گام اول در همسایگی
پنج شنبه 18 آذر 1389 12:34 PM
تا کلمهی همسایه را میشنویم به ذهنمان میآید: خانهها و واحدهایی که دیوار به دیوار ما هستند و یا در یک مجموعه نهچندان بزرگ با هم زندگی میکنیم. هر روز یا چند روز یکبار همدیگر را میبینیم، سلام و علیکی داریم، به همدیگر تعارفی میکنیم و ...
به نظر من تعریف همسایه مهم است ولی آنچه امروزه مهمتر از تعریف همسایه است، این است که گیریم که همسایه چنین کسی باشد ولی ما باید چه بکنیم؟ وظیفه ما چیست؟ انتظاراتمان از همدیگر چقدر باید باشد؟ اصلاً حق و حقوق تو عالم همسایگی معنی دارد یا نه؟ تو روزگار ما مهمترین چیزی که باید به آن توجه کنیم این است که «مزاحمت برای همسایهها ایجاد نکنیم» این گام اول است طوری زندگی کنیم که آنکه همسایه ما است اذیت نشود. رنجشی برایش پیش نیاید.
کمککردن و خیررساندن و جویاشدن از حال و کاروبار و زندگیاش و ... را فعلاً جزء بدهیهایمان حساب کنیم. نقداً آنچه از دستمان برمیآید این است که کاری کنیم تا همسایه محترم ما راحت بتواند زندگی کند. فراموش نکنیم که مثلاً ایجاد آلودگیهای صوتی برای همسایه هیچگاه با یک کاسهی آش نذری و حلوای خیراتی و حتی کارت دعوت برای حضور تو مراسم عروسی پسرمان جبران نمیشود.
کاری نکنیم که همسایهی محترم ما پیش خودش مرتب زمزمه کند که: من را به خیر تو امید نیست، شر نرسان.