اربعین حسینى 2
شنبه 30 آذر 1392 9:16 AM
بخش دوم و پایانی
4.مدت زمان اقامت اهل بیت امام در شام
یکى دیگر از امورى که با رسیدن اهل بیت سیدالشهداء در روز اربعین به کربلا ارتباط مستقیم دارد روشن شدن میزان اقامت آنان در شام است . همان گونه که موارد قبلى تا اندازه اى مشکوک و غیر متیقن بود این مسئله نیز به یقین معلوم نیست، حتى تشتت اقوال و اخبار در این خصوص بیش از موارد قبل است .در میان اقوال مربوط به میزان اقامت اهل بیت سید الشهداء در شام مى توان به موارد ذیل اشاره نمود :
1. توقف کاروان اسرا در شام به مدت 8 روز;1
2. قاضى نعمان توقف آنان را در مکان بى سقف به مدت یک ماه و نیم روایت مى کند، علاوه بر آن، یاد آور شده که به مدت هفت روز در خانه یزید مانده اند به عزادارى پرداخته اند: وقیل ان ذلک بعد ان أجلسهن فى منزل لا یکنّهنّ من برد ولا حر فأقاموا فیه شهراً ونصف حتّى اقشرّت وجوههنّ من حرّ الشمس ثمّ اطلقهن;2 گفته شده است که این واقعه (عزادارى در خانه یزید به مدت 7 روز) بعد از آن بود که به مدت یک ماه و نیم در خانه اى که نه از گرما و نه از سرما از آنها محافظت مى کرد بود، تا اینکه صورت هایشان از گرمى آفتاب سیاه شد و پوست انداخت، و سپس آزاد شدند.
محدث نورى نیز این قول را تأیید کرده و اقامت اهل بیت را در خانه یزید به مدت ده روز جداى از زندانى شدن آن ها در مکان بدون سقف که از گرما و سرما حفاظت نمى کرد، مى داند;3
3. ابن طاووس نیز در اقبال الأعمال مدت اقامت آن ها را یک ماه ذکر کرده است.4
هم چنین مرحوم طبسى نجفى اقامت و حبس اهل بیت را در شام کمتر از یک ماه ندانسته و در کتاب خود مى نویسد : أنّ ظاهر عدّة التواریخ أنّ توقّفهم فى الشام لا یقل من شهر.5 ظاهر تعدادى از کتب تاریخ این است که توقف آنها در شام کمتر از یک ماه نبوده است.
4. قول دیگرى اقامت آنان را شش ماه دانسته و سید بن طاووس آن را بدون قائل مى داند;6
5. نقل هاى دیگرى نیز بر اقامت 18 روزه7یا 45 روزه8 و حتى یک ساله اهل بیت در شام دلالت دارند که عمدتاً اقوال شاذ و نادر مى باشند.
این مسئله نزد امامیه از ابهام بیشترى برخوردار است، زیرا آنان از یک سو با اقوالى که حاکى از حبس طولانى مدت اهل بیت در مکانى بدون سقف که از سرما و گرما محافظت نمى کرد موافق اند تا آن جا که تصریح مى کنند صورت هاى اهل بیت امام(علیه السلام) سیاه شده و پوست انداخته بود، و از سوى دیگر براى اثبات رسیدن کاروان اسرا به کربلا در اربعین اول با قول توقف کوتاه در شام موافق اند . این دو امر با هم سازگارى نداشته و همین مسئله کار را بر امامیه مشکل تر ساخته است.
البته رجوع به اخبار مربوط به اقامت کاروان سیدالشهداء در شام تقریباً ما را به این امر مطمئن مى سازد که اقامت آنان به مدت هشت یا ده روز نبوده است ، زیرا اولا: اقامت در مکانى که از گرما و سرما محافظت نمى کند به اندازه اى که صورت هاى اهل حرم سیاه شده و پوست آنان بسوزد هرگز نمى توانست مدت کوتاهى باشد، زیرا طبق نقل هاى معتبر کاروان اسرا با مرکب هایى که بدون کجاوه بود به شام انتقال داده شدند و صورت هایشان نیز باز بوده است ، پس اگر قرار بود صورتهایشان مى سوخت و پوست مى انداخت باید در راه رخ مى داد، نه در مدت کوتاه اقامت و حبس در مکان بى سقف .
اما همین که چندین خبر معتبر سوختن پوست هاى صورت اهل حرم را به زمان حبس در زندان بى سقف نسبت داده اند در واقع یکى از اغراض آنان علاوه بر اشاره به گرمى هوا و بى سقف بودن مکان زندان، یادآورى طولانى بودن مدت حبس در چنین مکانى بوده است، علاوه بر آن که شاید از آن بتوان چنین نتیجه نیز گرفت که اسرا را از مسیر بادیة الشام نیز به شام منتقل نکرده اند، زیرا در آن صورت باید علت سوختگى پوست صورت اهل بیت سیدالشهداء(علیهم السلام) به مسیر بین کوفه تا شام نسبت داده مى شد.
هم چنین باید اسکان در خانه یزید و برپایى هفت روز عزادارى در آن سرا را به آن حبسِ ظاهراً طولانى مدت اضافه نمود و نیز واگذار نمودن اختیار اقامت در شام یا بازگشت به مدینه را به اهل بیت و انتخاب بازگشت به مدینه از سوى آنان و مدت زمانى را که براى تجهیز کاروان لازم بوده است تا براى انتقال خاندان سیدالشهداء(علیه السلام) از شام به مکانى دورتر از کوفه، یعنى به مدینه منتقل سازد هر یک زمانى مى طلبد که باید به مجموع زمان محاسبه شده قبل اضافه کرد. از این رو اعتقاد به اقامت هشت یا ده روزه اسرا در شام با واقعیت مطابقت نخواهد داشت و انتخاب آن چندان محققانه نیست .
مرور رفتار یزید با سر مطهر امام(علیه السلام) و خاندان آن حضرت نشانه آن است که باید تغییر رفتار یزید در مدت زمان قابل توجهى رخ داده باشد، زیرا یزید به عنوان خلیفه یا به عبارت دیگر حاکم مطلق سرزمین پهناور اسلام نمى توانست رفتار خشن همراه با طعن و تعریض به بازماندگان سیدالشهداء را به راحتى و در مدت چند روز، کاملا تغییر دهد و از امام سجاد دل جویى کند.
توضیح آن که یزید ابتدا با جسارت به سر مطهر سید الشهداء(علیه السلام)در مجالس متعدد و تحقیر بازماندگان امام(علیه السلام)در صدد فرو نشاندن آتش کینه و عداوت خود با آل محمد(صلى الله علیه وآله)برآمد، به آنان بى مهرى کرد و آنان را در مکانى نامناسب و بدون سقف زندانى نمود، اما آن گاه که اوضاع را نامناسب و متشنج یافت و اعتراض و ناخرسندى مردم، حتى اطرافیانش را مشاهده کرد براى جلوگیرى از تنفر افکار عمومى کم کم تغییر موضع داد، اسراى آل محمد(صلى الله علیه وآله) را در دربار و منزل خود اسکان نمود و امام سجاد(علیه السلام) را بر سر سفره خود نشاند و به آن ها اجازه اقامه عزادارى براى سیدالشهداء و اصحاب با وفایش را داد و در مرحله آخر از امام سجاد(علیه السلام)دل جویى کرد و گناه به شهادت رساندن سیدالشهداء(علیه السلام) را به گردن ابن زیاد انداخته خود را از این جنایت تبرئه نمود .
بدیهى است براى این که یزید متوجه اشتباه خود شود باید زمانى سپرى مى شد و اوضاع جارى را ارزیابى مى نمود و هم چنین پس از آن که اشتباه خود را فهمید براى این اندازه تغییر موضع نیز نیاز به زمانى کافى داشت. او زمانى که دریافت دشمنى بیشتر با خاندان پیامبر ارکان حکومتش را متزلزل مى سازد تغییر موضع داد و آن گاه دریافت که باید همچون پدرش معاویه از درِ حیله و نیرنگ وارد شود تا بتواند اوضاع را به کنترل درآورد و از آشوب جامعه جلوگیرى به عمل آورد.
لذا کم کم با اتخاذ موضعى دوستانه با اهل بیت سیدالشهداء(علیه السلام) و اسکان آنان در کاخ خود و اجازه برپایى عزادارى تلاش کرد تا افکار عمومى را به نفع خود تغییر داده و از بروز تشنج جلوگیرى کند. پس در واقع یزید چاره اى جز این تظاهرها و فریب کارى ها نداشت تا از این ره گذر آتشى را که برافروخته، خاموش ساخته و جلوى فتنه و آشوب را بگیرد.
البته پس از فروکش کش آتش غرور و نخوتش و پس از دریافتن عمق فاجعه اى که مرتکب شده بود، براى جلوگیرى از آشوب عمومى و بروز ناآرامى و اعتراض در شام و دیگر بلاد، مجبور بود ضمن آسان گرفتن بر اسرا و اظهار همدردى با آنان و انداختن بار سنگین جنایت بر دوش ابن زیاد، اهل بیت امام حسین(علیه السلام) را با حالت اکرام واحترام در شام نگاه دارد و به همگان نشان دهد که به آن ها اکرام کرده و احترام مى کند تا از این طریق اوضاع را تحت کنترل داشته باشد.
لذا فرستادن خاندان اسرا به مدینه، آن هم قبل از آن که گرد عزا را از آنان تا حدى بزداید و خستگى سفر دور و دراز مکه تا کربلا و کربلا تا شام را از تن آنان بیرون کند چیزى جز فراهم آوردن زمینه آشوب و قیام مردمى در گوشه و کنار بلاد کشور اسلامى به دنبال نداشت.البته او مى توانست حتى آن گاه که اهل بیت را در مکان بى سقف که از گرما و سرما محافظت نمى کرد زندانى کرده بود در بین مردم چنین تبلیغ کند که آن ها را در خانه خود اسکان داده و احترام مى کند .
به هر حال، یزید اگر چه نمى توانست اهل حرم پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) را در حالت اسارت و با وضعیت اسفبار و دل خراش آن هم به صورت آشکارا در شام نگاه دارد و احساسات و عواطف مسلمانان را در شام جریحه دار سازد، امّا مى توانست آنان را اگر چه با اکراه در حالت احترام و اکرام در شام نگاه داشته و ظاهرا با آنان اعلام هم دردى کند تا مانع از برافروخته شدن آتش غضب دوست داران اهل بیت شده و آن را فرو نشاند و اوضاع بلاد را در کنترل خود نگه دارد، و پس از آن که اوضاع از آرامش نسبى برخوردار شد و مصیبت سیدالشهداء در بین اذهان عموم جامعه به وادى فراموشى سپرده شد اهل بیت امام را روانه مدینه کند .
نتیجه آن که به نظر مى رسد یزید نه تنها مى توانست اهل بیت را با این وضعیت در شام نگاه دارد، بلکه او مجبور بود آن را عملى سازد تا آب ها از آسیاب افتاده و آرامش در جامعه حکم فرما شود، زیرا رها ساختن خاندان سیدالشهداء در حالى که هنوز گَرد عزا بر چهره آنان نشسته، و غم و اندوه در دل هاى آنان موج مى زد و بغض گلوهایشان را مى فشرد امرى عجیب و از عقل سیاسى به دور بوده است . بدیهى است این امر زمینه هرگونه آشوب و ناآرامى را در مناطقى که اهل بیت از آن جا عبور مى کردند را فراهم مى ساخت و اوضاع را براى حکومت مرکزى ناامن مى کرد .
بنابراین، نگهدارى اهل بیت در شام براى مدتى پیش از آن چه مشهور است (هشت یا ده روز) تقریباً قطعى بوده و شواهد تاریخى نیز بر آن دلالت مى کند.و امّا مرور وقایعى که در شام اتفاق افتاده هر انسانى را مطمئن مى سازد که آن وقایع در مدت هشت روز نمى توانسته است اتفاق افتاده باشد. ما در این جا وقایعى را که در شام واقع شده، ذکر مى کنیم و قضاوت را بر عهده خواننده محترم مى گذاریم :
1. ورود سر مطهر سیدالشهداء به شام در اول صفر و وجود برخى شواهد و قراین مبنى بر ورود کاروان اسرا در روزهاى بعد;
2. مجلس یزید در روز اول ورود اسرا به شام که شواهد زیادى دلالت دارد در روز اول صفر نبوده و چندین روز پس از آن بوده است;
3. زندانى شدن به مدت طولانى در مکانى بدون سقف که از سرما و گرما محافظت نمى کرد;
4. سخنرانى امام سجاد در مسجد اموى پس از سخنرانى خطیب یزید;
5. مجلس هاى بعدى امام سجاد با یزید . بدیهى است که فراهم آمدن امکان سخنرانى امام سجاد(علیه السلام) در مسجد اموى یا مجلس امام سجاد(علیه السلام) با یزید نیاز به گذشت زمان و ایجاد زمینه مناسب داشت;
6. حاضر کردن یزید، امام سجاد را بر سر سفره خود و نیز مجلسى که یزید در آن از فرزند امام مجتبى(علیه السلام)خواست تا با فرزندش کشتى بگیرد;
7. مجالسى که یزید با اطرافیانش برگزار مى کرد و در آن سر امام را مقابل خود گذاشته و شرب خمر مى نمود;9
8. اسکان اهل بیت در خانه یزید و عزادارى اهل بیت در آن جا به مدّت یک هفته;
9. ملاقات منهال با امام سجاد(علیه السلام) در بازار شام که حاکى از اقامت نسبتاً طولانى اسرا در شام است، زیرا اگر اقامت اسرا در شام کوتاه بود حضور امام سجاد در بازار وملاقات منهال با حضرت در بازار چندان منطقى به نظر نمى رسد;
10. زمان مورد نیاز براى تجهیز کاروان براى انتقال اهل بیت امام از شام به مدینه که مسیرى بسیار طولانى بوده است;
11. پرداخت دیه و خون بهاى شهداء و اهل بیت از سوى یزید و اعتراض شدید فاطمه بنت الحسین;(علیه السلام)
12. تغییر موضع 180 درصدى یزید و تبدیل شدن دشمنى آشکار او با حسین بن على و پدر بزرگوارش على بن ابیطالب (علیهما السلام) به موضعى دوستانه و همراه با دل سوزى و تفقد از امام چهارم و اهل بیت حسین بن على(علیه السلام).
البته آن چه شمرده شد تنها وقایعى است که در کتاب هاى تاریخ نقل شده است، اما به یقین حوادث دیگرى نیز واقع شده است که مورخان به دلیل رعایت اختصار از ذکر آن پرهیز کرده اند. اکنون این خواننده گرامى است که مى تواند قضاوت کند آیا تحقق این وقایع عادتاً در مدّت هشت یا ده روز ممکن است یا زمان بیشترى مى طلبد.
نکته دیگرى که باید در نظر داشت ملاحظه حال و روز اهل بیت سیدالشهداء(علیه السلام)است. کاروانى که متشکل از بیست زن و پانزده بچه خردسال، با حالتى رنج کشیده و داغدیده، اسارت کشیده و کتک خورده که از هشتم ذى حجه تا اوایل صفر یعنى نزدیک به دو ماه در حال سفر و طىّ طریق بوده است و سخت ترین فشارهاى جسمى و بالاترین فشارهاى روحى و روانى را متحمّل شده است آیا مى توانسته است تنها پس از هشت یا ده روز اقامت در شام آن هم به صورت فلاکت بار و دل خراش بدون کمترین استراحت یا آرامشى بار دیگر بار سفرى دیگر را ببندد و عازم مدینه گردد؟!
البته اگر چه این امور دلیلى قاطع براى اثبات اقامت بیشتر در شام نیست، امّا یقیناً قراین و شواهدى است که مى تواند ما را به واقعیت نزدیک تر سازد.اما در مورد فرمان خروج کاروان اسرا از شام ـ با توجه به آن چه گذشت ـ نمى توان به تاریخ دقیقى رسید مگر این که بر اساس برخى نقل ها روز بیستم صفر روز خروج اهل بیت از شام بوده است، زیرا شیخ طوسى در مصباح المتهجد مى فرماید :
و فى الیوم العشرین منه (صفر) کان رجوع حرم سیّدنا أبى عبدالله الحسین بن على بن ابیطالب(علیهما السلام)من الشام إلى مدینة الرسول(صلى الله علیه وآله);10 و در بیستمین روز ماه صفر بازگشت خانواده آقاى ما اباعبدالله حسین بن على بن ابى طالب(علیهم السلام) از شام به مدینه نبوى واقع شده است.
برخى متون دیگر نیز این قول را تأیید و عبارت هایى نظیر آن ذکر مى کنند.11 اما صاحب کتاب «مع الرکب الحسینى» پس از نقل این اقوال، آن ها را به زمان خروج از شام حمل مى کند ، نَه زمان رسیدن به مدینه.12 البته همان گونه که گذشت اقامت اهل بیت در شام ظاهرا طولانى بوده و پذیرفتن قول خروج اهل بیت از شام در تاریخ بیستم صفر با هیچ یک از اقوال گذشته که میزان اقامت آنان را در شام بیان مى کرد قابل جمع نیست ولذا پذیرش آن نیز در بوته اى از ابهام قرار خواهد داشت .
دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر
کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست