0

اربعین حسینى 2

 
arseyfi
arseyfi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 6672
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:اربعین حسینى 2
شنبه 30 آذر 1392  9:18 AM

5. عزیمت به کربلا و رسیدن به آن جا در اربعین اول

آخرین مسئله اى که با اربعین و اقامه عزادارى در آن روز توسط اهل بیت سیدالشهداء در کنار مرقد مطهر آن حضرت ارتباط دارد قصد عزیمت به کربلا در بازگشت و رسیدن به آن جا در روز اربعین است. این مسئله را مى توان در چند پرسش خلاصه نمود:

1 ـ به راستى آیا مى توان گفت کاروان حرم سیدالشهداء به هنگام حرکت به سوى مدینة الرسول ابتدا به قصد زیارت قبر ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) عازم کربلا شدند و سپس به مدینة الرسول(صلى الله علیه وآله) بازگشتند؟!

2 ـ آیا آن ها از ابتدا قصد عزیمت به کربلا داشتند یا در میانه راه ، تصمیم خود را تغییر داده راه خود را به سوى کربلا کج کردند و از مسیر مدینه منوره منحرف شدند؟

3 ـ آیا ممکن است بازماندگان سیدالشهداء(علیه السلام) مستقیماً از شام به مدینه رفته و به کربلا نرفته باشند؟

4 ـ اگر آنان به سوى کربلا حرکت کردند در چه روزى به کربلا رسیدند؟ آیا در اربعین اول به آن جا رسیدند یا در روزهاى پس از آن موفق به زیارت قبر مطهر سیدالشهداء(علیه السلام) شدند .

این ها همگى پرسش هایى است که در این مقطع قابل طرح خواهد بود و پاسخ به آن ها نیز به سادگى میسّر نیست ، زیرا اخبار قابل اطمینانى که معارض نداشته باشد در مورد هیچ یک از پرسش هاى فوق وجود ندارد .

صاحب کتاب تحقیق درباره اول اربعین سیدالشهداء(علیه السلام) نه تنها طرفدار رسیدن اهل بیت به کربلا در اربعین و ملاقات جابر با آن هاست، بلکه با اصرار زیاد مدافع دفن شدن سر سیدالشهداء والحاق رأس شریف امام به بدن مطهرش در همان روز اربعین توسط امام سجاد(علیه السلام) نیز هست. وى پس از آن که اقوال مختلف مربوط به دفن سر مطهر در عسقلان، مصر، نجف و کربلا را نقل و بررسى کرده، در نتیجه گیرى خود مى نویسد :

پس قول صحیح آن است که علماى امامیّه بر آن قائل و عملشان بر آن ست که رأس مطهر سیدالشهداء(علیه السلام)را امام سجاد ـ سلام الله علیه ـ در مراجعت از شام با رئوس شهدا به کربلا آورده گرچه یقینى نیست که تمامى سرهاى شهدا را با خود آورده باشد، ولى رأس مطهر را با مخدّرات عصمت و طهارت بدون شک با خود به کربلا آورده و در اربعین روز بیستم شهر صفر سال 61 در کربلا ملحق به جسد اطهر و اطیب کرده است و سائر رئوس شهدا را نیز در کربلا دفن فرموده است.13 ونیز در جاى دیگر مى آورد: رأس مطهر سیدالشهداء(علیه السلام) را امام سجاد... بدون شک با خود به کربلا آورده و در اربعین، روز بیستم صفر سال 61 ملحق به جسد اطهر و اطیب کرده است.14

مهم ترین دلیل وى در خصوص این مدعایش روایت عطیه است. با این که در روایت عطیه آن گونه که بشارت المصطفى نقل کرده است تنها به زیارت جابر از قبر مطهر سیدالشهداء تصریح شده و از ملاقات او با امام سجاد و کاروان اسرا هیچ یادى نشده است، اما ایشان ادعا مى کند که روایت عطیه در بشارت المصطفى به صورت تقطیع شده آمده و در نسخه اصلى آن به رسیدن اهل بیت به کربلا در روز اربعین و ملاقات جابر با امام سجاد(علیه السلام) و کاروان اسرا تصریح شده است.16 اما به نظر مى رسد:

1 ـ تقطیع روایت در بشارة المصطفى تنها مستند به سید امین است که از علماى متأخر بوده و به صرف ادعاى او نمى توان روایت را تقطیع شده فرض کرد;

2 ـ در روایت عطیه هیچ اشاره اى به روز اربعین نشده است; یعنى ممکن است جابر در ایام اقامتش در کوفه بارها به زیارت قبر مطهر سید الشهداء آمده باشد و در یکى از موارد عطیه همراه او بوده است، به ویژه آن که از ابتداى روایت عطیه چنین به نظر مى آید که آن ها از مکان نزدیکى به کربلا عزیمت کرده اند، نه از مکانى دور چون مدینه، زیرا در ابتداى روایت او آمده است: خرجت مع جابر بن عبدالله الانصارى ـ رضى الله عنه ـ زائرا قبر الحسین(علیه السلام)فلما وردنا کربلا ... ; با جابر بن عبد الله انصارى به جهت زیارت قبر حسین(علیه السلام)خارج شدم. پس وقتى وارد کربلا شدم...

بدیهى است اگر مراد عطیه خارج شدن از مدینه بود به این اختصار از آن نمى گذشت و حتماً اشاره اى به شهر مدینه و یا طولانى بودن راه و برخى وقایع میان راه اشاره اى مى کرد. از همه مهم تر آن که عطیه خود اهل کوفه است و جناب قاضى(قدس سره)نیز به آن تصریح مى کند،17 بنابراین، مسلماً جابر مدتى در کوفه اقامت داشته و بارها به زیارت مرقد امام حسین(علیه السلام)مشرف شده است و جمله عطیه که مى گوید: «خرجت مع جابر...» ظهور در خارج شدن از کوفه داشته و از اقامت جابر در کوفه حکایت مى کند. پس جابر فقط یک بار به زیارت کربلا مشرف نشده است که ملاقاتش با کاروان امام سجاد(علیه السلام) در همان یک بار اتفاق افتاده و آن یک بار نیز در روز اربعین بوده باشد.

به هر حال اشتباهى که برخى از محققان مرتکب شده اند آن است که از دو مقدمه « زیارت جابر از کربلا در روز اربعین » و « ملاقاتش با امام سجاد(علیه السلام)واهل بیت سیدالشهداء(علیه السلام)» نتیجه گرفته اند که کاروان اهل بیت(علیهم السلام) در روز اربعین به کربلا رسیده اند، در حالى که این دو مقدمه، زیارت جابر را در روزهاى بعد نفى نمى کند و مى توان تصور کرد که هنگام زیارت مجدد جابر از کربلا در روزهاى بعد، ملاقات با امام سجاد(علیه السلام)صورت گرفته باشد.

این مطلب وقتى قوت مى یابد که بدانیم جابر پیرمردى نابینا بوده زیرا، بدیهى است وقتى پیرمردى نابینا از مدینه عازم زیارت قبر مولایش در کربلا مى شود با یک بار زیارت قبر حسین بن على(علیهما السلام) باز نمى گردد و یقینا مدتى در کربلا یا کوفه اقامت مى کند و بارها به زیارت آن مزار شریف مشرف مى شود. بنابراین اگر ملاقاتى بین جابر و امام سجاد(علیه السلام)صورت گرفته است باید در روزهاى پس از اربعین حسینى رخ داده باشد.

3 ـ همان گونه که گذشت استاد شهید قاضى طباطبائى در کتاب خود نه تنها تصریح مى کند که روایت عطیه بر اساس آن چه در بشارة المصطفى آمده تقطیع شده است و در نسخه اصلى در ادامه روایت به ملاقات جابر با امام سجاد و اهل بیت سیدالشهداء(علیهم السلام) تصریح شده است، بلکه معتقد است که در همان روز سر مطهر آن حضرت و بقیه سرها به بدن هاى شریفشان ملحق گردیده است.

اما با مشاهده بخش تقطیع شده روایت عطیه چنین مطلبى را نمى توان برداشت کرد، زیرا در آن بخشى ظاهراً در بشارت المصطفى حذف شده چنین آمده است: قال عطیة : فبینما نحن کذلک وإذاً بسواد قد طلع من ناحیة الشام فقلت : یا جابر هذا سواد قد طلع من ناحیة الشام. فقال جابر لعبده : انطلق إلى هذا السواد واتنا بخبره فإن کانوا من اصحاب عمر بن سعد فارجع إلینا لعلّنا نلجأ إلى ملجأ وإن کان زین العابدین(علیه السلام)فأنت حرّ لوجه الله تعالى .

قال : فمضى العبد فما کان بأسرع من أن رجع وهو یقول : یا جابر قم واستقبل حرم رسول الله(صلى الله علیه وآله)هذا زین العابدین(علیه السلام) قد جاء بعماته واخواته فقام جابر یمشى حا فى الاقدام مکشوف الرأس إلى أن دنا من زین العابدین(علیه السلام).

فقال الإمام : أنت جابر؟ فقال : نعم یابن رسول الله(صلى الله علیه وآله). فقال یا جابر : ههنا والله قتلت رجالنا وذبحت اطفا لنا وسبیت نساؤنا وحرقت خیامنا. ثمّ انفصلوا من کربلاء طالبین المدینة;18 عطیه گفت: مدّتى بر ما گذشت، در این هنگام از ناحیه شام سیاهى نمایان شد. گفتم: اى جابر سیاهى از طرف شام نمایان شده است. جابر به غلامش گفت: به سوى سیاهى برو و از آن براى ما خبر بیاور.

اگر از یاران عمر بن سعد بود فوراً براى ما خبر بیاور تا در پناهگاهى پناه گیرم. و اگر زین العابدین(علیه السلام)بود تو در راه خدا آزادى. آن غلام روانه شد و طولى نکشید که به سرعت بازگشت گفت: اى جابر برخیز و به استقبال حرم پیغمبر خدا برو. این زین العابدین(علیه السلام)است که به همراه عمه ها و خواهرانش به این سو مى آیند.

جابر برخاست و با گام هاى بلند در حالى که سرش برهنه بود به استقبال امام رفت وقتى به زین العابدین(علیه السلام)نزدیک شد. امام فرمود: آیا تو جابرى؟ گفت: بله اى فرزند رسول خدا. سپس امام فرمود: اى جابر بخدا سوگند اینجا مردان ما کشته شدند و کودکانمان ذبح شدند، زنهاى ما به اسارت رفتند و خیمه هاى ما به آتش کشیده شد. سپس کربلا را به قصد مدینه ترک کردند.

اکنون با توجه به متن فوق چند نکته را خاطر نشان مى شویم:

1. چرا عطیه از الحاق سر امام حسین(علیه السلام) به جسم مطهرش هیچ یادى نکرده است ؟ آیا در حالى که قاعدتاً مى بایست الحاق رأس شریف به بدن مطهر با تشریفات خاصى انجام مى شد و نقل هاى متعددى در باره آن وجود مى داشت مى توان تصور کرد عطیه به عنوان راوى واقعه، از این مسئله غفلت کرده و هیچ اشاره اى حتى به سر مطهر سیدالشهداء ننموده باشد؟! آیا مهم تر از آن، مسئله دیگرى بوده است که باعث شده است او از آن غفلت کرده باشد؟! آیا الحاق سر فرزند فاطمه زهرا((علیها السلام)) که چهل روز در شهر و دیار چرخانده شد و بر نوک نیزه ها جاى داشت و مورد بى مهرى ها و اهانت هاى بى حد و حصر یزیدیان واقع گردید مسئله کوچک و بى اهمیتى بوده است که عطیه از ذکر آن اغماض کرده یا آن را به فراموشى سپرده است؟!

2. اگر سر امام حسین به امام سجاد(علیهما السلام) تسلیم مى شد باید یزید دستور مى داد تا اهل بیت امام را به کربلا برند و پس از دفن سر حسین(علیه السلام) عازم مدینه شوند، در حالى که در هیچ یک از نقل هاى موجود از چنین دستورى خبرى نیست.

3. اگر سر امام حسین(علیه السلام) به امام سجاد(علیه السلام) تحویل مى شد از ابتدا مأموران همراه کاروان اسرا از آن مطلع بوده و راه خود را ابتدا به مقصد کربلا انتخاب مى کردند که در آن صورت نیازى به خواهش اهل بیت(علیهم السلام) از آنان در خصوص تغییر مسیر کاروان از مقصد مدینه به مقصد کربلا نبوده است.

4. اقوال فراوانى که از دفن سر مطهر امام حسین(علیه السلام) در جایى غیر از کربلا حکایت دارد بعضاً معارض هاى خوبى براى این اعتقاد خواهند بود.19

به هر حال، پرسش ما این است که با توجه به وجود ادله و اقوال مختلف در خصوص دفن سر مطهر امام(علیه السلام)و پراکندگى و تشتت آن اقوال که خود ایشان بر آن ها واقف بوده وبسیارى از آن اقوال را در کتاب خود آورده است و بالغ بر پنجاه صفحه از کتاب خود را به آن اختصاص داده است،20 و نیز با وجود خدشه ها واشکالاتى که برخى از علما و صاحب نظران به نظریه دفن سر مطهر امام حسین(علیه السلام)در کنار پیکر مطهرش کرده اند ، چگونه مى توان با این اندازه از اطمینان و جزم معتقد شد که سر امام حسین(علیه السلام) در روز اربعین توسط امام سجاد(علیه السلام)به پیکر مطهرش ملحق گردیده است ! ؟ آیا اصولا در یک مسئله تاریخى به جز در مواقعى که اخبار متواتر و بدون معارض یک امرى را تصریح مى کنند مى توان به چنین جزم و یقینى دست یافت ؟!

نتیجه آن که اشاره نشدن الحاق سر مطهر سیدالشهداء به بدن شریفش در روایت عطیه ما را به دو نتیجه محتمل نزدیک تر مى سازد، و بر اساس هر دو نتیجه، رسیدن کاروان اسرا در اربعین اول به کربلا و دفن سر امام حسین(علیه السلام)در همان روز در کنار بدن مطهرش را به زیر سؤال مى برد :

نخست، آن که اگر تقطیع روایت عطیه صحیح باشد باید بپذیریم سرهاى شهدا در روز اربعین همراه امام سجاد(علیه السلام)نبوده است، زیرا اگر این گونه بود عطیه حتماً به همراه جابر در تدفین آن ها شرکت نموده ودر روایت خود آن واقعه مهم را با تفصیل نقل مى کرد;

دوم، آن که روایت عطیه همان است که در بشارة المصطفى آمده و ادامه اى نداشته است ، پس اهل بیت امام حسین(علیه السلام)در روز اربعین به کربلا نرسیده اند و جابر در اربعین حسینى پس از زیارت قبر مطهر حسین بن على(علیه السلام)به کوفه عزیمت کرده است و بازماندگان سیدالشهداء(علیه السلام)در روز اربعین به کربلا نرسیده اند و هیچ ملاقاتى در آن روز بین امام سجاد(علیه السلام)و جابر رخ نداده است .

یکى دیگر از قائلان عزیمت اهل بیت امام(علیهم السلام) به کربلا سید ابن طاووس در کتاب لهوف است. ایشان مى نویسد: قال الراوى : ولمّا رجع نساء الحسین(علیه السلام) وعیاله من الشام وبلغوا إلى العراق قالوا للدلیل : مُرّ بنا على طریق کربلاء... ;21 راوى مى گوید: هنگامیکه زنان و فرزندان حسین(علیه السلام) از شام بازگشته به عراق رسیدند به راهنما گفتند: ما را از مسیر کربلا ببر.

پذیرفتن این جمله سید ابن طاووس نیز در هر حال، مشکل خواهد بود، زیرا رفتن بازماندگان سید الشهداء(علیه السلام)به کربلا از دو حال خارج نبوده است: یا از ابتداى حرکت قصد عزیمت به کربلا را داشتند، و یا در بین راه تصمیم خود را عوض کرده و قصد زیارت مرقد مطهر حسین(علیه السلام) نمودند.

اما اگر کاروان اسرا پس از آزادى، از ابتدا قصد عزیمت به کربلا را داشتند از همان ابتدا مسیر عراق و کربلا را پیش گرفته و نیازى به درخواست آنان بین راه از راهنمایان و گماشتگان یزید نبود تا آنان را به کربلا ببرند. و اما اگر قصد اولیه آنان مراجعت به مدینه منوره بوده و عزیمت به کربلا را قصد نکرده بودند، در آن صورت مسیر شام به مدینه را که راهى غیر از مسیر شام به عراق است در پیش گرفته و هرگز از عراق نمى گذشتند تا به هنگام رسیدن به عراق اهل بیت(علیهم السلام)از آنان بخواهند تا راه خود را به سوى کربلا کج کرده و آنان به زیارت مرقد مطهر سیدالشهداء(علیه السلام) نایل آیند .

بنابراین، مشاهده مى شود که تقریباً نمى توان به هیچ یک از ادله قائلان به رسیدن اهل بیت امام حسین(علیه السلام) به کربلا در روز اربعین اعتماد بایسته اى پیدا کرد و این امر هم چنان در هاله اى از ابهام باقى خواهد ماند، بلکه نرفتن اهل بیت امام به کربلا در راه بازگشت یا دست کم رسیدن به کربلا اما پس از اربعین شهداى کربلا از قوت بیشترى برخوردار است.

نتیجه

با توجه به بررسى پنج مطلب اساسى که با رسیدن کاروان اسرا به کربلا در روز اربعین ارتباط مستقیم داشت نتایج ذیل قابل اخذ خواهد بود:

1 ـ میزان زندانى بودن کاروان اسرا در کوفه دقیقاً معلوم نیست وبا توجه به زمانى که براى ارسال نامه ابن زیاد به شام و دریافت پاسخ آن از یزید لازم بود نمى توان گفت که خروج اسرا از کوفه قبل از 25 محرم بوده است ، مگر آن که معتقد شویم نامه اى براى کسب تکلیف در مورد اسرا بین ابن زیاد و یزید ردّ و بدل نشده است . بدیهى است که در آن صورت مدت زندانى شدن بازماندگان امام حسین(علیه السلام) در کوفه کوتاه بوده است . به هر حال، در مورد مدت توقف آنان در کوفه نمى توان اظهار نظر دقیق و یقین آورى ارائه نمود اگر چه با توجه به شواهد تاریخى زندانى بودن اسراى آل محمد به مدت نزدیک به دو هفته از احتمال بیشترى برخوردار است;

2 ـ انتقال کاروان اسرا از مسیر بادیة الشام به دلیل کویرى و صعب العبور بودن، و هم چنین به دلیل مرسوم نبودنِ عبور از آن و بالأخره به دلیل عدم وجود هیچ شاهد و مدرکى بر آن، منتفى بوده و قابل اثبات نیست، از این رو باید آن ها را از مسیر سلطانى یا میانه ـ آن گونه که به تفصیل گذشت ـ به شام منتقل کرده باشند;

3 ـ از آن جا که پیمودن فاصله بین کوفه و شام براى کاروان اسرا سریع تر از پیک ها ممکن و متصور نبوده است، قاعدتاً باید زمانى حدود دو هفته براى آن در نظر گرفت;

4 ـ براى مدت اقامت اهل بیت سید الشهداء در شام نمى توان به نظرى قابل قبول و قطعى دست یافت، و به همین دلیل، تعیین زمان خروج آنان از شام نیز میسر نخواهد بود. اما آن چه نزدیک به یقین مى توان باور داشت این است که زمان اسارت و پس از آن، اقامت اهل بیت امام(علیه السلام) در شام بیش از هفت یا ده روز بوده است;

5 ـ چگونگى قصد عزیمت کاروان اسرا به کربلا پس از آزادى از بند یزید چندان مشخص نیست; یعنى معلوم نیست که آیا از هنگام حرکت از شام قصد کربلا نموده اند یا در بین راه تصمیم خود را تغییر داده اند؟ آیا از راه سلطانى یا راه میانه به سوى مدینه بازگشتند یا از راه مستقیم که از کنار دریاى مدیترانه مى گذرد ؟

6 ـ در یک جمع بندى نهایى مى توان چنین نتیجه گیرى نمود که گرچه بر اساس قول مشهور رفتن کاروان اسرا به کربلا در راه بازگشت پذیرفتنى است و اصرارى بر انکار آن وجود ندارد، اما رسیدن آنان در روز اربعین به کربلا با توجه به ابهامات بسیار و نیز شواهد وقراینى که برخى از آن ها در همین مقاله ذکر شد ممکن نبوده اصرار بر تحقق آن چندان قابل قبول نخواهد بود;

7 ـ با توجه به این که اثبات رسیدن کاروان اسراى آل محمد(صلى الله علیه وآله) به کربلا در روز اربعین اول، مؤونه بسیارى داشته و تقریباً امکان پذیر نیست، پس چه امرى باید برخى محققان را تا این اندازه مصمم ساخته باشد که آن را بپذیرند و براى اثباتش تلاش کنند؟ آیا براى اثبات فضیلت زیارت اربعین سیدالشهدا(علیه السلام)، روایات معصومان(علیهم السلام)کفایت نمى کند؟!

آیاباید رسیدن اتفاقى اهل بیت سیدالشهداء(علیه السلام) به کربلا در روز اربعین به آن ضمیمه شود؟! به نظر مى رسد حتى اگر روایتى بر فضیلت و استحباب زیارت اربعین نداشته باشیم (که البته این چنین نیست و در روایتى از معصوم(علیه السلام)، زیارت اربعین از علایم مؤمن دانسته شده است)52 رسیدن اتفاقى کاروان اسرا به کربلا در روز اربعین بر فرض اثبات نیز نمى تواند وجه استحباب و فضیلت آن زیارت باشد.

والله اعلم وله الحمد

پی نوشت:

1 . مجلسى، بحارالأنوار : ج 45 ص 196 .

2 . قاضى نعمان مغربى، شرح الأخبار، ج 3، ص 269 .

3 . نجفى، قاضى طباطبائى، همان، ص 44.

4 . اقبال الأعمال : 589، اعلام الورى، ص 249 .

5 . طبسى نجفى، مقتل الإمام الحسین، ص 285 .

6 . قاضى طباطبائى، همان، ص 45 ـ 46 .

7 . ر.ک: مهیج الأحزان.

8 . به نقل از طراز المذهب.

9 . خوارزمى، مقتل الحسین(علیه السلام)، ج 2 ص 72. البته این اخبار ممکن است مربوط به زمانى باشد که سر امام به شام رسانده شده، ولى کاروان اسرا هنوز نرسیده باشد .

10 . مصباح المتهجّد، ص 730; و مجلسى، بحارالأنوار، ج 101، ص 334 .

11 . العدد القویة، ص 219; مصباح کفعمى، ص 489 و 510.

12 . الرکب الحسینى، ج 6 ص، 270 .

13 . قاضى طباطبائى، همان، ص 359.

14 . همان.

15 . همان، ص 179 - 221 .

16 . همان، ص 179.

17 . همان، ص 186.

18 . کلینى الکافى : ج 4 ص 571; ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 83، فرحة الغرى، ص 92 ج 8; بحارالأنوار، ج 45 ص 178 ح 28 .

19 . قاضى طباطبائى، همان، ص 304 - 352.

20 . سید بن طاووس، اللهوف، ص 225 .

21 . شیخ طوسى، تهذیب الاحکام، ج 6، ص 52، ح 122; و مجلسى بحار الأنوار، ج 101، ص 322، به نقل از: تهذیب، مصباح الزائر و اقبال سید، و مزار شهید.

محمد تقى سبحانى نیا/ کارشناس ارشد الهیات و معارف اسلامى

منبع: فصلنامه تاریخ در آیینه پژوهش ش 6

دی شیخ با چراغ همی‌‌گشت گرد شهر

کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها