0

داستان آلزایمر مادر

 
mansoor67
mansoor67
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 3583
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:داستان آلزایمر مادر
دوشنبه 28 بهمن 1392  3:06 PM

باسلام و تشکر از این داستان بسیار زیبا خدا می داند وقتی این داستان را خواندم دلم شکست. کاش هیچ وقت به این روز نرسم که  این طور بامن رفتار شود . در این میان قدر پدر و مادر را دانستن مهم است.

چون می دانم این عکس العمل روزگار است از هر دست که دادیم از همان دست باز پس خواهیم گرفت مواظب اعمال خود باشیم . دعای پدر و مادر بسیار راهگشا ست . از آن غافل نباشیم .

تشکرات از این پست
mina_k_h nazaninfatemeh salma57 khodaeem1 ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها