نقاشی و مجسمه سازی رایج ارائه نمودند . چرا که متکی بودن به فرم های هندسی محدود با اندیشه" ارائه شکل هایی به عنوان فرم " محدوده کار آنها را بسیار نگران کننده و کوچک می ساخت . تاثیر مینی مالیستها از حیطه فعالیت هنرهای تجسمی فراتر رفته و در ادبیات و بخصوص در شعر آن دهه آمریکا تاثیر گذاشت که این تاثیر تا به امروز نیز ادامه یافته است . ریمون کارور و سوزان وگا داستان نویس و شاعر غزل سرای معاصر آمریکایی هستند که با کمترین ، ساده ترین و خلاصه ترین کلمات قصد در تاثیر گذاری بیشتر بر خوانندگان خود دارند . کلمات در ادبیات مینیمال بیشترین اهمیت را دارند و جمله و پاراگراف ها که توسط همین کلمات ساخته می شوند، اهمیت کمتری دارند. ساختار و گرایشات در هنر مفهومی1 به نقل از سوزان وگا : " در ادبیات مینی مال سعی می شود که جمله وکلمات بدون هیچ زائده اضافی ، چون نیزه ای تیز و صیقلی ، بدون هیچ تراشه ی اضافی و یا خراش کوچکی بر ذهن خواننده فرو رفته و موثر گردد ." - نقل از ماهنامه ادبی گلستان Instalation: هنر چیدمان از اوایل قرن بیستم آغاز و از نتایج آوانگارد در مدرنیسم بود . برای گریز از سنت نقاشی سه پایه ای و گریز از نقاشی روی سطح ، آثاری حجیم و بزرگ متناسب با فضا و عملکرد محیط بصورت بداهه با توجه به شرایط و فضا اجرا می شد . هنر مند این گرایش با اندیشه اولیه خود در محیط اجرایی مورد نظر(مثلا نمایشگاه) حاضر گشته و بدون اجرای قبلی با توجه به فضا و شرایط حاضر روشی را برای بیان اتخاذ می کند . Art And Language: افراطی ترین گروه کانسپچوال پیروان این مکتب بودند که در سال 1968 توسط هنرمندان انگلیسی – با تفکر اینکه مفهوم هنر با کلمات و توصیف نوشتاری رسم می گردد و بیان می شود – به وجود آمد . هنرمندان این گرایش به نفی اندیشه هنر برای هنر رایج در زمان خود پرداختند و سرچشمه مفهوم هنر را زبان می دانستند . به قول لارنس وینر از بنیانگذاران این مکتب : "بدون زبان ، هنر وجود ندارد ." این گرایش حیطه ابزاری وسیعی را در خدمت هنرمندان خود گذاشت . رسانه هایی چون روزنامه ، مجله ، کتاب ، دستگاه کپی برداری ، تلگراف و ... جایگزین نقاشی و مجسمه شدند و هزاران راه کار تازه برای هنرمندان آن باز شد . "زندگی ، مرگ ، می داند ، نمی داند" نام اثری است از بوریس نومان که با این اندیشه خلق گشته است . "یک و سه صندلی " اثر دیگری است از جوزف کاسوت Joseph Kosuth (متولد 1945) که در آن به نمایش 3 صندلی می پردازد ؛ یک صندلی چوبی حقیقی ، یک تصویر صندلی قاب شده بر دیوار و دیگری تفسیر و بیان نام صندلی برگرفته از دایره المعارف . هر سه در کنار هم ! الباقی مکاتب هنر مفهومی را در مقاله فردا پی خواهیم گرفت.
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها