پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 3:30 PM
حکم اعداﻡ ﺑﻮﺩ ...
اﻋﺪﺍمی لحظه ای مکث کرد ﻭﺑﻮﺳﻪ ﺍی ﺑﺮ ﻃﻨﺎﺏ ﺩﺍﺭ ﺯﺩ...
ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ﮔﻔﺖ :
ﺻـــﺒﺮ ﮐﻨﻴﺪ ! ﺁﻗــﺎی ﺯندانی ﺍﻳﻦﭼﻪ کاﺭﻳﺴﺖ ..؟!
ﺑﻮﺳﻪ ﻣﯿﺰنی بر آنچه جانت را ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ؟!
ﺯندانی خندﻩ ﺍی کرﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
برو بابا حال نداری ﻟﺒﻢ ﻣﯿﺨﺎﺭﻩ!!
و دادستان ضایع شد!
ولي ظاهر خود را حفظ كرد و پاسخ داد لبت ميخارهمیخای جفت پا بیام تو لبت
زندانی نیشخندی زد ودادستان عصبانی شد
و زد زير چارپايه و اعدامي در مقابل جمعيت جان داد و به جهنم شتافت
نتيجه اخلاقي:حاضر جواب نباشيد