قانونهاي نانوشته زندگي
پنج شنبه 18 آذر 1389 5:50 PM

به يقين پدربزرگها و مادربزرگهاي ما، آنگونه كه والدين امروز به وظايف خود ميانديشند، فكر نميكردند. آنها نگاه ديگري به زندگي داشتند و فرزندانشان هم در همان فضا بزرگ ميشدند، اما با گسترش ارتباطات جمعي و رسوخ رسانههاي مختلف در جوامع گوناگون، نگاه به زندگي فردي، ازدواج و تشكيل خانواده، فرزند و تربيت او و ديگر مسائل جامعه دگرگون شد.
حالا پدر و مادرها به دنبال قوانيني گاهي نانوشته هستند تا فرزندان خود را بهتر و بيدردسرتر تربيت كنند. به همين دليل در كنار ساير رسانهها، كتابهاي فراواني هم در اين حوزه منتشر شده است.
***
«هيچ چيز نميتواند شما را براي پدر و مادرشدن آماده سازد. آزمايشي وجود ندارد كه سيستم عصبي، احساسي و عقلي شما را اندازهگيري كند. شما خود به خود براي كهنه عوض كردن بچه يا حمام كردن كودكتان، بدون آن كه او را خفه كنيد، آمادهميشويد و تازه آن موقع است كه درمييابيد همه اينها بياهميتترين و سادهترين قسمت قضيه است. درست زماني كه فكر ميكنيد از پس مشكلات يكدوره زماني مانند طفوليت بچه برآمده و توانستهايد آن را بخوبي بگذرانيد، بچه شما كمي بزرگتر و در زندگياش وارد مرحله جديدي از رشد شده است. پس سرفصل جديدي براي شما باز ميشود. تاتيتاتيكردن، مدرسه رفتن، پيدا شدن دوستان جديد و... اينها هيچ وقت تمام نميشوند و البته لذت مشاهده بزرگ شدن و تبديل بچهها به افرادي كه شما به آنها افتخار ميكنيد را به همراه خواهد داشت...
البته به طور حتم در طول اين راه، سرخوردگي، يأس و نااميدي و جستوجو براي پيدا كردن راه درست هم وجود دارد و قرار دادن او در مسير درست زندگي كه به فردي بالغ، متعادل و شاد تبديل شود، همراه اين احساسها خواهد بود و اين كتاب درباره همه اين موضوعهاست.»
كتاب به 10 بخش تقسيم شده و نويسنده ميپندارد، درستانديشي مهمترين بخش است و به همين دليل آن را ابتدا ذكر كرده است. ريچارد تمپلر در اين بخش ميگويد: لحظههايي وجود دارند كه خيلي بايد مراقب باشيد. همه قضايا به مويي بند است و اين لحظهها كموبيش براي همه پيش ميآيند، زمانهايي كه بشدت با مسائل دست و پنجه نرم خواهيد كرد، اما موضوع اين است كه با درستانديشي ميتوانيد از تمامي اين دوران لذت ببريد... بچهها به پدر و مادر عاقل احتياج دارند.
در اين فصل چند قانون ذكر شده براي اينكه وقتي از دست بچهها به ستوه ميآييد و مستاصل ميشويد، به كمكتان بيايند.
قانون اول: آرام باشيد
در رفتار همه پدران و مادران موفقي كه ميشناسم، يك موضوع مشترك وجود دارد، همه آنها آدمهايي راحت هستند.
پدران و مادران واقعي انتظاري به غير از اينكه بچهها سر و صدا و جنجال راه بيندازند، همه جا را بههم بريزند و سر تا پاي خودشان را گلي كنند، ندارند.
قانون 2: هيچكس كامل نيست
و قانونهاي ديگر
اين قانونها به شما ميگويند كه تسليم نشويد و به نقاط قوت خود بپردازيد.
اين نكته يكي از قوانين موجود در كتاب است كه بواقع در تمام زندگي بايد به آن توجه داشت. به قول نويسنده، اگر در بازي فوتبال، هنري نداريد و درعوض خواننده داستان خوبي هستيد يا خوب آشپزي ميكنيد، به همان كار بپردازيد.
از اين منظر ميتوان بدون احساس گناه يا كمبود به ديگران نگريست؛ اگر بدانيم هركس در كاري مهارت دارد، ديگر مقايسه بين افراد در يك مورد خاص، كاري غيرمنطقي است.
در اين فصل يك قانون ديگر هم هست كه بايد هميشه آويزه گوش والدين باشد.
«هيچ وقت رابطه با همسرتان را ناديده نگيريد.» كسي را كه آنقدر دوست داشتيد و خواستهايد با هم بچهاي داشته باشيد، موضوع مهم زندگي شماست و بايد هميشه مهمترين فرد زندگي شما باشد. بدانيد كه بچهها بايد موضوع و دليل عشق شما باشند.
بارها اين جمله را شنيدهايد كه بيشترين چيزي كه به فرزندانتان ميتوانيد بدهيد، عشق است. خب بله، البته كه عشق، نقشي اساسي را در زندگي ايفا ميكند، اما اگر اين همه چيزي باشد كه به آنان ميدهيد، خيلي جاهاي ديگر كار خواهد لنگيد... بله، بايد به فرزندانتان عشق هديه كنيد، اما چيزهاي ديگري هم براي هديهدادن وجود دارد: مقررات، نظم و ترتيب، ارزشها، تواناييهاي شكل دادن يك رابطه و يك زندگي سالم، يكسري علاقهها، تحصيلات مناسب، وسعت فكر، درك منطقي از پول و نقش آن در زندگي، مهارت ابراز وجود و توانايي يادگيري و... همه اينها را شما بايد به آنها بياموزيد.