پاسخ به:اشعار فريدون مشيری
جمعه 13 دی 1392 5:36 PM
رفتم به کنار رود
سر تا پا مست
رودم به هزار قصه میبرد ز دست
چون قصه درد خویش با او گفتم
لرزید و رمید و رفت و نالید و شکست