نصرالدین و حکایت خنده دار آسیابان و الاغش!
ملا نصرالدین در ایران بیش از هر جای دیگر به عنوان شخصیتی بذله گو اما نمادین محبوبیت دارد.

روزی نصرالدین وارد یک آسیاب گندم شد. دید آسیاب به گردن الاغ بسته شده و الاغ می چرخید و آسیاب کار می کرد و به گردن الاغ هم یک زنگوله آویزان بود.از آسیابان پرسید: برای چه به گردن الاغ زنگوله بسته اید؟ آسیابان گفت: برای اینکه اگر ایستاد، بدانم کار نمی کند.

نصرالدین دوباره پرسید: خب اگر الاغ ایستاد و سرش را تکان داد چه؟آسیابان گفت: ملا، خواهشا این کلک ها را به الاغ