0

☻☻☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻☻☻

 
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻
سه شنبه 5 اسفند 1393  4:08 PM

روزی مادر شوهری برای شاد کردن عروس خود به بازار رفت

 

و برای او یک سرویس طلا خرید در راه برگشت به این فکر افتاد

 

که عصر به خانه ی عروسش برود و برایش خانه تکانی کند

 

در همین فکر بود که تصمیم دیگری به ذهنش رسید

 

که بعد از خانه تکانی غذای 7 روز عروسش را برایش بپزد

 

و فریز کند تا عروسش مجبور به پخت غذا نباشد و

 

در مقابل پسرش از عروسش به نحوه احسنت تعریف و تمجید نماید

 

(برداشتی از کتاب دوزار بده آش، به همین خیال باش، جلد سوم، فصل آرزوهای دست نیافتنی.)


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها